JAI NewsRoom مدیریت

آیا هوش مصنوعی می‌تواند در مهارت‌های اجتماعی و عاطفی با نیروی کار رقابت کند؟

17 مرداد 1405 | 08:30 •جهان
آیا هوش مصنوعی می‌تواند در مهارت‌های اجتماعی و عاطفی با نیروی کار رقابت کند؟

هوش مصنوعی پیامدهای مهمی برای مهارت‌هایی دارد که کارگران برای دسترسی به مشاغل باکیفیت به آن نیاز دارند. این مقاله از سازمان‌ بین‌المللی کار استدلال می‌کند که مهارت‌های پایه‌ای بیش از تخصص در حوزه هوش مصنوعی، نقشی محوری در توانایی نیروی کار برای عبور از این تحول خواهند داشت.

پذیرش سریع هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن بازارهای کار است. با توجه به وضعیت کنونی این فناوری، ممکن است حدود ۲۴ درصد از نیروی کار جهان در معرض تاثیرات هوش مصنوعی قرار داشته باشند. انتظار می‌رود برخی مشاغل از بین بروند و برای حمایت از کارگران آسیب‌دیده، به یک واکنش سیاستی قوی نیاز خواهد بود. با این حال، احتمال بیشتری وجود دارد که بیشتر مشاغل به جای حذف شدن، دستخوش تغییر شوند.

تغییر در نیازهای مهارتی، یکی از عناصر مهم این تحول است. چنین دیدگاهی این پرسش را مطرح می‌کند که کارگران برای سازگاری با هوش مصنوعی و در نهایت دستیابی به مشاغل باکیفیت، به چه مهارت‌هایی نیاز دارند؟ در نگاه نخست، پاسخ ساده است: «مهارت‌های هوش مصنوعی» مورد نیاز خواهند بود؛ این یادداشت تلاش می‌کند تا چنین تصوری را بررسی کند.

استدلال ما این است که چالش اصلی، کمتر به سرمایه‌گذاری در تخصص هوش مصنوعی مربوط می‌شود و بیشتر به این موضوع بازمی‌گردد که چگونه می‌توان اطمینان یافت نیروی کار گسترده‌تر قادر است به‌طور موثر در کنار هوش مصنوعی کار کند. «مهارت‌های قدیمی» (به‌ویژه مهارت‌های شناختی پایه و مهارت‌های اجتماعی و عاطفی) در روند سازگاری نیروی کار با این تغییر، نقشی کلیدی خواهند داشت.

این مهارت‌های پایه، در کنار تخصص‌های مرتبط با هر حوزه کاری، اساس شکل‌گیری مجموعه مهارت‌های کامل‌تری هستند که به کارگران کمک می‌کنند در عصر هوش مصنوعی به مشاغل باکیفیت دسترسی پیدا کنند.

کدام مهارت‌ها مورد تقاضا هستند؟

سازمان بین‌المللی کار (ILO) در گزارش جدید و مهم خود با عنوان «یادگیری مادام‌العمر و مهارت‌های لازم برای آینده»، میلیون‌ها موقعیت شغلی آنلاین خالی از کشورهای برزیل، مصر، اردن، مراکش، آفریقای جنوبی، امارات متحده عربی و اروگوئه را بررسی می‌کند.

از آنجا که این کشورها از مناطقی هستند که ادبیات مهارت کمتر بر آنها تمرکز دارد، این تحلیل، چگونگی تکامل تقاضای مهارت کارفرمایان در بازارهای کار مختلف را روشن می‌کند.

در تمام بازارهای کار آنلاین بررسی‌شده، مهارت‌های اجتماعی-عاطفی و شناختی از جمله توانمندی‌هایی هستند که به‌طور مداوم بیشترین درخواست را از سوی کارفرمایان دارند.

علاوه بر این، کارفرمایان به دنبال کارگرانی با مجموعه مهارت‌های ترکیبی هستند؛ برای مثال افرادی که بتوانند ارتباط موثر و کار تیمی را با تفکر تحلیلی و تخصص فنی ترکیب کنند.

مشاغلی که به چنین مجموعه مهارت‌های گسترده‌ای نیاز دارند، معمولا دستمزد بالاتر و شرایط کاری بهتری ارائه می‌دهند؛ از جمله فرصت‌های پیشرفت شغلی و محیط‌های کاری مبتنی بر همکاری.

