JAI NewsRoom مدیریت

کالای کودکی در فضای مجازی

16 شهریور 1405 | 08:30 •جهان
کالای کودکی در فضای مجازی

متن زیر برگرفته از مقاله‌ نیویورک‌تایمز درباره «کیدفلو‌ئنسرها» یا همان کودکانی است که اینفلوئنسر شبکه‌های اجتماعی شده‌اند.

در ابتدا همه‌چیز شبیه یک فرصت بود. یک دختر نوجوان، لباس‌های رقص و ورزشی می‌پوشید، جلوی دوربین می‌ایستاد و مادرش عکس‌ها را در اینستاگرام منتشر می‌کرد. دنبال‌کننده‌ها زیاد شدند، برندها متوجه او شدند، لباس‌های رایگان و تخفیف‌ها از راه رسیدند و بعد، پیشنهادهای کاری. برای بعضی خانواده‌ها، این دیگر فقط سرگرمی نبود؛ ابتدای مسیر یک شغل بود. 

در میان همان دنبال‌کننده‌ها، مردانی هم بودند که دختران کم‌سن‌وسال را نه به‌عنوان مدل یا ورزشکار، بلکه به‌عنوان موضوع میل خود دنبال می‌کردند. هرچه حساب‌های این دختران بزرگ‌تر می‌شد، حضور این مردان هم پررنگ‌تر می‌شد.

همین که پای پول درمیان باشد، داستانِ تاریک، تاریک‌تر می‌شود. 

تو عکس‌های دخترت را به پدوفیل‌ها می‌فروشی

«الیسا» از سال ۲۰۲۰ حساب اینستاگرام دخترش را اداره می‌کرد؛ زمانی که دختر ۱۱ سال داشت و هنوز برای داشتن حساب مستقل در اینستاگرام کم‌سن بود. صفحه به‌تدریج بزرگ شد و دنبال‌کننده‌ها ۱۰۰ هزار شدند. عکس‌ها او را در لباس‌های شب، لباس‌های ورزشی و لباس‌های رقص نشان می‌دادند. بعضی حتی ماهانه ۹.۹۹ دلار می‌پرداختند تا عکس‌های بیشتری ببینند. 

الیسا می‌دانست این فضا بی‌خطر نیست. سال‌ها پیام‌های عجیب می‌گرفت و به انتقاد کسانی عادت کرده بود که می‌گفتند او دخترش را در معرض بهره‌کشی قرار داده است. اما اوایل سال گذشته، پیام‌هایی دریافت کرد که دیگر نمی‌شد آنها را مزاحمت اینترنتی دانست.

یکی از آنها می‌گفت: «تو عکس‌های دختر کم‌سن‌وسالت را به پدوفیل‌ها می‌فروشی.» پیام دیگری مادر را «بیمار» خوانده و تهدید کرده بود زندگی او و دخترش را جهنم کند.

او می‌گوید بسیاری از دنبال‌کنندگان دخترش «پدوفیل» هستند. با این حال، صفحه را تعطیل نکرد، اما خیلی زود معلوم شد که مسئله فقط چند پیام آزاردهنده نیست.

یکی از همان افراد، الیسا را تهدید کرد که اگر کاری را که از او خواسته انجام ندهد، او و دیگران را به پلیس معرفی خواهد کرد. وقتی الیسا پاسخ نداد، مرد به مدرسه دخترش ایمیل زد و ادعا کرد مادر عکس‌های «ناجور» دخترش را به پدوفیل‌ها می‌فروشد.

چند روز بعد، دختر با گریه به خانه برگشت. مسئولان مدرسه او را درباره حساب اینستاگرامش بازخواست کرده بودند و عکس‌هایی را به او نشان داده بودند که مادرش منتشر کرده بود؛ از جمله تصویری با شلوارک کوتاه و جوراب‌های توری و تصویری دیگر با لباس رقص.

رویای شهرت، اقتصادِ تازه کودکی

این تنها داستان یک خانواده نیست.

در هزاران حساب اینستاگرامی که والدین آن‌ها را اداره می‌‌کنند، دختران کم‌سن‌وسال به بخشی از اقتصاد اینفلوئنسری تبدیل شده‌اند؛ اقتصادی که در آن توجه، دنبال‌کننده و تصویر شخصی می‌تواند به پول تبدیل شود.

بعضی دختران فقط لباس رایگان یا تخفیف می‌گیرند. بعضی از فهرست‌های خرید آنلاین هدایایی دریافت می‌کنند. برخی از طریق کدهای تخفیف برای برندها درآمد دارند و موفق‌ترین آنها می‌توانند برای یک پست اینستاگرامی تا ۳ هزار دلار دریافت کنند.

اما در مواردی، پول مستقیما از خود مخاطبان می‌آید.

