JAI NewsRoom مدیریت

جامعه مدنی واقعی هرگز از سازمان‌های بین‌المللی تامین مالی نشد

28 اردیبهشت 1405 | 11:29 •جهان
جامعه مدنی واقعی هرگز از سازمان‌های بین‌المللی تامین مالی نشد

محمد الطاف آفریدی، مدیر پیشین برنامه‌های کمک‌رسانی خارجی با ۲۵ سال سابقه در پاکستان، معتقد است میلیون‌ها دلار کمک‌های بین‌المللی صرف سازمان‌های مردم‌نهاد حرفه‌ای شده که تنها به تامین‌کنندگان مالی غربی پاسخ می‌دهند، در‌حالی‌که نهادهای مردمی اصیل و خودجوش کاملا نادیده گرفته شده‌اند.

روزی گرم و مرطوب در ماه اوت، در یکی از بازارهای اسلام‌آباد، نه چندان دور از دفتر راحت و خنک من در سفارت آمریکا، منتظر بودم تا یک مکانیک ماشینم را تعمیر کند. با وجود گرما، بازار به طور غیرعادی شلوغ و پرجنب‌وجوش بود. از کمکِ مکانیک پرسیدم چه خبر است. او با افتخار گفت: «امروز داریم اعضای انجمن خود را انتخاب می‌کنیم». کنجکاو شدم. قدم زدم و گوش دادم.

در خیابان هر جمع کوچکی درگیر بحثی پرشور بود: مشکلات پیش روی مغازه‌داران، بی‌توجهی دولت به نیازهایشان، تهدید به اخراج اجباری؛ مقامات می‌خواستند مغازه‌های «کثیف» مکانیک‌ها را از مرکز شهر به حومه منتقل کنند. فضای آنجا، پوسترها، بنرها و شدت بحث‌ها به راحتی از بسیاری از انتخابات ملی جدی‌تر و پرشورتر بود. با خود فکر کردم: این همان جامعه مدنی واقعی در عمل است.

در طی ۲۵ سال کار در بخش توسعه و مدیریتِ میلیون‌ها دلار بودجه جامعه مدنی، هرگز ندیدم که یک اهداکننده سازمانی مثل این را تامین مالی کند. این فاصله میان تامین‌مالی ما و واقعیت موجود، به روشنی نشان می‌دهد که رابطه کمک‌های بین‌المللی با جامعه مدنی در کجاها به اشتباه رفته است. اکنون که USAID برچیده شده و کل مدل کمک‌های توسعه غربی زیر سوال است، این مسئله هرگز به این اندازه فوری نبوده است.

ما جهان موازی از سازمان‌های مردم‌نهاد حرفه‌ای ایجاد کردیم. سازمان‌هایی که فقط در برابر حامیان مالی خود در واشنگتن یا لندن پاسخگو بودند، اما هیچ مسئولیتی در برابر مردم محلی نداشتند.

جامعه مدنی خلاء میان دولت و بازار را پر می‌کند. این بخش، جایی است که مردم با منافع مشترک سازماندهی می‌شوند تا کاری را انجام دهند که نه دولت و نه تجارت انجام نمی‌دهند. این جامعه ذاتا ارگانیک (انداموار)، مبتنی بر عضویت و پاسخگو به اعضای خود است.

انجمن مغازه‌دارانی که من دیدم دقیقا چنین بود: افرادی که منابع خود را جمع می‌کنند تا رهبری را انتخاب کنند و مشکلاتی را حل کنند که دولت نمی‌خواهد و بازار نمی‌تواند.

پاکستان با جامعه مدنی نسبتا ضعیفی متولد شد. این کشور زیر سلطه دو نهاد قدرتمند ارتش و دیوان‌سالاری غیرنظامی کارآمد قرار داشت. هر دوی اینها میراثی از گذشته استعماری بودند. با این حال، جوامع همیشه راه‌هایی برای سازماندهی خود پیدا می‌کنند. در سراسر پاکستان، انجمن‌های بازار، شبکه‌های رفاهی مذهبی، اصناف حرفه‌ای و شوراهای محله وجود دارند. این نهادها با منابع خود اداره می‌شوند و واقعا نماینده کسانی هستند که به آنها خدمت می‌کنند.

به هر روی، حامیان مالی هرگز نهادها را پیدا نکردند، یا بهتر بگویم، از کنارشان رد شدند. در عوض، حامیان مالی کاملا سخاوتمندانه، آن گروه‌هایی را تامین مالی کردند که به طور خاص برای جذب پول آنها تاسیس شده بودند. ضرب‌الاجل‌های فشرده، فشار برای توزیع سریع بودجه و تدارکات مبتنی بر پیشنهادات، یک اکوسیستم کامل از سازمان‌های مردم‌نهاد حرفه‌ای ایجاد کرد که بیشتر به پیمانکاران شباهت داشتند تا جامعه مدنی. آنها تعهد عمیقی به هیچ هدف خاصی نداشتند و نه در برابر اعضای خود، بلکه در برابر تامین‌کنندگان مالی خود پاسخگو بودند. سازمانی که یک سال روی توانمندسازی زنان کار می‌کرد، سال بعد به سمت پاسخ به بلایا می‌رفت؛ نه به دلیل تخصص یا اشتیاق، بلکه به این دلیل که پول آنجا بود. جامعه مدنی واقعی به ندرت در رادار حامیان مالی ظاهر می‌شد، زیرا فاقد چیزی بود که اهداکنندگان برای آن ارزش قائل بودند: توانایی نوشتن یک پیشنهاد به انگلیسی روان.

