JAI NewsRoom مدیریت

پل سست «بازنشستگی پیش از موعد» برای اشتغال مجدد سالمندان

09 تیر 1405 | 09:14 •کار
پل سست «بازنشستگی پیش از موعد» برای اشتغال مجدد سالمندان

نیمی از درخواست‌های بازنشستگی با استفاده از قوانین بازنشستگی زودهنگام ناشی از مشاغل سخت و زیان‌آور است، درحالی که بخش زیادی از آن‌ها پس از بازنشستگی به دلیل کافی نبودن مستمری دوباره به بازار کار بازمی‌گردند

اشتغال بازنشستگان در ایران از آن جنس معضلات است که به دلیل شرایط دشوار سیاست‌گذاری به یکی از «عرف‌های غیرقانونی» جامعه ایران بدل شده است. هرچند اشتغال مجدد فرد بازنشسته برخلاف سایر موارد عرف‌شده غیرقانونی مثل «فیلترشکن»، «ماهواره»، «پوشش اختیاری»، «عدم استفاده از کارتخوان برای کاهش مالیات» و «گزینه لغو سفر در سکوهای اینترنتی» و… ریسک روزمره پایینی دارد، اما طبق قانون، سازمان تامین اجتماعی و سایر صندوق‌ها، موظف هستند در صورت مشاهده بازنشسته‌ی شاغل، حتی تا سطح قطع مستمری نیز بازنشسته متخلف را جریمه و با کارفرمای بکارگیرنده بازنشسته برخورد کنند. 

مشکل اشتغال بازنشستگان در وضعیتی پررنگ دیده می‌شود که‌عدم سهولت ورود جوانان به بازار کار، یکی از معضلات این بازار در کشور است و این مشکل در حالی که نیمی از درخواست‌های بازنشستگی در کشور، با استفاده از قوانین بازنشستگی زودهنگام (ناشی از سخت و زیان‌آوری کار) است، بیش‌ازپیش تشدید می‌شود. 

از یک‌سو کارشناسان صندوق‌های بازنشستگی و به ویژه سازمان تامین اجتماعی، منشاء اصلی اشتغال مجدد بازنشسته را -که ضمن‌عدم پرداخت حق بیمه و مالیات، باعث تنگ‌تر شدن بستر جذب شاغلان حق بیمه‌پرداز جدید می‌شود- گسترش بازنشستگی‌های زودتر از موعد از پنجاه سالگی می‌دانند؛ بازنشستگانی که با آغاز استفاده از مستمری بازنشستگی خود، دوباره به بازار کار برمی‌گردند تا درآمد خود را به نوعی بیش از دوران اشتغال خودشان کنند. از سوی دیگر نیز خود بازنشستگان، کافی نبودن حقوق بازنشستگی را یگانه علت گرایش به اشتغال دوباره فرد در این دوران می‌دانند؛ به ویژه اینکه همواره میزان مستمری از مزد نیروی کار شاغل کمتر بوده و هزینه‌های زندگی بازنشستگان نیز باتوجه به بزرگ شدن فرزندان، افزایش هزینه‌های درمان و. . گاه بیش از افراد شاغل می‌شود. 

روایت مردم

«محسن. آ» معلم بازنشسته آموزش و پرورش مانند اغلب معلمان هم دوره خود با برخورداری از امتیازات ایثارگری، در سن پنجاه سالگی بازنشسته شده اما امروز در سن ۷۳ سالگی هنوز هم در برخی مدارس غیرانتفاعی تدریس می‌کند: «به مرور ایستادن در سر کلاس هم برای من دشوار شده اما چاره‌ای نیست. من ۳۰ میلیون تومان حقوق بازنشستگی می‌گیرم، اما با رفت و آمدهای سه پسر و سه عروس و دو سه بیماری مختلف، باید کار کنم.» از او درباره اینکه آیا ممکن است به کار در این شرایط جسمی پایان دهد می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: «اگر مدرسه جدیدی پیدا شود که کل هفته‌ام را پر کنم، باز هم بیشتر تدریس می‌کنم!» 

«مسعود. ک» بازنشسته تامین اجتماعی نیز که بخشی از سابقه بیمه‌اش در صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح بوده، با بیماری دیابت در سکوهای اینترنتی با خودروی ساینای نه چندان نوی خود مسافرکشی می‌کند. از او درباره علت اصرارش بر اشتغال می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: «بخشی از سوابق من در بیمه نیروهای مسلح بود که با تجمیع سوابق در سازمان تامین اجتماعی فقط ۲۲ میلیون تومان مستمری می‌گیرم. به هرحال برای یک دخترم تازه جهیزیه گرفتم تا به خانه بخت برود و ماهی ۸ میلیون تومان قسط می‌دهم. ماهی سه میلیون تومان برای داروهای دیابت خودم خرج می‌کنم. فقط بیماری و قسط نصف حقوقم را می‌بلعد. فقط مستاجر نیستم که زنده ماندم. پس راهی جز کلاژ و ترمز گرفتن در ترافیک تهران آن هم با این زانوی خراب ندارم.» 

