JAI NewsRoom مدیریت

هر روز چهار اثر تاریخی در جنگ اخیر تخریب شد

13 اردیبهشت 1405 | 16:56 •جامعه
هر روز چهار اثر تاریخی در جنگ اخیر تخریب شد

کارشناسان میراث فرهنگی می‌گویند در صد سال گذشته هیچوقت این تعداد آثار تاریخی تهران آسیب ندیدند؛ حتی در زمان جنگ ایران و عراق هم با چنین وضعیتی روبرو نشدیم.

جنگ 40 روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، میراث کشور را بمباران کرد و در شهرهای تاریخی مانند اصفهان و تهران بخشی از خاطرات جمعی ایرانیان را هدف گرفت. از ویرانی ساختمان‌های به‌جا‌مانده از دوران قاجار و پهلوی در تهران، تا آسیب جدی به «میدان نقش جهان»، «مجموعه دولتخانه صفوی» و «تخت فولاد» در اصفهان. تخریب‌ها به این دو شهر محدود نشد. آثار از کردستان و خوزستان تا لرستان و همدان و کرمانشاه همگی جنگ را با همه وجود حس کردند و اول اردیبهشت‌ماه، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو ایران اعلام کرد که حدود ۱۶۰ میراث فرهنگی و تاریخی در جنگ ۴۰ روزه آسیب دیده است؛ به عبارتی، به طور متوسط در هر روز جنگ چهار اثر تاریخی آسیب دیده‌اند. در میان آتش‌پس شکننده این روزها فعالان حوزه میراث فرهنگی در نشست «جنگ، میراث فرهنگی و گردشگری» از آسیب به آثار تاریخی گفتند.  

«حمیدرضا حسینی» پژوهشگر تاریخ به اصفهان و تخریب‌های آن منطقه پرداخت. به اصابت موشک به عمارت خسروآباد و موزه باستان‌شناسی سنندج و درنهایت گفت که بیشترین بمباران‌ها در شهر تهران بود و ده‌ها اثر تاریخی تهران آسیب دیدند که هنوز از جزییات همه آنها مطلع نیستیم: «در صد سال گذشته هیچ‌وقت این تعداد آثار تاریخی در تهران‌ آسیب ندیده بودند و حتی در زمان جنگ ایران و عراق هم با چنین وضعیتی روبه‌رو نشدیم.» 

به گفته او آثار تاریخی تهران که مستقیم مورد حمله بودند بیشتر از آثاری هستند که تحت تاثیر موشک‌باران در اطرافشان قرار گرفتند: «این سوال پیش می‌آید که چرا؟ ما از صد سال قبل دستگاه سیاسی و اداری منسجمی داشتیم و در دوره پهلوی اول برای این دستگاه سیاسی که از سال 1305 شکل گرفت ساختمان‌های عظیمی ساخته شد. این ساختمان‌ها عموما دارای ارزش‌های هنری و معماری‌اند و تاکنون مورد استفاده بودند و برای اینکه دولت‌های مهاجم می‌خواستند این ساختمان‌های اداری را بزنند متاسفانه شاهد نابودی گسترده بودیم. جایی‌که بیش از همه آسیب دید و ساختمان‌های بسیاری از اواخر دوره قاجار و پهلوی اول در آن وجود دارد، مجموعه پردیس حکومتی شامل بیت رهبری، ریاست جمهوری، دفتر رییس قوه قضاییه، شورای نگهبان و کاخ مرمر بود که چند سالی است موزه شده. در این مجموعه 15 تا 18 بنا مربوط به پهلوی اول قرار داشت که همگی از بین رفتند.»

