JAI NewsRoom مدیریت

شکاف دیجیتال در میان سالمندان؛ زنان، روستاییان و کم‌سوادان در معرض محرومیت بیشتر

12 مهر 1405 | 08:00 •رفاه
شکاف دیجیتال در میان سالمندان؛ زنان، روستاییان و کم‌سوادان در معرض محرومیت بیشتر

در شرایطی که بخش بزرگی از خدمات بانکی، درمانی، بیمه‌ای و اداری دیجیتال شده، پایین بودن سطح سواد در میان بخشی از سالمندان می‌تواند دسترسی مستقل آنها به این خدمات را دشوار کند.

دیجیتالی‌شدن خدمات بانکی، درمانی، بیمه‌ای و اداری قرار است دسترسی مردم را سریع‌تر و آسان‌تر کند، اما برای همه سالمندان الزاماً به معنای دسترسی آسان‌تر نیست. سالمندانی که سواد خواندن و نوشتن یا مهارت کافی برای استفاده از فناوری ندارند، ممکن است برای انجام ساده‌ترین امور روزمره به فرزندان، مراقبان یا دیگران وابسته شوند. این مسئله در ایران، با توجه به تفاوت قابل‌توجه سالمندان از نظر سواد، جنسیت، محل سکونت و وضعیت اقتصادی، می‌تواند شکاف دیجیتال را به شکافی اجتماعی تبدیل کند.

طبق اعلام سازمان بهزیستی، نزدیک به ۱۱ میلیون ایرانی بالای ۶۰ سال دارند؛ یعنی حدود ۱۳ درصد جمعیت. نرخ رشد جمعیت عمومی ۱.۲۴ درصد برآورد شده، اما جمعیت سالمند با نرخی بیش از ۴ درصد رشد می‌کند. بر همین اساس ایران جزو پنج کشور نخست جهان از نظر سرعت سالمندی است و برآوردها نشان می‌دهد در سال ۱۴۳۰ میان ۳۱ تا ۳۳ درصد جمعیت را سالمندان تشکیل دهند.

طبق داده‌های مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۲، بیش از ۱۶ درصد سالمندان در بازار کار فعال‌اند. به گزارش دیده‌بان سالمندی ایران، کمتر از نیمی از سالمندان از پوشش مستمری بازنشستگی برخوردارند و یک‌چهارم آنان در فقر درآمدی نسبی زندگی می‌کنند. از میان سالمندان، زنان و گروه‌های مسن‌تر بیش از دیگران در معرض خطر فقر قرار دارند. در چنین وضعیتی، هزینه خرید محصولات مرتبط با فناوری، اینترنت و آموزش می‌تواند برای بخش مهمی از سالمندان، چالشی جدی باشد.

سالمندان بی‌سواد؛ در معرض عمیق‌ترین شکاف دیجیتال

شیوا پروائی، عضو هیئت علمی گروهی جمعیت شناسی دانشگاه تهران و جامعه شناس سالمندی، در گفت‌وگو با آتیه‌آنلاین درباره گروه‌های مختلف سالمندان و آمار سطح سواد افراد بالای ۶۰ سال در کشور در کشور، می‌گوید: «سالمندان گروهی یکدست و همگون نیستند و افراد ۶۰ ساله و بالاتر از نظر سن، تحصیلات و تجربه‌های زندگی تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. گسترش خدمات دیجیتال می‌تواند برای بخشی از سالمندان، به‌ویژه افرادی که تحصیلات بالاتری دارند، فرصت ایجاد کند و انجام امور اداری، خرید و دریافت خدمات را بدون نیاز به خروج از منزل آسان‌تر کند، اما برای گروهی دیگر همین روند می‌تواند به یک محرومیت جدید تبدیل شود. داده‌های سرشماری سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد حدود ۵۴ درصد افراد ۶۰ ساله و بالاتر بی‌سواد هستند و تنها حدود ۲۴ درصد سالمندان تحصیلات مقطع راهنمایی یا بالاتر دارند. این وضعیت نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از جمعیت سالمند، برای استفاده مستقل از بسیاری از خدمات دیجیتال با محدودیت جدی مواجه است.»

به گفته او شکاف جنسیتی نیز در این زمینه قابل توجه است؛ حدود ۴۶ درصد زنان سالمند و ۳۴ درصد مردان سالمند بی‌سوادند؛ بنابراین میزان بی‌سوادی در میان زنان سالمند به‌مراتب بیشتر است. این تفاوت را باید در ادامه نابرابری‌های جنسیتی در مسیر زندگی این نسل دید؛ نسلی که زنان آن در مقایسه با مردان دسترسی محدودتری به آموزش، اشتغال و فرصت‌های اجتماعی داشته‌اند. تفاوت میان سالمندان شهری و روستایی نیز قابل توجه است. حدود ۵۶ درصد سالمندان شهرنشین باسواد هستند اما این رقم در میان سالمندان روستانشین حدود ۲۱ درصد است. در اینجا نیز تفاوت جنسیتی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که وضعیت باسوادی مردان سالمند، چه در شهر و چه در روستا، از زنان سالمند بهتر است و این شکاف در مناطق محروم و روستایی عمیق‌تر می‌شود.