روایت تشکل‌ها

فعالان تشکل‌های بازنشستگان و کارگران، عمدتاً با بازنشستگان شاغل همدرد هستند و می‌گویند اگر وضعیت درمان، مستمری و حقوق کافی و اوضاع عمومی اقتصاد و قیمت‌ها مناسب بود، هیچ بازنشسته‌ای علاقه‌ای به اشتغال مجدد نداشت. همچنین اگر شرایط دوره اشتغال مساعد بود، تعداد درخواست‌های بازنشستگی زودترازموعد نیز به این میزان فعلی نبود. 

پرویز احمدی پنجکی، عضو کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی کشور، معتقد است اگر وضعیت عادی برقرار بود، بازنشسته ایرانی هم می‌توانست مانند بازنشسته اروپایی تا ۶۵ سالگی کار کند و بعد از آن فقط استراحت کند. او می‌گوید: «ما برای بحث بازنشستگی با شرایط سختی و زیان آوری کار، نه لغو این حق یا کاهش مزایای آن، بلکه تشخیص انبوه موارد نا حق استفاده کننده از مزایای سختی و زیان‌آوری کار است که این موضوع بر عهده سازمان تامین اجتماعی است. کاری که سخت است تا زمانی که سختی کار رفع نشده، باید مزایایی ایجاد کند. معتقدیم شکل نظارت‌ها باید متفاوت باشد.» 

احمدی پنجکی با بیان اینکه «بخش زیادی از بازنشستگان حتی تا پایان دهه هفتم زندگی خود شاغل می‌مانند چون حقوق بازنشستگی اصلا کافی نیست» می‌گوید: «پس از جنگ اخیر که تورم کالاهای خوراکی از ۱۰۰ درصد هم بالاتر رفت، نیاز به اشتغال در بازنشستگان نیز افزایش یافته است. معمولاً بازنشستگان در سنین بالاتر برای آنکه محتاج دیگران نشوند، به انواع مختلف مشاغل فنی، رانندگی، نگهبانی و مشاغل آزاد باز می‌گردند. بیشتر درآمد ناشی از اشتغال در دوران بازنشستگی، صرف درمان می‌شود، زیرا بیمه درمانی و خدمات بیمه تکمیلی آن‌ها ضعیف است، لذا بازنشسته برخلاف قانون ناگزیر شاغل می‌شود.» 

مسعود زینال‌زاده، فعال حقوق معلمان بازنشسته نیز یادآور می‌شود که آموزش‌وپرورش به دلیل کمبود معلم در سال‌هایی با پیامک فراخوان بکارگیری حق التدریس مجدد بازنشستگان را خود صادر کرده و تاکید می‌کند: «اغلب فرهنگیان بازنشسته توان کار دیگری ندارند و تا سنین بالا به تدریس ادامه می‌دهند. مستمری دریافتی معلمان بازنشسته سفره آنان را تامین نمی‌کند و معلمانی که در ۵۵سالگی بازنشسته می‌شوند، دوباره به چرخه کار باز می‌گردند. مشکلات پرداخت حقوق به معلمان بازنشسته شاغل، شامل کاهش نرخ حق التدریس یاعدم افزایش آن و همچنین تاخیر طولانی در پرداخت است که شامل غیرانتفاعی‌ها و دولتی‌ها می‌شود. بسیاری از همکاران شاغل ما که در دوره بازنشستگی نیز به معلمی می‌پردازند، روایت کردند که سال تحصیلی که در مهرماه شروع می‌شود، در اسفند و فروردین که ترم تمام شده حق‌التدریس دریافت می‌کنند!» 

راهکارهای تشویقی و ساختاری یا طرح‌های ریاضتی و پارامتریک؟ 

معضلات پیچیده اجتماعی و رفاهی، راهکارهای پیچیده نیز دارند. در مدل‌های سنتی اصلاح صندوق‌های بازنشستگی، همواره تغییرات پارامتریک یا عددی مثل تغییر سن و سابقه بازشستگی و میزان مزایا برای تقویت و حفظ منابع مالی این صندوق‌ها مطرح می‌شود؛ اما باوجود نتایج این سیاست‌ها طی سال‌های اخیر، برخی کارشناسان به راهکارهایی از جنس اصلاحات ساختاری و مدل‌های تشویقی برای حفظ منابع صندوق‌ها به‌جای مدل‌های ریاضتی تاکید می‌کنند. 