شکاف پاسخگویی این وضعیت را بدتر کرد. در تجربه نگارنده، حامیان مالی هزینه‌های دولتی را با دقت پزشکی قانونی بررسی می‌کنند؛ هر رسید، هر فرآیند تدارکات، هر ردیف بودجه بررسی می‌شود. در مورد سازمان‌های مردم‌نهاد، آنها به طور مداوم ملایم‌تر برخورد می‌کردند، با این حال، شواهد فراوان نشان می‌داد که مشکلاتی مانند فساد، سوءاستفاده از بودجه و تسلط سیاسی، در بخش سازمان‌های مردم‌نهاد نیز به اندازه دولت وجود داشت.

بٌعد دیگری هم هست که به ندرت مورد بحث قرار می‌گیرد. وقتی مقامات ارشد از واشنگتن یا لندن برای بازدید به پاکستان می‌آمدند، جلسات با «نمایندگان جامعه مدنی» توسط کارکنان سفارت و مسئولین USAID ترتیب داده می‌شد. ما همیشه همان سازمان‌های مردم‌نهاد خوش‌بیان، انگلیسی‌زبان و دارای شبکه‌های بین‌المللی را دعوت می‌کردیم که کارکنانشان می‌دانستند چگونه برای مخاطب خارجی نقش جامعه مدنی را بازی کنند. به شوخی به آنها می‌گفتیم «مظنونین همیشگی». با استفاده از آنها، خطر کمتری وجود داشت که حقایق ناراحت‌کننده به گوش مقامات عالی‌رتبه برسد. نمی‌توان صحبت اعضای واقعی جامعه مدنی را کنترل کرد. صراحت آنها بدون هماهنگی قبلی، هم برای کارمندان سفارت و هم برای دست‌اندرکاران نهادهای خارجی تامین‌کننده کمک مشکل‌ساز بود.

انجمن مغازه‌داران هیچ صدایی در این گفت‌وگوها نداشت و فاقد «واژگان نهادی» برای شنیده شدن بود.

نتیجه این وضعیت در پاکستان کاملا قابل مشاهده است. مانند بسیاری از کشورهایی که کمک‌های خارجی دریافت می‌کنند، در پاکستان هم اغلب می‌بینید که افراد را «مالک» یک سازمان مردم‌نهاد می‌دانند؛ انگار که آن سازمان یک بنگاه خصوصی باشد. چنین وضعیتی مقصود تامین‌کنندگان مالی سازمان‌های مردم‌نهاد نیست. آنها واقعا معتقدند که تامین مالی جامعه مدنی، دموکراسی را تقویت و دولت را پاسخگو می‌کند. مشکل این است که جامعه مدنی‌ای که آنها ایجاد کردند، شباهت چندانی به چیزی ندارد که قصد تقویت آن را داشتند.

رویکرد بهتر چگونه میسر خواهد شد؟ دست‌کم، تامین‌کنندگان مالی باید پیش از آنکه تصمیم بگیرند چه چیزی را تامین مالی کنند، درک درستی از این داشته باشند که در یک کشور، جامعه مدنی واقعا چه شکلی است و چه نهادهایی در آنجا وجود دارد. سپس باید سازوکارهایی ایجاد کنند (هرچند ناقص) تا بتوانند به سازمان‌هایی دسترسی پیدا کنند که نمی‌توانند درخواست تامین مالی خود را به انگلیسیِ روان بنویسند، اما ریشه در جوامع محلی دارند و واقعا نماینده مردم هستند.

آنها باید همان استانداردهای پاسخگویی را برای سازمان‌های مردم‌نهاد به کار بگیرند که برای دولت‌ها اعمال می‌کنند.

در نهایت، حامیان مالی باید صادق باشند. آنها باید تفاوت میان یک «شریک اجرایی» (که اکثر سازمان‌های دریافت‌کننده بودجه در واقع همین هستند) و یک «بازیگر واقعی جامعه مدنی» را بپذیرند و بر اساس آن عمل کنند.

در آن بعدازظهرِ بازارِ اسلام‌آباد، هیچ کس به اولویت‌های حامیان مالی یا بازه‌های زمانی پروژه فکر نمی‌کرد. آنها بحث می‌کردند که چه کسی باید رهبری انجمنشان را بر عهده بگیرد و چرا. تصویری آشفته، پرسر و صدا و کاملا اصیل؛ دقیقا همان چیزی که جامعه مدنی باید باشد.

این سازمان مردم‌نهاد هرگز از طرف حامی تامین مالی نشده است. شاید، اگر با تامل به عقب نگاه کنیم، این عدم تامین مالی هم به همان اندازه خوب باشد. پولی که از منابع مالی می‌آید، همیشه آن چیزی را که تامین مالی می‌کند تغییر می‌دهد: سازمان‌ها را به نهادهایی وابسته به نوشتن طرح پیشنهادی تبدیل می‌کند، آنها را از اعضای خود جدا کرده و به سمت تامین‌کنندگان بودجه می‌کشاند.

کشورهایی مانند پاکستان ممکن است جامعه مدنیِ واقعی و اصیلی داشته باشند که بسیار بیشتر از چیزی است که حامیان مالی خارجی تاکنون دیده‌اند. شاید بزرگترین خدمتی که اکنون می‌توان به آنها کرد، این باشد که آنها را به حال خود رها کنیم.

منبع: گاردین

بازگشت به فهرست