JAI NewsRoom مدیریت

معیشت زنان سرپرست خانوار در تنگنای جنگ

09 فروردین 1405 | 10:18 •رفاه
معیشت زنان سرپرست خانوار در تنگنای جنگ

خانوارهای زن‌سرپرست حتی پیش از جنگ هم در دهک‌های پایین اقتصادی بودند»؛ حالا پرسش اینجاست: در میانه جنگ و فروپاشی بازارهای کوچک خانگی، این زنان چگونه باید بار زندگی را به دوش بکشند؟

در خانه‌ای کوچک، جایی میان دغدغه نان و نگرانی فرزندان، زنی که پیش‌تر با خیاطی یا تولیدات خانگی چرخ زندگی‌اش را می‌چرخاند، حالا با بازاری تعطیل، مواد اولیه‌ای نایاب و مشتریانی که دیگر قدرت خرید ندارند، روبه‌روست. صدای چرخ خیاطی خاموش شده و جای آن را حساب‌وکتاب‌های ناتمام و اضطراب روزهای آینده گرفته است. همزمان، کودکان بیشتر در خانه‌اند و نقش مادری، سنگین‌تر از همیشه بر دوش او افتاده است.

نگین خاک‌رنگین، مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزیستی کشور، در گفت‌وگو با ایسنا، تصویری چندلایه از این وضعیت ارائه می‌دهد؛ وضعیتی که به گفته او، تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه یک بحران عمیق اقتصادی-اجتماعی است.

او تأکید می‌کند که زنان سرپرست خانوار که عمدتاً در مشاغل غیررسمی و خانگی مانند بافتنی، خیاطی و تولیدات غذایی فعالیت دارند، با آغاز جنگ با سه ضربه همزمان مواجه شده‌اند: تعطیلی بازار فروش، اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه و کاهش قدرت خرید مشتریان. این سه‌گانه، عملاً درآمد این خانواده‌ها را به شدت کاهش داده است.

در همین حال، تعطیلی مدارس و افزایش حضور فرزندان در خانه، فرصت‌های کاری زنان را محدودتر کرده و نقش مراقبتی آنان را پررنگ‌تر ساخته است؛ مسئله‌ای که در کنار افزایش هزینه‌های جاری زندگی، فشار مضاعفی را ایجاد کرده است.

در پاسخ به این شرایط، سازمان بهزیستی از تخصیص ۱۲۱ میلیارد تومان اعتبار با رویکرد «مدیریت مورد در بحران» خبر داده است؛ اعتباری که قرار است صرف تأمین نیازهای فوری مانند معیشت، سرپناه، دارو، ملزومات بهداشتی و شیرخشک شود، آن هم با اولویت خانواده‌های دارای عضو معلول، سالمند، بیمار خاص یا کودک زیر دو سال.

با این حال، چالش‌ها تنها به معیشت محدود نمی‌شود. خاک‌رنگین از سه محور اصلی بحران سخن می‌گوید: نخست چالش اقتصادی: تورم، افزایش هزینه‌ها، تعطیلی مشاغل خانگی و کاهش قدرت خرید.چالش دیگری جابه‌جایی است ، محدودیت در اسکان موقت و دسترسی به مکان‌های امن.سومین چالش چالش محیطی و ارتباطی است یعنی تعطیلی مدارس، اختلال در آموزش، مشکلات فضای مسکن و افزایش تعارضات خانوادگی.

در کنار این‌ها، محدود شدن دسترسی به آموزش و فرصت‌های شغلی نیز به‌عنوان یکی دیگر از پیامدهای جنگ مطرح می‌شود. به گفته این مقام مسئول، اختلال در سیستم‌های آموزشی و از دست رفتن فرصت‌های کارآفرینی، فشار مضاعفی بر این زنان وارد کرده است؛ هرچند بهزیستی اعلام کرده برنامه‌های توانمندسازی و آموزشی همچنان ادامه دارد.

در حالی که سیاست‌گذار از «ترکیب خدمات حمایتی و توانمندسازی» سخن می‌گوید، واقعیت میدان نشان می‌دهد که فاصله میان حمایت‌های اضطراری و بازگشت به ثبات اقتصادی، فاصله‌ای قابل‌توجه است. کمک‌های نقدی و معیشتی، اگرچه برای بقا ضروری‌اند، اما بدون احیای بازارهای خرد و زنجیره‌های تأمین، نمی‌توانند به بازسازی واقعی معیشت منجر شوند.

جنگ شاید روزی به پایان برسد، اما اثرات آن بر زندگی زنان سرپرست خانوار به این سادگی پاک نخواهد شد. زنانی که امروز میان تأمین نان، مراقبت از فرزندان و عبور از بحران‌های پی‌درپی ایستاده‌اند، بیش از هر زمان دیگری به سیاست‌هایی نیاز دارند که نه فقط زخم‌ها را مرهم بگذارد، بلکه امکان ایستادن دوباره را برایشان فراهم کند. آینده این خانواده‌ها، بیش از هر چیز، به این گره خورده است که حمایت‌ها تا چه اندازه از «کمک برای بقا» عبور کرده و به «فرصت برای زندگی» تبدیل شود.

بازگشت به فهرست