JAI NewsRoom مدیریت

۱۰ سال بازآفرینی در سبزوار؛ سکونتگاه غیررسمی همچنان باقی است

15 شهریور 1405 | 15:34 •جامعه
۱۰ سال بازآفرینی در سبزوار؛ سکونتگاه غیررسمی همچنان باقی است

حدود ۷۰ هزار نفر از جمعیت ۲۵۰ هزار نفری سبزوار در محلاتی زندگی می‌کنند که بخشی از آنها روی زمین‌های قولنامه‌ای و خارج از محدوده رسمی شهر شکل گرفته‌اند.

بعضی کوچه‌ها اسم نداشتند، بعضی خانه‌ها پلاک نداشتند و در بخشی از محلات، کودک برای رسیدن به مدرسه ابتدایی باید تا سه کیلومتر راه می‌رفت. آب، برق، گاز، آسفالت و مدرسه مطالبه روزمره ساکنانی بود که در عمل بخشی از سبزوار بودند اما بخشی از محل زندگی‌شان هنوز در محدوده رسمی شهر قرار نداشت. حدود ۷۰ هزار نفر در پیرامون شهری ۲۵۰ هزار نفری سکونت داشتند؛ جمعیتی بیش از یک‌چهارم شهر که روی زمین‌های قولنامه‌ای، وکالتی، دولتی یا دارای مسئله خانه ساخته بودند.

مهدی برزویی؛ فعال و کنشگر بازآفرینی که حدود ۱۰ سال درگیر بازآفرینی این محلات بوده، در نشست «بازخوانی تجارب سکونتگاه‌های غیررسمی در سبزوار» در ادامه سلسله نشست‌های گفت‌وگومحور «هفت‌شهر» از مسیری گفت که با پروژه عمرانی آغاز نشد. ابتدا باید مردم شنیده می‌شدند، دستگاه‌ها کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند و برای محلاتی که حتی در طرح‌های شهری به رسمیت شناخته نشده بودند برنامه‌ای جداگانه نوشته می‌شد. نتیجه امروز مجموعه‌ای از مدرسه، معبر، شبکه فاضلاب، کلانتری و فضای ورزشی است؛ اما روایت سبزوار هم‌زمان نشان می‌دهد آسفالت و زیرساخت به‌تنهایی حاشیه‌نشینی را حل نمی‌کند.

سبزوار حدود چهار هزار هکتار مساحت دارد و به گفته مهدی برزویی در شروع کار بازآفرینی این محدوده نه تجربه آماده‌ای برای استفاده وجود داشت و نه الگویی که بتوان آن را از شهری دیگر برداشت و در سبزوار اجرا کرد. نخستین ابزار در دسترس، طرح تفصیلی بود اما خیلی زود مشخص شد طرح‌های متعارف شهرسازی نمی‌توانند پاسخگوی مجموعه مسائل این محلات باشند.

در بعضی پهنه‌ها اساساً کاربری آموزشی پیش‌بینی نشده بود. محله زمانی شکل گرفته بود که هنوز رسمیت نداشت و در نتیجه در طرح‌های شهری نیز برای مدرسه، فضای خدماتی یا برخی شبکه‌های شهری سهمی در نظر گرفته نشده بود. مثلا فاصله یک محله تا مدرسه ابتدایی حدود سه کیلومتر بود. خانواده‌ها نیز لزوماً توان گرفتن سرویس مدرسه برای فرزندانشان را نداشتند. بخشی از مسئله از همین جا آغاز می‌شد؛ جمعیت در نقشه‌های رسمی شهر دیده نشده بود. ابلاغ سند بازآفرینی شهری در شهریور ۱۳۹۳ برای سبزوار امکان تازه‌ای ایجاد کرد. حدود سه ماه بعد نخستین برنامه اقدام مشترک بازآفرینی تهیه شد که به گفته برزویی در اتاق مدیران نوشته نشده بود.

