JAI NewsRoom مدیریت

خشونت علیه زنان در طبقه متوسط

27 مهر 1404 | 21:00 •جامعه
خشونت علیه زنان در طبقه متوسط

خشونت علیه زنان در ایران فراتر از مرزهای اجتماعی رفته و با فقدان حمایت قانونی، همه زنان را در معرض تهدید قرار داده است.

به گزارش آتیه آنلاین، خشونت علیه زنان فراتر از مرزهای طبقه اجتماعی، قومیت و جغرافیا رفته و دیگر محدود به گروه‌های محروم نیست؛ قتل زنانی که در دانشگاه، رسانه‌ها و سطوح بالای اجتماعی فعال و آگاه به نابرابری جنسیتی هستند، نشان از عمق و گستردگی این بحران دارد. در حالی که قوانین حمایتی کافی وجود ندارد زنان در تمام اقشار و موقعیت‌ها در معرض آسیب و تهدید جان و سلامت خود قرار دارند.

درهمین‌باره سیمین کاظمی، جامعه‌شناس در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «قتل زناني كه در دانشگاه يا رسانه‌ها يا در سطوح بالاي اجتماعي هستند و مخصوصا نسبت به مساله نابرابري جنسيتي و خشونت عليه زنان آگاهي دارند، نشان مي‌دهد كه خشونت عليه زنان در جامعه ايران مرزهاي طبقه و قوميت و جغرافيا را رد كرده است و صرفا منحصر به زنان فقير و در مناطق محروم نيست. البته بايد اضافه كنم كه قتل زنان در سطوح بالاي اجتماعی بازتاب رسانه‌ای و واكنش‌های گسترده را به دنبال دارد، اما خشونت عليه زنان فقير و طبقات فرودست به صورت خاموش در جريان است. قتل زنان دانشگاهی و رسانه‌ای و شناخته شده زنگ هشدار تشديد خشونت عليه زنان است.»

او در ادامه نوشت: «مساله خشونت عليه زنان در ايران به عنوان يك مساله نيازمند مداخله به رسميت شناخته نشده است. تا وقتي اين شناسايی صورت نگيرد هيچ اقدام موثری هم برای كنترل آن انجام نخواهد شد. مساله خشونت عليه زنان يا انكار مي‌شود يا به عنوان يك مساله جدي ديده نمي‌شود. با وجود تداوم اين شكل از خشونت و اصرار و الحاح فعالان حقوق زنان، فعلا حمايت دولتي حداقلی از زنان صورت نگرفته است و اساسا در مورد خشونت عليه زنان سكوت مي‌كنند. هنوز قانوني براي حمايت از زنان در برابر خشونت تصويب نشده است. در اكثر كشورهاي جهان قوانيني براي پيشگيری از خشونت مبتنی بر جنسيت وجود دارد ولي در ايران تصويب اين قانون با موانع مختلف متوقف شده است در عوض بعضي قوانين موجود خشونت عليه زنان را تسهيل مي‌كنند. به اين ترتيب و با چنين رويكردی همه زنان در برابر خشونت مبتنی بر جنسيت، آسيب‌پذير و بي‌پناه هستند، چه دانشگاهی چه بي‌سواد، چه فقير و چه ثروتمند، چه شهري و چه روستايي.»

این جامعه‌شناس با بررسی نظام فرهنگی اجتماعی در یادداشت خود ذکر کرد: «خشونت و قتل مبتنی بر جنسيت معلول ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است. مواردی كه پزشكی قانونی براي شخص قاتل تشخيص اختلال روانی مطرح مي‌كند معدود و تقريبا استثنا هستند. قتلی كه در نتيجه اختلال روانی صورت مي‌گيرد ربطی به كنترل خشم در افراد عادی ندارد، عموما شخص دچار اختلال بر اثر توهمات و هذيان‌هايی كه دارد دست به ديگركشی مي‌زند. توجه داشته باشيم كه اين زنان هستند كه عمدتا به دست مردان كشته مي‌شوند ولی در جامعه‌ای كه عقل مردان را ستايش مي‌كند به موضوع خشونت و قتل زنان مي‌رسد به توجيه ديوانگی لحظه‌ای مردان متوسل مي‌شود و باز هم زن قربانی را مقصر مي‌داند. واقعيت اين است كه نظام فرهنگی و اجتماعی مردسالاری كه در ذهنيت جمعي ريشه دوانده برای خشم مردانه حقانيت قائل مي‌شود و بعد زن مضروب و مقتول را متهم مي‌كند كه خود با عصبانی كردن مرد موجب قتل خودش شده است. جامعه‌ای كه به جای شكل دادن مطالبه‌ای برای پيشگيری از خشونت، به سرزنش و محكوم كردن زن قربانی روی مي‌آورد، جامعه تسهيل‌گر خشونت است.»

کاظمی به نابرابری جنسیتی تاکید کرد: «اين قتل‌ها براي زنان به ‌شدت نگران‌كننده است. وقتي نابرابري جنسيتي به‌طور رسمي پذيرفته شده است و هيچ حمايت قانونی از زن‌ها نمي‌شود، زنان در خانه هم احساس امنيت ندارند. وقتي به‌طور رسمی خشونت مبتنی بر جنسيت را به اختلاف خانوادگي تحريف مي‌كنند، زنان بايد تنش‌شان بلرزد كه در صورت هر اختلاف و مشاجره، ممكن است جانشان را از دست بدهند. بر اين اساس زنان يا بايد تسليم محض خواسته‌های مردان باشند و خلاف رای آنها حرف نزنند يا بايد منتظر تهديد و خشونت و از دست دادن جانشان باشند. لازم است رسانه‌ها فعالانه موارد خشونت و نه فقط قتل را گزارش بدهند. بايد زنان تشويق شوند كه به جاي سكوت خشونت را گزارش كنند، به مراجع قضايي شكايت كرده و شواهد را در پزشكي قانونی مستند كنند. هرگز گمان نكنند كه با گذشت زمان و سكوت شخص خشونتگر اصلاح مي‌شود. با افزايش گزارش‌ها مقامات رسمی نيز به اين نتيجه مي‌رسند كه خشونت عليه زنان بسيار گسترده و رايج است و مساله‌ای نيست كه بشود آن را ناديده گرفت. در دانشگاه‌ها نيز لازم است سكوت نكنند و درباره خشونت به عنوان يك مساله اجتماعی اطلاع‌رسانی و بحث و گفت‌وگو و از دانشجويان محافظت كنند. كنشگران و حرفه‌مندان سلامت بايد خشونت مبتنی بر جنسيت را به عنوان يك مساله بهداشتي و اجتماعي شناسايی كنند كه جان و سلامت نيمي از جامعه را تهديد مي‌كند.»

او در انتهای یادداشت خود نوشت: «به‌طور كلي بايد مطالبه‌ای جدي و پيگير از درون جامعه براي مقابله با خشونت عليه زنان شكل بگيرد. برخی پژوهش‌ها نشان مي‌دهند كه با افزايش سرمايه فرهنگی ميزان تعارضات و احتمال خشونت‌های فيزيكی كمتر مي‌شود. البته اين به معنای رد تعارض و خشونت در خانواده‌های تحصيلكرده نيست، فقط ممكن است احتمال آن كمتر از افرادی با سرمايه فرهنگی پايين‌تر باشد.»

بازگشت به فهرست