محمدرضا مالکی، هیات علمی اسبق موسسه عالی پژوهش‌های تامین اجتماعی، از این جنس کارشناسان است که باور دارد بدون اصلاحات ساختاری، هرنوع اصلاحات پارامتریک و راهکار ریاضتی، تاثیر خاصی نخواهند داشت: «به‌صورت طبیعی هم عامل بازنشستگی زودتر از موعد در اشتغال بازنشستگان موثر است و هم ناکافی بودن مستمری؛ اما تعیین سهم عوامل موثر در این بحث، نیاز به مطالعه بیشتر دارد. اغلب افراد روی کاغذ بازنشسته می‌شوند؛ یعنی آن‌ها از نظر جسمی و روانی هنوز نیاز به کار دارند و از نظر اقتصادی می‌خواهند به مستمری به‌عنوان کمک هزینه نگاه کنند.» 

وی با بیان اینکه «باید تا حدی نیز پذیرفت که شرایط اقتصادی هم به دلیل‌عدم کفایت مزایا در شرایط فعلی باعث می‌شود افراد به سمت اشتغال مجدد بروند» می‌گوید: «ما با مشکل ازدیاد درخواست بازنشستگی زودترازموعد وعدم کفایت حقوق بازنشستگی به صورت همزمان مواجهیم. هردو انگیزه اشتغال بازنشسته را بیشتر می‌کند. البته قانون اجازه داده که افراد تا ۶۰ سالگی هم کار کنند. کارفرمایان موظف به بازنشسته کردن نیروی کار نیستند، بلکه طبق قانون تنها مجاز هستند که به درخواست نیروی کار، در سن قانونی بازنشستگی، او را بازنشست کند. پس اگر تمایل به بازنشستگی زودتر از موعد با هدف اشتغال مجدد بالاست، این به اراده خود نیروی کار است و تمایل کارفرما الزاماً چنین چیزی نیست.» 

مالکی با اشاره به اینکه «اشتغال مجدد» و «بازنشستگی زودترازموعد» آسیب‌هایی نیستند که راه‌حل‌های ضربتی داشته باشند، تصریح می‌کند: «ابزارهای تشویقی برای تداوم اشتغال فرد در سنین بالاتر می‌تواند در کاهش گرایش به بازنشستگی زودتر و اشتغال بعد از بازنشستگی، موثرتر باشد؛ از ابزارهایی مثل کاهش عوامل زیان‌آور کار تا امتیازات دیگر. مواردی مثل کاهش ساعت کار، افزایش حقوق و رتبه در دوره اشتغال یا افزایش سطح دریافت مستمری و. . ، جذاب‌تر از حذف یا کاهش مزایای بازنشستگی مشاغل سخت‌وزیان‌آور یا تغییر اساسی در تعریف سخی کار است. فرد باید حداقل انگیزه‌ای را داشته باشد تا باوجود سختی و زیان‌آوری همچنان کار کنند. پس راهکار بهتر این است که هم عوامل زیان‌آور محیط کار مهار شوند و هم تشویق شوند که از این مزایا بگذرند.» 

شرکت‌های به‌کارگیرنده بازنشستگان «مالیات اجتماعی» بدهند

این کارشناس حوزه تامین اجتماعی بر این باور است که همه انواع ارتباط بازنشسته با بازار کار ذاتاً مخرب نیست. وی می‌گوید: «بازنشسته ممکن است کسب و کار راه بیندازند و اشتغال‌زایی برای جوانان کند و مالیات هم بدهد. این برای اقتصاد و صندوق‌ها بهتر است. نیروی کار باید بتواند اندوخته خود را سرمایه‌گذاری کند و در دوره بازنشستگی کار نکند. بهتر است واحدهایی که به شکل علنی نیروی بازنشسته به کار می‌گیرند (سکوهای اینترنتی تاکسی‌رانی، مدارس و شرکت‌های خدمات نگهبانی و. .) مشمول مالیات اجتماعی بابت این استخدام‌ها شوند که بازار کار و منابع سازمان تامین اجتماعی و سایر صندوق‌ها آسیب نبیند.» 

این عضو سابق هیات عملی با یادآوری این نکات، در پایان بیان می‌کند: «ناکافی بودن حقوق بازنشستگی به‌مدد اشتغال گسترده بازنشستگان هنوز به بحران اجتماعی بدل نشده است. مجموعه‌های وزارت کار و تامین اجتماعی نیز ابزار گسترده بازرسی ندارند که از اشتغال بازنشسته جلوگیری کنند. پس نوع مواجهه را باید تغییر داد؛ به ویژه اینکه مطالعات موجود در بازار کار نشان می‌دهد که در بسیاری از مشاغل، نسل جدید همپوشانی شغلی با سالخوردگان ندارند. دنیا تغییر کرده راه‌حل‌ها هم باید تغیر کنند.»

بازگشت به فهرست