شاید برخلاف انتظار، تقاضا برای تخصص‌های ویژه در حوزه هوش مصنوعی همچنان پایین است. در برزیل، مصر، اردن و امارات متحده عربی، مهارت‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین تنها حدود یک درصد از مجموع مهارت‌های مورد درخواست در آگهی‌های شغلی آنلاین را تشکیل می‌دهند. این سهم در مراکش، آفریقای جنوبی و اروگوئه حتی کمتر است.

شواهد به‌دست‌آمده از چند کشور عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نیز همین روند را نشان می‌دهد. در این کشورها، پس از ظهور هوش مصنوعی مولد، تقاضا برای مهارت‌های مرتبط با هوش مصنوعی به سرعت افزایش یافته است، اما این افزایش عمدتا در میان برنامه‌نویسان، دانشمندان داده و کارکنان مشاغل مشابه مشاهده می‌شود.

در نتیجه، با وجود رشد سریع این تقاضا، مهارت‌های هوش مصنوعی همچنان تنها در بخش کوچکی از کل فرصت‌های شغلی به‌عنوان یک نیاز مطرح می‌شوند.

یک مطالعه اخیر صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۴، مهارت‌های هوش مصنوعی تنها در حدود چهار درصد از آگهی‌های شغلی در ایالات متحده و دانمارک، حدود سه درصد در بریتانیا و حدود دو درصد در آلمان ذکر شده‌اند.

تغییر شیوه کار و اهمیت مهارت‌های پایه

اگرچه انتظار می‌رود تقاضا برای مهارت‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین همچنان افزایش یابد و با در دسترس قرار گرفتن داده‌های چند سال آینده، نمود بیشتری پیدا کند، اما از نظر مفهومی قابل انتظار است که این تقاضا همچنان محدود باقی بماند.

این موضوع به معنای بی‌اهمیت بودن هوش مصنوعی نیست؛ بلکه برعکس، اهمیت آن بسیار زیاد است. اما بیشتر کارکنان، استفاده‌کنندگان از هوش مصنوعی هستند، نه سازندگان آن.

آنها به‌طور فزاینده‌ای از ابزارهای هوش مصنوعی «آماده استفاده» برای نوشتن، برنامه‌نویسی، طراحی، جست‌وجوی اطلاعات و تصمیم‌گیری بهره می‌گیرند. آنها مدل‌های هوش مصنوعی را طراحی یا آموزش نمی‌دهند.

شیوه جدید کار به مهارت‌های پایه نیاز دارد

این شیوه جدید کار، بیش از آنکه به دانش تخصصی درباره هوش مصنوعی نیاز داشته باشد، به مهارت‌های پایه‌ای متکی است. سواد دیجیتال، زمینه لازم برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و طراحی دستورهای مناسب (پرامپت‌ها) را فراهم می‌کند.

تفکر انتقادی به کارکنان امکان می‌دهد خروجی‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی را ارزیابی و اصلاح کنند؛ یعنی خطاها را تشخیص دهند، اشتباهات را برطرف کنند و محتوا را با شرایط خاص هر محیط کاری سازگار نمایند.

توانایی تفکر انتقادی هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، با تخصص کارکنان در حوزه کاری خود تقویت می‌شود، اما این تخصص لزوما نباید در زمینه هوش مصنوعی باشد.

حتی در مشاغلی که به تخصص هوش مصنوعی نیاز دارند هم، کارفرمایان به ندرت تنها به دنبال این مهارت‌های فنی هستند و بار دیگر، مجموعه مهارت‌های ترکیبی و گسترده‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد.

برای مثال، در امارات متحده عربی، فرصت‌های شغلی که نیازمند مهارت‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین هستند، با افزایش قابل توجه ۱۷.۶ درصدی دستمزد همراه‌اند. در ۸۴ درصد از این مشاغل، مهارت‌های شناختی پایه نیز مورد نیاز است.

مهارت‌های اجتماعی و عاطفی هم در چنین نقش‌هایی کارکردی مکمل و حیاتی دارند؛ به‌گونه‌ای که مهارت‌های اجتماعی در ۸۸ درصد و مهارت‌های خدمات مشتری در ۶۷ درصد از این فرصت‌های شغلی درخواست شده‌اند.

نقش مهارت‌های اجتماعی و عاطفی

پرسش جالب این است که تقاضا برای مهارت‌های اجتماعی و عاطفی در آینده چگونه تغییر خواهد کرد.