گروه‌های محلی وارد فرایند شدند و نیاز هر محله جداگانه بررسی شد. قرار نبود برای هشت محله یک نسخه تکراری نوشته شود. ممکن بود اولویت در یک نقطه مدرسه باشد، در محله‌ای دیگر فاضلاب، داروخانه، دستگاه خودپرداز، زمین ورزشی یا اصلاح معبر.در یکی از محلات هفت گروه محلی با یکدیگر اختلاف داشتند. مدیریت برنامه به جای انتخاب یک گروه و کنارگذاشتن بقیه، نهاد توسعه محله را با حضور هر هفت گروه تشکیل داد. جلسات هم فقط پشت میز فرمانداری و شهرداری برگزار نمی‌شد. بخشی از نشست‌ها به داخل محله رفت و ساکنان در کنار مدیران دستگاه‌ها می‌نشستند و مسائلشان را مطرح می‌کردند.

برزویی از روزهایی گفت که مردم ساعت‌ها درباره تجربه‌های گذشته و بی‌اعتمادی‌شان به دستگاه‌ها حرف می‌زدند و مدیران محلی فقط گوش می‌کردند. او معتقد است همین شنیدن طولانی یکی از زمینه‌های شکل‌گیری اعتماد شد. مسئله اصلی اما فقط کمبود مدرسه و آسفالت نبود. مالکیت از همان ابتدا در مرکز ماجرا قرار داشت. بخشی از ساخت‌وسازهای پیرامون شهر روی زمین‌های قولنامه‌ای و وکالتی شکل گرفته بود و بخشی از اراضی نیز دولتی بود. محلاتی وجود داشتند که عملاً به بدنه شهر چسبیده بودند اما از نظر قانونی هنوز خارج از محدوده محسوب می‌شدند.

نتیجه این وضعیت برای مردم ساده بود؛ آنها خود را شهروند سبزوار می‌دانستند و آب، برق، گاز و آسفالت می‌خواستند اما دستگاه خدمات‌رسان در مواردی به دلیل خارج‌بودن محل از محدوده رسمی مجوز ارائه خدمات نداشت. اعتراض‌ها و تجمع‌های ساکنان مقابل فرمانداری، شورای شهر و شهرداری بخشی از تجربه همان سال‌ها بود.در نهایت تعدادی از این محدوده‌ها وارد شهر شدند و تعیین تکلیف زمین‌ها آغاز شد. بخشی از زمین‌های قولنامه‌ای در مسیر سنددارشدن قرار گرفتند و برای اراضی دولتی نیز پرونده‌هایی تشکیل شد اما خود برزویی تأکید کرد حل این مسئله فقط در اختیار شهرداری نیست.

کاوه حاجی‌علی‌اکبری در بخش گفت‌وگوی نشست به همین موضوع پرداخت وگفت تجربه تعیین تکلیف مالکیت در تهران نشان داده اگر قرار باشد مسئله با سرعت معمول فرایندهای اداری پیش برود، زمان حل آن ممکن است به چند دهه یا حتی بیشتر برسد.تعیین حق تصرف و مالکیت برای ساکنی که قرار است در بازآفرینی یک محله مشارکت کند یک مسئله فرعی نیست. کسی که مطمئن نیست خانه و زمینش در نهایت چه وضعیتی پیدا می‌کند، نمی‌تواند مانند مالک یک ملک تثبیت‌شده برای آینده محل زندگی‌اش تصمیم بگیرد.

هم‌زمانی بازآفرینی سبزوار با تهیه طرح تفصیلی جدید یکی از فرصت‌های برنامه بود. بخشی از کمبودهای خدماتی در طرح تازه قرار گرفت و مدرسه، معبر و خدمات موردنیاز در نقشه‌ها دیده شد.با این حال همه نیازهای مردم در استانداردهای طرح تفصیلی جا نمی‌گرفت. بخشی از آنها از مسیر برنامه اقدام مشترک و مذاکرات بازآفرینی پیگیری شد.