ترس از فناوری و افزایش وابستگی

البته مسئله فقط ناتوانی در خواندن و نوشتن نیست؛ پروائی معتقد است در میان برخی سالمندان نوعی هراس و بی‌اعتمادی نسبت به فناوری‌های جدید وجود دارد. هشدارهای مربوط به کلاهبرداری‌های اینترنتی، هک تلفن همراه و خالی‌شدن حساب‌های بانکی نیز می‌تواند این ترس را تشدید کند. این وضعیت باعث می‌شود برخی سالمندان حتی برای استفاده از ساده‌ترین امکانات تلفن همراه نیز به دیگران وابسته باشند. این وابستگی زمانی جدی‌تر می‌شود که خدماتی مانند نوبت‌دهی پزشکی، امور بانکی، خدمات بیمه‌ای و سایر امور اداری به شکل دیجیتال ارائه شوند.

او در پژوهش‌هایی که در بیمارستان انجام داده، با سالمندانی مواجه شده است که ترجیح می‌دادند برای دریافت نوبت حضوری مراجعه کنند، زیرا استفاده از نوبت‌دهی اینترنتی را بلد نبودند یا سواد کافی برای انجام آن نداشتند. به گفته او، گاهی فرزندان این کار را برای سالمندان انجام می‌دهند، اما همیشه امکان کمک‌گرفتن از اعضای خانواده وجود ندارد. وقتی سالمند نمی‌تواند از ابزارهای دیجیتال استفاده کند و برای انجام امور روزمره به دیگران وابسته می‌شود، ممکن است احساس کند کارآمدی لازم را ندارد و نگاهش نسبت به خودش تغییر کند. در چنین شرایطی، احساس وابستگی می‌تواند استقلال سالمند را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

شکاف دیجیتال میان زنان سالمند عمیق‌تر است

این جامعه‌شناس در عین حال می‌گوید که رابطه سالمندان با فناوری فقط به محرومیت از خدمات دیجیتال محدود نمی‌شود و برخی سالمندان نیز به این خدمات وابسته شده‌اند. در دوره‌هایی که اینترنت دچار اختلال یا قطعی می‌شود، سالمندانی که برای انجام امور خود به خدمات آنلاین وابسته شده‌اند، ممکن است احساس انزوا و ناتوانی بیشتری کنند و کیفیت زندگی آنها کاهش یابد.

البته به گفته او شکاف دیجیتال را نباید صرفاً پیامد افزایش سن دانست، بلکه این شکاف با جنسیت، سطح تحصیلات، محل سکونت و میزان توسعه‌یافتگی مناطق نیز ارتباط دارد. در نتیجه، سالمندانی که هم‌زمان در چند زمینه مانند سواد، جنسیت و محل سکونت در موقعیت محروم‌تری قرار دارند، بیش از دیگران در معرض محرومیت از خدمات دیجیتال هستند. در ایران نیز با توجه به وضعیت سواد سالمندان، شکاف دیجیتال میان زنان سالمند عمیق‌تر است و سالمندان روستایی و ساکنان مناطق محروم نیز با محدودیت بیشتری برای دسترسی و استفاده از فناوری مواجه‌اند.

دیجیتالی‌شدن خدمات و چالش وابستگی سالمندان

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نیز در گفت‌وگو با آتیه‌آنلاین، استقلال را یکی از اصول بنیادین سالمندی می‌داند و معتقد است فردی که مهارت لازم برای فناوری‌های مورد نیاز زندگی روزمره را ندارد، طبیعتاً بخشی از استقلال خود را از دست می‌دهد. فضای دیجیتال در صورت آموزش و دسترسی مناسب می‌تواند فرصت باشد، اما اگر سالمندان نتوانند از آن استفاده کنند، دسترسی‌شان به خدمات دشوارتر و وابستگی‌شان به اطرافیان بیشتر می‌شود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی همچنین به کارکرد ارتباطی فناوری اشاره می‌کند: «با تغییر ساختار خانواده و کاهش دیدارهای حضوری، فضای مجازی می‌تواند بخشی از خلأ ارتباطی سالمندان را پر کند، هرچند جایگزین روابط عاطفی و حضوری نمی‌شود. اما سالمندانی که سواد لازم را ندارند، از همین فرصت هم محروم می‌مانند.»