هوش مصنوعی به‌تدریج بخشی از ارتباطات انسانی شده است؛ چه در خدمات مشتری، چه در میانجی‌گری اختلافات و چه به‌عنوان منبعی برای ارائه مشاوره.

تا زمانی که این روند ادامه پیدا کند، آثار آن در بازار کار و فراتر از آن احساس خواهد شد. به تعبیر فیلسوف، «امانوئل لویناس»، تعامل انسانی درباره این است که «چهره با من سخن می‌گوید و از این طریق مرا به یک رابطه دعوت می‌کند.»

این موضوع پرسش‌های بنیادی ایجاد می‌کند که برای تعیین میزان و چگونگی حضور ماشین‌ها در تعاملات انسانی باید به آنها پاسخ داده شود. چراکه ارتباط مستقیم، امکان بروز اختلاف نظر و سپس رسیدن به توافق درباره تصمیم‌ها، پایه‌ای برای روابط میان‌فردی، از جمله در محیط‌های کاری به شمار می‌رود.

با این حال، سناریوی دیگری نیز ممکن است. هوش مصنوعی می‌تواند در انجام فعالیت‌های دشوار و طاقت‌فرسا به کارکنان کمک کند و به آنها اجازه دهد بیشتر بر وظایف اجتماعی و عاطفی تمرکز کنند؛ وظایفی که فناوری به‌سادگی قادر به انجام آنها نیست.

برای مثال، برخی خانه‌های سالمندان در ژاپن، ربات‌های هوش مصنوعی را برای جابه‌جایی بیماران و پایش اطلاعات به کار گرفته‌اند.

با این حال، نیروی انسانی همچنان بخش مهمی از این فرآیندها باقی می‌ماند؛ زیرا چه کسی جز یک انسان می‌تواند بیمار را در موقعیت مناسب قرار دهد تا توسط ربات بلند شود؟

در عین حال، این امکان وجود دارد که کارکنان زمان بیشتری برای تعامل مستقیم با بیماران پیدا کنند.

چنین روندی یادآور موج‌های قبلی رایانه‌ای شدن محیط کار است؛ دوره‌ای که در آن بازارهای کار بیش از پیش به مهارت‌هایی مانند کار تیمی و تعامل میان کارکنان و مشتریان پاداش دادند.

پیامدهای سیاستی

از منظر سیاست‌گذاری، اهمیت مجموعه مهارت‌های ترکیبی و مهارت‌های پایه قوی در عصر هوش مصنوعی، بار دیگر ضرورت یادگیری باکیفیت در تمام طول زندگی کاری را برجسته می‌کند.

در حال حاضر، بحث گسترده‌ای درباره نیازهای کارکنان تازه‌وارد به بازار کار در جریان است. اما توسعه فراگیر مهارت‌ها برای کارکنان باتجربه هم به همان اندازه اهمیت خواهد داشت؛ به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از نیروی کارهای جهان همچنان در حال پیر شدن هستند.

بحث درباره اهمیت مهارت‌های اجتماعی و عاطفی همچنین نشان می‌دهد که جوامع چگونه انواع مختلف کار را ارزش‌گذاری می‌کنند؛ به‌خصوص در بخش‌هایی که ارزش اجتماعی ایجاد می‌کنند.

مهارت‌های اجتماعی و عاطفی در بخش خدمات کسب‌وکار با افزایش قابل‌توجه دستمزد همراه است، اما این وضعیت درباره کارکنان بخش مراقبت و نگهداری صدق نمی‌کند؛ کارکنانی که اتفاقا بیش از دیگران به همین مهارت‌ها متکی هستند.

بنابراین راه‌حل سیاستی تنها سرمایه‌گذاری بیشتر برای ایجاد مهارت‌های جدید نیست. جوامع و اقتصادها باید مهارت‌هایی را که کارکنان از پیش در اختیار دارند، بهتر به رسمیت بشناسند، ارزش‌گذاری کنند و برای آنها پاداش مناسبی در نظر بگیرند.

سرمایه‌گذاری در ایجاد فرصت‌های شغلی در بخش‌های رو به رشد (از جمله اقتصاد مراقبت و نگهداری) به تطبیق بهتر مهارت‌های کارکنان با مشاغل باکیفیت کمک می‌کند؛ همان‌طور که سیاست‌هایی که شرایط کاری شایسته را ترویج می‌کنند، در این مسیر نقش دارند.

منبع: ILO

بازگشت به فهرست