 شبکه‌ای از شهرداری، دستگاه‌های شهرستانی، مدیران استانی، شرکت بازآفرینی، دانشگاه، فعالان محلی و ساکنان شکل گرفت و تلاش شد هر مانع فنی، ملکی یا حقوقی با یک ابزار جدید حل شود.برزویی از این بخش با عنوان «ابزارسازی» یاد کرد. اگر پروژه‌ای به مانع ملکی می‌رسید باید راهی برای آن پیدا می‌شد، اگر مشکل حقوقی داشت، ابزار حقوقی لازم بود و اگر دستگاهی وارد همکاری نمی‌شد باید از مسیر ارتباطات مدیریتی مسئله حل می‌شد.

او می‌گوید سبزوار در مقطعی به‌عنوان پایلوت ملی مطرح شد و ارتباط مستقیم میان شهر و ستاد ملی بازآفرینی به وجود آمد؛ ارتباطی که از نگاه او در بسیاری از شهرها هنوز ضعیف است.بعد از یک دهه، برزویی می‌گوید حدود ۸۰ درصد برنامه‌های کالبدی پیش‌بینی‌شده برای هشت محله هدف اجرا شده است.این اقدامات از بهسازی معابر و توسعه شبکه فاضلاب تا برق، گاز، مدرسه، کلانتری و فضاهای ورزشی را شامل می‌شود. بخشی از ۲۰ درصد باقی‌مانده نیز به گفته او پروژه‌هایی است که در سال‌های بعد اولویت خود را از دست داده‌اند.

مدیریت محلی حتی در سال ۱۴۰۰ پیشنهاد داده بود بخشی از این مناطق به‌عنوان «محلات ارتقایافته» شناخته شوند و منابع به دیگر محلات شهر منتقل شود.

نزدیک به چهار هزار نفر از ساکنان این مناطق در حوزه خیاطی آموزش دیده‌اند و بخشی از آنها وارد تولید شده‌اند. نهادهای محلی و سمن‌های توسعه پایدار محله نیز شکل گرفته‌اند. برزویی می‌گوید شیوه مطالبه‌گری مردم هم تغییر کرده است. بخشی از ساکنانی که زمانی برای آب و آسفالت تجمع می‌کردند، امروز مطالباتشان را با استناد به ماده و تبصره پیگیری می‌کنند. با این حال خود او تأکید می‌کند سرعت فقر از سرعت بسیاری از برنامه‌های توانمندسازی بیشتر است. بازآفرینی یک پیامد دیگر هم داشت؛ افزایش ارزش زمین.

وقتی خیابان آسفالت می‌شود، شبکه فاضلاب می‌آید، مدرسه ساخته می‌شود و محله از نظر قانونی تثبیت می‌شود، قیمت ملک نیز بالا می‌رود. برای مالک ممکن است این افزایش قیمت یک دستاورد باشد اما برای مستأجر داستان متفاوت است.برزویی تأیید کرد که بخشی از مستأجران بعد از افزایش اجاره و قیمت‌ها مجبور به ترک محله شدند.

اگر خانواده کم‌درآمد از یک حاشیه بهسازی‌شده بیرون برود و در نقطه ارزان‌تری دوباره خانه پیدا کند، مسئله حذف نشده و فقط جغرافیای فقر تغییر کرده است. مدیریت شهری سبزوار برای جلوگیری از توسعه دوباره ساخت‌وسازهای غیررسمی پیرامون شهر، محدوده را کنترل کرده است. برزویی از تعبیر «کشیدن ترمز دستی» استفاده کرد و گفت تلاش شده با جلوگیری از ساخت‌وساز، لایه تازه‌ای از سکونتگاه غیررسمی در پیرامون شهر شکل نگیرد.