موانع پنهان دنیای دیجیتال برای سالمندان

گزارش‌های بین‌المللی نیز در ابعاد گوناگون به پدیده «تبعیض سنی دیجیتال» پرداخته‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد بسیاری از محصولات دیجیتال برای جوانان طراحی شده است. رابط‌های پیچیده، فونت‌های ریز، تضاد رنگی ناکافی و ناسازگاری با فناوری‌های کمکی مشارکت سالمندان را دشوار می‌کند. آزمون‌های کاربردپذیری نیز اغلب با گروه‌های زیر ۴۵ سال انجام می‌شوند. در حوزه هوش مصنوعی نیز نمایندگی ناکافی سالمندان در داده‌های آموزشی می‌تواند به سوگیری الگوریتم‌ها بینجامد. نظام‌های دیجیتال سلامت نیز اغلب سواد دیجیتال را در سطح بالا فرض می‌کنند. در نهایت کمبود مهارت یا دسترسی دیجیتال فرصت‌های تعامل اجتماعی را کم می‌کند و تنهایی را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی موسوی‌چلک آموزش سواد دیجیتال را «ضرورت» می‌داند: «این آموزش نباید به دوران سالمندی محدود بماند و بخشی از مسئولیت آن بر دوش دولت و سیاست‌گذاری‌هاست. باید از ظرفیت‌های دولتی و غیردولتی برای ارائه آموزش به زبان ساده استفاده شود. چنین آموزشی می‌تواند اعتمادبه‌نفس سالمندان را بالا ببرد و وابستگی‌شان را کم کند.»

خدمات دیجیتال باید برای سالمندان طراحی شود

شیوا پروائی، جامعه‌شناس، نیز درباره راهکارهای کاهش این شکاف می‌گوید: «برای سالمندانی که کاملاً بی‌سواد هستند، استفاده از خدمات دیجیتال به شکل مستقل بسیار دشوار است و باید به دنبال ابزارها و روش‌های جایگزین بود. اما برای سالمندانی که سواد خواندن و نوشتن دارند، می‌توان آموزش‌های متناسب با سطح سواد و نیازهایشان ارائه کرد.»

به گفته پروائی، سالمندان دارای تحصیلات دانشگاهی نیز ممکن است به آموزش‌هایی درباره استفاده ایمن از فناوری نیاز داشته باشند تا در معرض خطا یا سوءاستفاده قرار نگیرند. برای سالمندان با تحصیلات پایین‌تر نیز می‌توان آموزش‌های ساده و کاربردی درباره استفاده از خدمات دیجیتال ارائه کرد. سامانه‌های دیجیتال باید از نظر نوع نوشتار، اندازه فونت و نحوه ارائه اطلاعات به‌گونه‌ای طراحی شوند که سالمندان بتوانند از آنها استفاده کنند. استفاده از قابلیت‌های صوتی و گفتاری نیز می‌تواند برای برخی سالمندان، حتی افرادی که سواد خواندن و نوشتن دارند، دسترسی به خدمات را آسان‌تر کند. حتی اگر بتوان برای افراد ۶۰ تا ۷۰ ساله‌ای که سواد خواندن و نوشتن ندارند، آموزش‌هایی در این زمینه فراهم کرد، می‌تواند کیفیت زندگی آنها را افزایش دهد؛ از خواندن روزنامه و اطلاعات داروها گرفته تا استفاده از تلفن و برقراری ارتباط با دیگران. تقویت سواد پایه می‌تواند یکی از مسیرهای کاهش بخشی از محرومیت‌هایی باشد که سالمندان در زندگی روزمره با آن مواجه‌اند.

تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد که برای کاهش شکاف دیجیتال سالمندان، صرفاً دسترسی به اینترنت کافی نیست و برنامه‌های مشخصی برای آموزش و حمایت از آنها طراحی شده است؛ در آلمان ۱۶ «مکان تجربه اینترنت» برای آشنایی سالمندان با فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی ایجاد شده و آموزش عملی استفاده ایمن از خدمات آنلاین به افراد بالای ۶۰ سال ارائه می‌شود، در کانادا بانک‌ها موظف شده‌اند برای حمایت از مشتریان سالمند یک «قهرمان سالمندان» تعیین کنند. در اتریش و فنلاند نیز از آموزش بین‌نسلی استفاده شده است. در ایران نیز دبیرخانه شورای ملی سالمندان پیشنهاد کرده که برای جلوگیری از حذف سالمندان از خدمات عمومی، هر خدمت دیجیتال یک مسیر غیردیجیتال موازی مانند خدمات تلفنی یا حضوری داشته باشد و پیش از راه‌اندازی خدمات دیجیتال، کاربردپذیری آن با حضور سالمندان ۶۰ ساله و بالاتر آزمایش شود.

برچسب‌ها: #شکاف دیجیتال
بازگشت به فهرست