JAI NewsRoom مدیریت

مدیریت تغییر در نهادهای تامین اجتماعی: یک الزام راهبردی

13 تیر 1405 | 09:51 •جهان
مدیریت تغییر در نهادهای تامین اجتماعی: یک الزام راهبردی

تجارب جهانی نشان می‌دهد موفقیت تحول تامین اجتماعی، در گرو مدیریت انسانی تغییر است؛ نه صرفا فناوری یا تغییر از بالا.

نهادهای تامین اجتماعی در سراسر جهان دستخوش تحولی بی‌سابقه هستند که نحوه عملکرد و ارائه خدمات آنها را دگرگون می‌کند. «دیجیتالی‌سازی»، «ادغام نهادی» و «انتظارات رو به تغییر شهروندان»، این سازمان‌ها را ناگزیر کرده که بر تغییرات مستمر مسلط شوند و در عین حال، ارائه بی‌وقفه مزایا را به میلیون‌ها مخاطب حفظ کنند. این مقاله، بینش‌هایی را از «اتحادیه بین‌المللی تامین اجتماعی» (ISSA) و نهادهای عضو آن گردآوری کرده و بر ضرورت راهبردیِ مدیریت تغییرِ ساختاریافته تاکید می‌کند.

ماهیت تغییر و ضرورت رویکردهای ساختاریافته

تغییر در مدیریت تامین اجتماعی از نظر مقیاس و پیچیدگی گسترش یافته است. این تغییرات اکنون از به‌روزرسانی‌های سیاستی تا ادغام‌های سازمانی بزرگ، تحول دیجیتال و بازطراحی خدمات را شامل می‌شود. این اقدامات نیازمند تغییر در فرآیندها، ساختارها، نقش کارکنان و مدل‌های ارائه خدمات است که فراتر از بهبودهای تدریجی قرار می‌گیرد. با این همه مدیریت تغییر در تامین اجتماعی با چالش‌هایی مانند ارائه مستمر مزایا، تنوع مخاطبان، تطبیق با مقررات و محیط‌های چندذی‌نفعه شامل دولت، کارگران و کارفرمایان همراه است.

طرح‌های تغییر معمولا ابعاد به‌هم‌پیوسته‌ای دارند و اصلاح قوانین و مقررات، تغییر در مزایا، شرایط احراز و الزامات مشارکت را به همراه دارد. هم‌زمان، نهادها ممکن است کانال‌های جدید ارائه خدمات ایجاد، عملیات پشتیبانی را مدرن، تحلیل داده‌ها را اجرا یا ساختار سازمانی را بازطراحی کنند. ادغام‌ها نیز علاوه بر یکپارچه‌سازی نظام‌ها، به هم‌سویی فرهنگی، هماهنگی مزایا و مدیریت انتقال نیروی کار نیاز دارند.

تجارب کشورها

صندوق تامین اجتماعی خدمات عمومی، تانزانیا  (PSSSF)

در سال ۲۰۱۸، دولت تانزانیا اصلاحاتی عمده در نظام بازنشستگی انجام داد که طی آن چهار صندوق تامین اجتماعی بخش عمومی در یک نهاد واحد با نام «صندوق تامین اجتماعی خدمات عمومی» (PSSSF) ادغام شدند. هدف این اصلاحات، تقویت پایداری مالی بلندمدت نظام بازنشستگی، حذف موازی‌کاری‌ها، هماهنگ‌سازی مزایا و افزایش کارایی در ارائه خدمات بود. با این حال، فرآیند تغییر از نظر نهادی پیچیده و از نظر سیاسی حساس بود.

در مسیر اصلاحات تانزانیا به لحاظ فنی تغییراتی صورت گرفت. زیرساخت‌ها و سامانه‌های فناوری اطلاعات (IT) نقشه‌برداری و ارزیابی شد و یک ارزیابی مالی-بیمه‌ای پایه از وضعیت صندوق‌ها انجام گرفت تا تصمیم‌های مربوط به ادغام با داده و تحلیل پشتیبانی شوند.