اینستاگرام در سال ۲۰۲۲ امکان اشتراک پولی را راه‌اندازی کرد؛ قابلیتی که به دنبال‌کنندگان اجازه می‌دهد برای دریافت محتوای اختصاصی پول پرداخت کنند. این امکان رسما برای افراد زیر ۱۸ سال مجاز نیست، اما حساب‌هایی که والدین آن‌ها را اداره می‌کنند توانسته‌اند این محدودیت را دور بزنند؛ با دریافت ماهانه ۹۹ سنت تا ۱۹.۹۹ دلار.

در پلتفرمی دیگر، اشتراک‌های حساب‌های مربوط به کودکان حتی به ۲۵۰ دلار در ماه هم می‌رسید. در یک مورد، برای ۱۰۰ دلار در ماه، دسترسی به گفت‌وگوی ویدیویی زنده و پیام مستقیم نامحدود پیشنهاد شده بود.

در یکی از حساب‌هایی که بررسی شده، ۱۴۱ مشترک به یک عکس اختصاصی ۱۰۰ دلاری واکنش نشان داده بودند؛ رقمی که نشان می‌داد تنها همین عکس می‌توانسته بیش از ۱۴ هزار دلار درآمد ماهانه ایجاد کرده باشد.

اینجا دیگر مرز میان «مدلینگ کودک» و فروش دسترسی به تصویر کودک به‌وضوح محو می‌شود و همین‌جا است که یک واقعیت تکان‌دهنده‌تر خود را نشان می‌دهد: گاهی آنچه باعث رشد یک حساب می‌شود، لزوما مخاطب عادی نیست.

هرچه حساب بزرگ‌تر، مردان بیشتر

بررسی نیویورک‌تایمز از هزاران حساب نشان داد حدود ۳۵ درصد مخاطبان این حساب‌ها مرد بودند. اما این نسبت با بزرگ‌تر شدن حساب‌ها افزایش پیدا می‌کرد.

در بسیاری از حساب‌هایی که بیش از ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده داشتند، بیش از ۷۵ درصد مخاطبان مرد بودند و در برخی حساب‌ها این رقم از ۹۰ درصد هم عبور می‌کرد.

البته هر مردی که یک دختر نوجوان را دنبال می‌کند، لزوما قصد مجرمانه ندارد. پدرها، پدربزرگ‌ها و کاربران عادی هم در میان دنبال‌کنندگان هستند. اما برای برخی حساب‌ها، مردان نه یک مشکل، بلکه بخشی از اقتصاد صفحه شده بودند.

یک مادر در فلوریدا می‌گفت دختر ۱۶ ساله‌اش سال‌ها اینفلوئنسر بوده است. آنها مدتی کامنت‌ها را بستند، اما برندها از این کار خوششان نیامد. دلیل ساده بود: تعامل بیشتر، یعنی الگوریتم حساب را بیشتر نشان می‌دهد و تبلیغ بیشتر می‌شود.

حتی یک «لایک» از سوی مردی که مادر می‌دانست رفتار مشکوکی دارد، می‌توانست به رشد حساب کمک کند. در نتیجه، خانواده با انتخابی عجیب روبه‌رو می‌شد: حذف مخاطب مشکوک و کوچک شدن حساب، یا تحمل او برای حفظ رشد و ارزش تجاری صفحه.

دخترها تبدیل به ارز می‌شوند

در تاریک‌ترین بخش این اقتصاد، برخی مردان فقط تماشاگر نبودند. آنها به مادران پول، هدیه و حتی تلفن و تبلت می‌دادند. برخی برای دختران خرید می‌کردند و در ازای آن انتظار تشکر داشتند.

یک مرد از مادران می‌خواست از هشتگ‌ها و عکاسان خاصی استفاده کنند تا حساب دخترشان بیشتر دیده شود. اما دو مادر وقتی او پیشنهاد کرد لباس دختران به شکلی باشد که بخش‌های خصوصی بدن آنها از زیر لباس قابل تشخیص باشد، رابطه خود را با او قطع کردند.

مرد دیگری از مادری خواست لباس رقص استفاده‌شده دخترش را بفروشد.

یکی از مادران بعدها گفت: «نمی‌دانستم گرومینگ چیست.» گرومینگ با عمل دستکاری تدریجی یک کودک اشاره دارد که با جلب اعتماد کودک (در اینجا کودک و مادرش) انجام می‌شود.

مادر دیگری جمله‌ای گفت که شاید دقیق‌ترین توصیف این اقتصاد باشد: «تقریبا انگار دخترها تبدیل به یک ارز می‌شوند»؛ وقتی ارزش یک کودک با تعداد دنبال‌کنندگان، توجه مردان، پول، هدیه، قرارداد برند و رشد الگوریتمی سنجیده می‌شود، خود کودک می‌تواند به دارایی تبدیل شود.

