JAI NewsRoom مدیریت

۳۳ میلیون زن در سن کار؛ فقط ۴.۵ میلیون نفر فعال‌

03 اسفند 1404 | 09:00 •کار
۳۳ میلیون زن در سن کار؛ فقط ۴.۵ میلیون نفر فعال‌

جمعیت زنان و مردان آماده به کار در ایران برابر است ، اما سدِ سنت و مسئولیت‌های خانه، نرخ حضور زنان در بازار را به ۱۴ درصد رسانده؛ شکافی که بعد از ازدواج عمیق‌تر هم می‌شود.

در حالی که زنان نیمی از جمعیت ۸۵ میلیونی ایران را تشکیل می‌دهند و تعداد زنان و مردان در سن کار تقریبا برابر است، حضور آن‌ها در بازار کار فاصله‌ای عمیق با این توازن جمعیتی دارد. طهورا قربانعلی، پژوهشگر موسسه عالی آموزش و پژوهش برنامه‌ریزی، در نشست «عدالت جنسیتی در نظام اشتغال؛ چالش‌ها و راهکارها» تصویری آماری از این شکاف ارائه کرد؛ این اعداد نشان می‌دهد با یک نابرابری گذرا روبه‌رو نیستیم، بلکه با شکافی ریشه‌دار در ساختار بازار کار مواجهیم.

او سخنانش را با معرفی ساختار جمعیتی کشور آغاز می‌کند: «جمعیت ایران حدود ۸۵ میلیون نفر است و تقریبا نیمی از آن را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین جمعیت در سن کار زنان و مردان تقریبا برابر و هر کدام حدود ۳۳ میلیون نفر است.»

اما این برابری در نقطه ورود به بازار کار فرو می‌ریزد. قربانعلی توضیح می‌دهد از ۳۳ میلیون زن در سن کار، فقط حدود ۴.۵ میلیون نفر در جمعیت فعال قرار دارند؛ یعنی یا شاغل‌اند یا در جست‌وجوی کار. در مقابل، بیش از ۲۸ میلیون زن در سن کار در دسته جمعیت غیرفعال قرار می‌گیرند. این در حالی است که جمعیت فعال مردان بیش از ۲۲ میلیون نفر است.

مشارکت پایین؛ مسئله‌ای فراتر از آمار

به گفته این پژوهشگر، نرخ مشارکت اقتصادی کل در ایران حدود ۴۰ درصد است؛ عددی که طی یک دهه گذشته تقریباً ثابت مانده. اما پشت این میانگین، یک شکاف جنسیتی جدی پنهان است. «نرخ مشارکت زنان حدود ۱۴ درصد است، در حالی که نرخ مشارکت مردان بین ۶۸ تا ۷۰ درصد در نوسان بوده و تقریباً با بسیاری از کشورهای OECD قابل مقایسه است.»

او تأکید می‌کند پایین بودن نرخ مشارکت زنان، عامل اصلی پایین بودن نرخ مشارکت کل کشور نسبت به کشورهای منطقه است. حتی در مقایسه با برخی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا که ساختارهای فرهنگی مشابهی دارند، نرخ مشارکت زنان در ایران پایین‌تر است.

قربانعلی این وضعیت را نشانه چالش در بعد «عرضه» بازار کار می‌داند؛ یعنی گروهی از زنان امکان ورود به بازار کار را دارند اما به دلایل مختلف از جمله مسئولیت‌های مراقبتی، ساختار خانواده و هنجارهای فرهنگی وارد بازار کار نمی‌شوند.

ورود سخت، ماندن سخت‌تر

اما مسئله فقط ورود نیست. در بعد «تقاضا» نیز شکاف آشکار است. قربانعلی می‌گوید: «نرخ بیکاری زنان تقریباً دو برابر مردان است.» به این معنا که حتی زنانی که وارد بازار کار می‌شوند و در جست‌وجوی شغل‌اند نسبت به مردان احتمال کمتری دارد که بتوانند کار پیدا کنند.

تاهل؛ نقطه جدایی زنان از بازار کار

قربانعلی با نگاهی به لایه‌های پنهان این شکاف، به تأثیر تعیین‌کننده وضعیت تاهل بر حضور اقتصادی زنان اشاره می ‌کند. به گفته او، آمارها نشان می‌دهد که نرخ مشارکت زنان مجرد تفاوت چندانی با مردان مجرد ندارد و میل به اشتغال در میان آن‌ها بسیار بالاست؛ اما این روند با ازدواج دستخوش تغییری بنیادین می‌شود: «پس از تاهل، نرخ مشارکت زنان به شکل محسوسی سقوط کرده و به حدود یک‌پنجم نرخ مشارکت مردان می‌رسد؛ پدیده‌ای که مستقیماً با گره خوردن مسئولیت‌های خانوادگی و مراقبتی به نقش‌های جنسیتی پیوند دارد.»

او در ادامه به اثرپذیری متفاوت زنان از شوک‌های اقتصادی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد تجربه سال‌های شیوع کرونا نشان داد هر شوکی که به بازار کار وارد می‌شود، اثر منفی شدیدتری بر اشتغال زنان می‌گذارد. کاهش نرخ مشارکت در دوره کرونا نیز به گفته او این آسیب‌پذیری را آشکارتر کرده است.

چالش عرضه و تقاضا؛ دو روی یک سکه

قربانعلی در جمع‌بندی صحبت‌هایش، بازار کار زنان در ایران را با دو چالش همزمان توصیف می‌کند که یکی در سمت «عرضه» و دیگری در سمت «تقاضا» ریشه دارد. او بر این باور است که از یک سو، بخشی از زنان به دلایل نهادی، ساختار خانواده و مسئولیت‌های مراقبتی اصلاً وارد بازار کار نمی‌شوند که این همان چالش بخش عرضه است. از سوی دیگر، حتی زنانی که تصمیم به ورود می‌گیرند و جزو جمعیت فعال می‌شوند، با احتمال کمتری برای پیدا کردن شغل روبه‌رو هستند که نشان‌دهنده ضعف در بخش تقاضاست.

او می‌گوید این وضعیت نشان می‌دهد که پاسخ به گرهِ اشتغال زنان را نباید فقط در شاخص‌های اقتصادی جست‌وجو کرد. قربانعلی به این نکته اشاره می‌کند که برای درک واقعی این شکاف، باید سراغ بررسی‌های دقیق‌تر منطقه‌ای، اجتماعی و نهادی رفت؛ چرا که جایگاه فعلی زنان در بازار کار، در حقیقت آیینه‌ای از ساختارهای عمیق‌تر اجتماعی در کشور است.

بازگشت به فهرست