همچنین کارکنان چهار موسسه متفاوت در یک مجموعه واحد گرد هم آمدند؛ اقدامی که نیازمند هماهنگ‌سازی نظام‌های مالی، سبدهای دارایی و بسترهای ارائه خدمات بود.

نهاد بیمه اجتماعی، فنلاند (KELA)

نهاد بیمه اجتماعی فنلاند تحولی جامع برای تبدیل شدن به سازمانی مشتری‌محور (customer-centric) را درپیش گرفت؛ تحولی که در پاسخ به کاهش منابع عمومی، افزایش انتظارات و تغییرات سریع قانونی و فناورانه انجام شد. هدف این اصلاحات، گذار از رویکرد سنتی مبتنی بر ارائه مزایا و پرداخت‌ها به رویکردی مبتنی بر موقعیت‌های زندگی افراد بود؛ رویکردی حمایت‌محور که پیش‌نگرانه است.

راهبرد مدیریت تغییر KELA بر تحول ذهنیت سازمانی متمرکز بود و با کارگاه‌هایی برای هدایت آغاز شد تا هدف روشن و پیام‌های اصلی تغییر مشخص و نهادینه شود. این رویکرد، وضعیت آینده سازمان را برای کارکنان ملموس کرد و هم‌زمان مشخص ساخت چه چیزهایی بدون تغییر باقی می‌مانند؛ موضوعی که در فرآیند تحول، ثبات و اطمینان ایجاد می‌کرد.

اجرای این تحول بر اساس روش‌شناسی نظام‌مند مبتنی بر آزمایش و یادگیری انجام شد. تغییر در فنلاند با گروه‌های مشخصی از مشتریان آغاز شد و اولویت‌ها بر اساس بینش‌های مشتری تعیین گردید. سپس از طریق آزمایش‌های اکتشافی، طرح‌های آزمایشی و فرآیندهای توسعه و مقیاس‌گذاری پیش رفت. این رویکرد مرحله‌به‌مرحله، پیشرفت مستمر را حفظ کرد تا اعتماد ذی‌نفعان نسبت به تغییر تقویت شود.

برای پشتیبانی از تحول فرهنگی، KELA  ساختار عملیاتی خود را بازطراحی کرد و پردازش منطقه‌ای مزایا را در قالب کارکردهای یکپارچه و ساده‌شده در سطح ملی متمرکز نمود. این سازمان همچنین نقش‌های جدید مشتری‌محور، از جمله مدیران تجربه مشتری و مدیران گروه‌های مشتریان را ایجاد کرد تا رویکرد مشتری‌محور را هدایت و پایدار کنند.

صندوق حمایت اجتماعی (SPF)، عمان

در سال ۲۰۲۴، عمان اصلاحات گسترده‌ای در نظام تامین اجتماعی خود اجرا کرد که شامل تغییراتی در سن بازنشستگی، مزایا، دامنه پوشش (با در نظر گرفتن کارگران مهاجر و افراد خوداشتغال) و ادغام ۱۱ صندوق بازنشستگی مجزا در یک نهاد واحد به نام صندوق حمایت اجتماعی (SPF) بود.

این اصلاحات حقوقی و اداری، بیش از یک‌هزار کارمند را تحت تأثیر قرار داد و نیازمند ایجاد چارچوب نهادی جدیدی برای اجرای تغییرات خدمات و مزایا بود. با توجه به ضرورت دوره گذار و پیامدهای انسانی تغییر، از ابتدای اصلاحات یک برنامه جامع مدیریت تغییر طراحی و نهادینه شد.

این برنامه در دو مرحله اجرا شد: نخست، ایجاد آگاهی و آماده‌سازی کارکنان برای تغییرات پیش‌رو؛ دوم، عملیاتی‌سازی ساختار جدید، پشتیبانی از فرآیند گذار و رسیدگی به پیامدهای روان‌شناختی تغییر.