پشیمانی‌ای که دیر می‌رسد

شاید تلخ‌ترین بخش داستان، حرف‌های مادرانی باشد که سال‌ها در همین سیستم حضور داشته‌اند. «کایِلین»، مادری در ملبورن استرالیا، زمانی حساب دخترش را بخشی از مسیر آینده او می‌دید. اما زمانی که دخترش ۱۷ ساله شد، مادر دیگر مطمئن نبود که این مسیر چه چیزی از او ساخته است.

کایلین می‌گوید «نگران است سال‌هایی که دخترش با لباس‌های بیکینی در اینترنت و در برابر مردان بزرگسال ظاهر شده، به او آسیب زده باشد.» او می‌گوید دخترش به این نتیجه رسیده که تنها راهی که می‌تواند از طریق آن آینده‌ای برای خود بسازد، این است که در آینده از طریق «اونلی‌فنز»  (OnlyFans) پول زیادی به دست بیاورد. اونلی‌فنز یک پلتفرم برای فروش تصاویر جنسی و پورنوگرافی است که کاربران تولید می‌کنند.

این شاید بزرگ‌ترین شکست این رویا باشد.

قرار بود اینستاگرام راهی برای ساختن آینده دختر باشد، اما حالا خود دختر آینده‌اش را در ادامه همان منطق اقتصادی تصور می‌کرد: اگر تصویر بدن و زندگی شخصی‌ام مخاطب دارد، پس می‌توانم آن را بفروشم.

کایِلین حالا می‌گوید اگر به گذشته برگردد، دیگر این کار را انجام نمی‌دهد.

کودکی‌ از دست رفته

بعضی مادران می‌گویند دخترانشان از این کار لذت می‌برند. بعضی می‌گویند اعتمادبه‌نفس پیدا کرده‌اند، دوست پیدا کرده‌اند یا برای آینده شغلی‌شان تجربه به دست آورده‌اند.

یک دختر ۱۲ ساله حتی از اینکه می‌دید دختران دیگری لباس برندی را می‌پوشند که او نماینده آن است، هیجان‌زده بود. «مردم واقعا تحت تاثیر من قرار می‌گیرند.»

اما این جمله در جهانی که توجه را به پول تبدیل می‌کند، معنای دیگری هم دارد: کودک از همان سنین پایین می‌آموزد که ارزش او تا حدی از توانایی‌اش برای جلب نگاه دیگران می‌آید. مشکل زمانی عمیق‌تر می‌شود که این نگاه دیگر نگاه همسالان یا مخاطبان عادی نباشد.

کایِلین گفت دخترش در تمام دوران دبستان هدف آزار قرار می‌گرفت و حتی بچه‌های دیگر به او می‌گفتند مادرشان اجازه نمی‌دهد با او بازی کنند، چون «آدم‌های منحرف زیادی» او را در اینترنت دنبال می‌کنند.

در مرکز همه اینها، الگوریتمی قرار داشت که یک چیز را بیشتر از هر چیز دیگری می‌فهمد: هرچه نگاه بیشتر، رشد بیشتر. هرچه رشد بیشتر، ارزش تجاری بیشتر و هرچه ارزش تجاری بیشتر، انگیزه برای ادامه دادن این مسیر بیشتر.

در همین چرخه است که کودک به تدریج از سوژه‌ای که باید از او محافظت شود، به محتوایی تبدیل می‌شود که باید تولید شود.

وقتی بزرگسالان از بازار عقب نمی‌مانند

اینستاگرام می‌گوید والدین مسئول حساب‌های کودکان‌اند و ابزارهایی برای کنترل پیام‌ها و کامنت‌ها در اختیارشان گذاشته است. اما یک مطالعه داخلی این شرکت نشان می‌دهد روزانه حدود ۵۰۰ هزار حساب کودک با تعاملات «نامناسب» روبه‌رو می‌شوند. در عین حال، والدینی که تلاش می‌کردند دنبال‌کنندگان مشکوک را مسدود کنند، گاه خود با محدودیت‌های پلتفرم مواجه می‌شدند.

اما مسئله فراتر از عملکرد اینستاگرام است. بازاری شکل گرفته که در آن کودکی، توجه، شهرت و پول به یکدیگر گره خورده‌اند؛ بازاری که می‌تواند با نیت‌هایی کاملا عادی آغاز شود: مادری که می‌خواهد دخترش مدل شود، کودکی که از پوشیدن لباس یک برند لذت می‌برد یا والدینی که شبکه‌های اجتماعی را مهارتی برای آینده می‌دانند.

مشکل زمانی آشکار می‌شود که خانواده بفهمد آنچه سرمایه‌گذاری برای آینده تصور می‌کرد، در واقع سرمایه‌گذاری بر نگاه دیگران به بدن و تصویر کودک بوده است. آن زمان، دیگر نمی‌توان کودکی را که در هزاران عکس، کامنت و صفحه در اینترنت ثبت شده، به سادگی پس گرفت.

بازگشت به فهرست