JAI NewsRoom مدیریت

هشدار نسبت به «بی‌حسی عاطفی» در مردان؛ وقتی جامعه بیماری را با قدرت اشتباه می‌گیرد

09 مرداد 1405 | 10:04 •جامعه
هشدار نسبت به «بی‌حسی عاطفی» در مردان؛ وقتی جامعه بیماری را با قدرت اشتباه می‌گیرد

اسکات مالون، روان‌شناس و مشاور خانواده، هشدار می‌دهد که افسردگی در مردان به‌دلیل کلیشه‌های جنسیتی، غالباً پشتِ نقاب خشم، کار مفرط و انزوا پنهان می‌ماند و از سوی جامعه نادیده گرفته می‌شود.

به گزارش آتیه آنلاین از ایسنا، بسیاری از مردان در حالی که روزانه فراتر از انتظارات شغلی خود عمل می‌کنند و در فضای خانواده حضور فعالی دارند، درونی متلاطم و تهی را تجربه می‌کنند. اسکات مالون، مشاور ازدواج و خانواده، در بررسی این پدیده معتقد است که افسردگی در مردان برخلاف تصویر رایج که با غم و گریه همراه است، اغلب با نشانه‌هایی بروز می‌کند که تشخیص آن را برای اطرافیان و حتی خود فرد دشوار می‌سازد.

تغییر ماهیت علائم؛ از اندوه به پرخاشگری

مالون تأکید می‌کند که افسردگی مردانه معمولاً در قالب تحریک‌پذیری، بدخلقی، فاصله‌گیری عاطفی و احساس گسست از زندگی نمایان می‌شود. بر اساس پژوهش‌های مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH)، این اختلال در مردان به‌جای اندوه عمیق، با خشم و بی‌حوصلگی همراه است. مالون در این باره می‌گوید: «بسیاری از مراجعان من هرگز خود را افسرده نمی‌دانند، بلکه صرفاً احساس می‌کنند که دیگر خودِ سابقشان نیستند.» او معتقد است خشم، تنها احساسی است که بسیاری از مردان از دوران کودکی مجوز ابراز آن را داشته‌اند و به همین دلیل، در بزرگسالی دردهای عاطفی مانند ترس و ناامیدی را در پشتِ رفتار عصبی پنهان می‌کنند.

تحسینِ بیماری توسط جامعه

این مشاور خانواده به نکته‌ی تأمل‌برانگیزی اشاره می‌کند: «بسیاری از علائم افسردگی در مردان، با ویژگی‌هایی اشتباه گرفته می‌شود که جامعه آن‌ها را تحسین می‌کند.» به گفته‌ی او، مردی که برای فرار از خلأ درونی در کار غرق می‌شود، «پرتلاش» نامیده می‌شود و انزواطلبی او به حساب «درون‌گرایی» یا «اقتدار» گذاشته می‌شود. مالون هشدار می‌دهد که کار بیش از حد و پناه بردن به مصرف الکل، دو راهکار رایج اما مخرب برای پنهان‌سازی دردهای عاطفی در مردان است.

زنگ خطرهای جسمی و ضرورت مداخله

افسردگی در بسیاری از موارد ابتدا با علائم جسمی همچون خستگی دائمی، دردهای بی‌دلیل و اختلال در خواب خود را نشان می‌دهد. با این حال، هنجارهای سنتی مردانگی مانند «خوداتکایی افراطی»، مانع از درخواست کمک می‌شود. آمارهای انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا نشان می‌دهد که از هر ۱۰ مرد، یک نفر به این اختلال دچار است، اما کمتر از ۵۰ درصد آن‌ها سراغ درمان می‌روند.

چگونه باید گفت‌وگو کرد؟

اسکات مالون توصیه می‌کند که اطرافیان به‌جای استفاده از برچسب‌های تشخیصی، از جملات همدلانه نظیر «احساس می‌کنم این روزها مثل قبل نیستی» استفاده کنند. او تأکید دارد که باید از جملات کلیشه‌ای مثل «قوی باش» یا «تو که همه‌چیز داری» پرهیز کرد؛ چراکه این عبارات تنها باعث سرکوب بیشتر احساسات و تعویق درمان حرفه‌ای می‌شود. هدف نهایی باید ایجاد فضایی امن باشد تا پیش از فروپاشیِ روابطِ عاطفی یا شغلی، فرد برای دریافت کمک تخصصی اقدام کند.

بازگشت به فهرست