مکانیسم‌های مشارکت کارکنان شامل راه‌اندازی برنامه داوطلبانه توسعه مدیریت و انتخاب ۳۶ کارمند به‌عنوان «سفیران تغییر» برای حمایت از گذار و همراه‌سازی همکاران بود. بیش از ۲۵ جلسه آگاهی‌بخشی و آموزشی برگزار شد و نشست‌های عمومی با مدیران ارشد برای تقویت اعتماد و شفافیت انجام گرفت.

همچنین برنامه «روز اول» به مناسبت آغاز ساختار جدید برگزار شد و با انجام نظرسنجی‌های متعدد، میزان پذیرش تغییر ارزیابی و اقدامات جدید مدیریت تغییر بر اساس نتایج طراحی و اجرا شد.

صندوق بیمه اجتماعی، کاستاریکا  (CCSS)

صندوق بیمه اجتماعی «پرونده دیجیتال واحد سلامت» (EDUS) را در سطح ملی راه‌اندازی کرد و از یک نظام کاغذی که بیش از ۶۰ سال استفاده می‌شد به یک پلتفرم کاملا دیجیتال مهاجرت کرد. این تحول بیش از ۵۰ هزار کارمند را تحت تاثیر قرار داد. CCSS  با درک اینکه مقاومت انسانی می‌تواند موفقیت فناورانه را مختل کند، قوانین خاصی را تضمین کرد که EDUS را به عنوان پروژه‌ای با اهمیت ملی معرفی می‌کرد و با ایجاد الزام قانونی، مقاومت داخلی را مهار کرد. اقدامی که به غلبه بر مقاومت‌های داخلی کمک کرد و اجرای آن را از پشتوانه الزام قانونی برخوردار ساخت. این حمایت قانونی نمونه‌ای از به‌کارگیری راهنمودهای ایسا در زمینه حکمرانی خوب بود که امکان همکاری با سازمان‌های دولتی و خصوصی را در چارچوب مسئولیت اجتماعی فراهم ساخت.

همچنین مدیران تخصصی مدیریت تغییر منصوب و آموزش دیدند تا به عنوان پلی بین مقامات و کارکنان عمل و راهنمایی‌های رسمی را منتقل کنند. البته در تمام مراحل اجرا، ارتباطات شفاف، روشن و دوسویه درباره منافع سازمانی، گروهی و فردی حفظ شد تا شکل‌گیری و پذیرش یک چشم‌انداز مشترک تضمین شود.

نهاد بیمه اجتماعی خوداشتغالان، اتریش (SVS)

اتریش یک اصلاحات ساختاری عمده در نظام تامین اجتماعی خود انجام داد که طی آن ۲۱ نهاد در پنج سازمان ادغام شدند. هدف این اصلاحات، رسیدگی به نظامی بود که بیش از حد پیچیده و ناعادلانه تلقی می‌شد؛ نظامی که با موازی‌کاری‌ها و تفاوت در مزایا برای پرداخت‌های حق بیمه یکسان در میان صندوق‌های منطقه‌ای بیمه سلامت مشخص می‌شد.

رویکرد مدیریت تغییر اتریش بر اساس یک روش‌شناسی نظام‌مند سه‌مرحله‌ای دنبال شد: نخست توسعه مفهوم و طراحی اولیه در سال ۲۰۱۸، دوم مرحله آماده‌سازی در طول سال ۲۰۱۹ و در آخر مرحله یکپارچه‌سازی از سال ۲۰۲۰.

این فرآیند یک اصل کلیدی داشت: «تا حد امکان تغییرات لازم و تا حد ممکن کمترین تغییرات اضافی انجام شود.» هدف این رویکرد، کاهش اختلال در حین دستیابی به اهداف اصلاحات بود.

راهبردهای کلیدی مدیریت تغییر در اتریش شامل این موارد بود: حفظ واحدهای حسابداری جداگانه در دوره گذار به‌منظور کاهش پیچیدگی‌ها؛ اطمینان از اینکه مشتریان پس از ادغام، تفاوتی در کیفیت خدمات احساس نکنند؛ ادامه اجرای فرآیندهای موجود بدون تغییر تا زمان تکمیل یکپارچه‌سازی کامل.