بازآفرینی گرفتار بروکراسی شد

اما حاجی‌علی‌اکبری نسبت به این راه‌حل خوش‌بین نبود. تجربه کلان‌شهرهایی مانند تهران نشان داده کنترل سختگیرانه در یک محدوده ممکن است مهاجرت را متوقف نکند و فقط آن را به جایی دورتر منتقل کند؛ نقطه‌ای بیرون از دسترس همان مدیریت شهری. برزویی هم در ادامه گفت تجربه این سال‌ها نگاه او را تغییر داده است.اگر یک دهه قبل نقطه مداخله «محله حاشیه‌ای» بود، امروز معتقد است بازآفرینی باید تا روستای مبدأ مهاجرت ادامه پیدا کند.اگر فرصت اقتصادی در روستا وجود نداشته باشد، بهبود یک محله در شهر حتی می‌تواند به عامل جذب جمعیت تازه تبدیل شود.

از نگاه او امروز دیگر نمی‌توان محله را جدا از شهرستان و پیرامون آن دید.این تغییر نگاه درباره پول دولت هم اتفاق افتاده است.برزویی گفت اگر امروز دوباره کار را شروع کند برای دریافت اعتبارات ملی رفت‌وآمدهای طولانی گذشته را تکرار نمی‌کند. او از پروژه‌ای یاد کرد که از سال ۱۳۹۴ شروع شده اما هنوز به بهره‌برداری نرسیده است، درحالی‌که بعضی پروژه‌هایی که با خیرین و بخش خصوصی پیش رفته‌اند ظرف دو سال به نتیجه رسیده‌اند.

او معتقد است بازآفرینی که در ابتدا قرار بود پاسخی منعطف‌تر به ناکارآمدی ساختار سنتی مدیریت شهری باشد، خودش در سال‌های اخیر گرفتار بروکراسی شده است؛ جلسه‌های زیاد، تغییر مدیران، رفت‌وآمد میان دستگاه‌ها و فرایندهای طولانی تخصیص اعتبار.

تا به تسهیلگران اعتماد می‌کنند، قراردادها تمام می‌شود

در نشست اشاره شد که در بعضی شهرها سازمانی با عنوان «عمران و بازآفرینی» وجود دارد اما دبیرخانه بازآفرینی در بخش دیگری از شهرداری مستقر است و پیوند میان آنها ضعیف است.در مواردی نیز حوزه‌ای که قرار است با محلات پرجمعیت و مسائل پیچیده اجتماعی کار کند تنها دو نیروی انسانی دارد.یکی دیگر از نقدهای جدی متوجه دفاتر تسهیلگری بود.

برزویی از اصل تسهیلگری دفاع کرد اما به قراردادهای موقت این دفاتر اعتراض داشت. تسهیلگر وارد محله می‌شود، ماه‌ها با مردم کار می‌کند، اعتماد می‌سازد و به بخشی از شبکه انسانی محله تبدیل می‌شود اما با پایان قرارداد ممکن است ناگهان از محل خارج شود.به تعبیر او در چنین شرایطی فقط دفتر بسته نمی‌شود، بخشی از سرمایه اجتماعی ساخته‌شده هم از بین می‌رود.پیشنهادش این است که تسهیلگران از میان خود مردم محله تربیت شوند؛ افرادی که با پایان یک قرارداد یا تغییر پیمانکار از صحنه حذف نشوند.

سبزوار امروز با شهری که این برنامه در آن شروع شد فاصله دارد. بخشی از محلاتی که معابر خاکی داشتند به شبکه رسمی شهر متصل شده‌اند، خدمات شهری گسترش پیدا کرده و نهادهای محلی شکل گرفته‌اند اما مالکیت هنوز مسئله است، مستأجران ممکن است از محله بیرون رانده شوند، فقر با آسفالت از بین نمی‌رود، مهاجرت را نمی‌توان فقط پشت مرز محدوده شهر متوقف کرد و بازآفرینی بدون ساختار اجتماعی پایدار می‌تواند با تغییر مدیر یا پایان قرارداد متوقف شود.

بازگشت به فهرست