مشارکت جامع ذی‌نفعان و برنامه‌ریزی دقیق، از عوامل کلیدی مدیریت تغییر بود. اتریش با تدوین نقشه سفر مشتری و نقشه سفر کارکنان، تلاش کرد شکاف‌های احتمالی در ارائه خدمات را شناسایی کرده و انتقالی روان و بدون وقفه ایجاد کند. این اصلاحات همچنین ساختارهای حکمرانی دموکراتیک را حفظ کرد؛ به این معنا که در طول فرآیند تحول، نمایندگی متوازن میان نمایندگان کارکنان و کارفرمایان ادامه یافت.

عوامل حیاتی موفقیت

بر اساس تجربیات نخستین عامل موفقیت، وجود چارچوب حقوقی روشن است. قوانین پشتیبان در عمان، تانزانیا و کاستاریکا به اصلاحات مشروعیت و ثبات بخشیدند و ریسک‌های اجرایی و سیاسی را کاهش دادند. در نبود پشتوانه قانونی، مانند فنلاند، هم‌سویی داخلی و حمایت قوی رهبری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

دومین عامل، مدیریت مردم‌محور تغییر است. توجه به ابعاد انسانی و فرهنگی، از طریق اقداماتی مانند سفیران تغییر در عمان، مدیران تغییر در کاستاریکا و تقویت هویت مشترک در تانزانیا، نقش مهمی در کاهش مقاومت و همراه‌سازی کارکنان داشت.

سومین عامل، ایجاد روش‌های جدید کار و تثبیت تغییر است. ارتباطات هدفمند، ایجاد زبان مشترک و هم‌راستاسازی ذهنیت‌ها و نقش‌ها، به تداوم تحول فراتر از مرحله اجرا کمک می‌کند.

چهارمین عامل، رویکردهای چابک و تدریجی در اجراست. تجربه اتریش و فنلاند نشان می‌دهد اجرای مرحله‌ای، آزمایش، یادگیری و توسعه تدریجی، اعتماد ذی‌نفعان را حفظ کرده و اختلال در خدمات را کاهش می‌دهد.

در نهایت، تحول فرآیندهای کسب‌وکار و زیرساخت‌های دیجیتال نقش حیاتی دارد. نوسازی فناوری، بازطراحی فرآیندها و استفاده از اتوماسیون، زمینه موفقیت اصلاحات را فراهم می‌کند؛ در حالی‌که عقب‌ماندگی یکپارچه‌سازی دیجیتال از تغییرات سازمانی، می‌تواند موجب کاهش کارایی و ناهماهنگی داخلی شود.

چشم‌انداز آینده

مدیریت تغییر موثر یک ضرورت راهبردی است، نه صرفا یک ابزار اجرایی. تجربه‌ها نشان می‌دهد اصلاحات فناورانه و فرآیندی، زمانی موفق خواهند بود که افراد، یعنی کارکنان و ذی‌نفعان، در مرکز تغییر قرار گیرند؛ موضوعی که با حمایت سیاسی، مشارکت مستمر، اجرای تدریجی و زیرساخت دیجیتال مناسب میسر می‌شود.

در آینده، تحول فناورانه، انتظارات جدید شهروندان و نیاز به خدمات یکپارچه و چندکاناله، نهادهای تامین اجتماعی را با چالش‌های بیشتری روبه‌رو خواهد کرد. این نهادها باید هم‌زمان دسترسی گروه‌های کمتر آشنا با فناوری را نیز تضمین کنند.

در نهایت، با حرکت از پروژه‌های تحول مقطعی به سمت تغییر مستمر، سازمان‌ها نیازمند ایجاد ساختارهای تاب‌آور و یادگیرنده‌ای هستند که بتوانند پیوسته تکامل یابند و ماموریت اصلی تامین اجتماعی را حفظ کنند.

بازگشت به فهرست