بیشترین آسیب جنگ به بناهای دوره پهلوی و سپس قاجار و میراث مدرن تهران وارد شد

به گفته او بخشی از بناهای متعلق به اواخر دوران قاجار که در پهلوی دوم از اقامتگاه سلطنتی به سمت مجموعه حکومتی رفتند جزو این دسته هستند: «در ابتدای دهه ۳۰ کاخ علیرضا پهلوی را دولت خرید و مجلس سنا را به جای آن ساخت که در سال 1333 به بهره برداری رسید. در اواسط دهه ۴۰ محمدرضا شاه پهلوی از کاخ مرمر برای زندگی استفاده نکرد و به کاخ نیاوران رفت و مجموعه نخست‌وزیری در مرمر مستقر شد. بعد از انقلاب این مسیر ادامه پیدا کرد. این مجموعه در سه موج مورد حمله قرار گرفت. موج اول ۳۰ بمب 15 تنی در نهم اسفند ماه بود و چند ساختمان تاریخی کاملا تخریب شدند که یکی از آنها مربوط به خاندان فرمانفرمایان بود. آن ساختمان بسیار خاص و زیبا بود که کاملا تخریب شده. در موج دوم ساختمان سنا که محل برگزاری جلسات خبرگان بود مورد حمله قرار گرفت. این ساختمان مهم‌ترین ساختمان منطقه بود و از سال ۱۳۳۳ محل برگزاری جلسات مجلس سنا بود و تمام افتتاحیه‌های مجلس شورای ملی و سنا در این ساختمان اتفاق می‌افتاد و بعد از انقلاب محل نگارش و تصویب قانون اساسی بود و مجلس شورای اسلامی هم از سال 59 تا 83 جلساتش را اینجا برگزار می‌کرد. بیش از 80 درصد بخش پارلمان بر اساس عکس‌های هوایی نابود شده.»

در موج سوم بمب‌های سنگرشکن برای نابودی راهروهای زیرزمینی انداخته شد و تمام ساختمان‌های محدوده آسیب دیدند و آن‌طور که حسینی می‌گوید چون در منطقه حکومتی است به درستی آسیب‌ها اعلام نمی‌شود: «بنیاد مستضعفان از وضعیت کاخ مرمر باید گزارش می‌داد اما طبق معمول نسبت به افکار عمومی مسئولیتی قائل نیست و گزارشی ندادند و من غیرمستقیم خبر گرفتم و فهمیدم در موج دوم آسیب‌های جدی به کاشی‌ها، پنجره‌ها، تزییات و ... وارد شده و از جا در آمده و به بنیان ساختمان و گنبدش آسیب وارد شده.»

بخش دوم آسیب‌ها به کلانتری‌ها وارد شد که اغلبشان در زمان رضاشاه ساخته شده و ارزش‌های معماری داشتند و حالا این نگرانی زیاد است که نیروی انتظامی درکی از شرایط این ساختمان‌ها نداشته باشد و وزارت میراث فرهنگی هم توجهی ندارد و معلوم نیست وقتی قرار است ساخته شوند چه وضعیتی خواهند داشت: «قرار است به جای کلانتری 109 بازار چه ساختمانی بیاید؟ عمده پادگان‌هایی که مورد حمله قرار گرفتند هم باغ‌هایی قاجاری بودند که در زمان پهلوی به پادگان تبدیل شدند. مانند باغ شاه یا عشرت‌آباد. ما الان نمی‌دانیم قصر فیروزه که یکی از این پادگان‌هاست در چه وضعی است. کاخ عشرت‌آباد فرو نریخته اما آسیب‌ها واقعا جدی است.»

حسینی می‌گوید هرچند کاخ گلستان و سعدآباد مستقیم مورد حمله قرار نگرفتند اما به اطرافش حمله شد و آسیب آن بناها هم جدی است. در نتیجه بیشترین آسیب به بناهای دوران پهلوی، بعد قاجار و پس از آن میراث مدرن تهران وارد شده است.

آرش نورآقایی، مدرس گردشگری به نگرانی مهمی درباره تخریب میراث فرهنگی اشاره کرد و گفت: «وقتی می‌گوییم میراث فرهنگی، میراث طبیعی، میراث ناملموس، دیجیتال و ... حذف می‌شود. میراث طبیعی ژانر مهمی است اما چرا فقط به بنا می پردازیم و اصلا از اینکه چه بلایی سر میراث طبیعی مانند پرندگان و ... آمده یا چه تعداد درخت آسیب دیده نمی‌گوییم. میراث ناملموس و ثبت آنها برایمان چندان مهم نبوده و این اشتباه بزرگی است.»

او همچنین صنعت گردشگری را ماحصل جنگ جهانی دوم دانست. محصول زمانی که مردم فهمیدند باید یکدیگر را بهتر می‌شناختند: «جنگ و تفکرات پساجنگ باعث صنعت گردشگری به شکل امروز شد. بحث جدیدی پیش می‌آید که در منطقه خاورمیانه چطور این عناصر می‌توانند خود را نشان دهند.»

حافظه جمعی از دست می‌رود

جنگ باعث شد بیشتر ویرانی میراث را ببینیم. نکته‌ای که سالیان متمادی فعالان این عرصه و رسانه‌ها درباره‌اش صحبت کردند و حالا در این وضعیت با شدت بیشتری خود را نشان داده است. حافظه جمعی مردمان هر شهر با این بناها گره خورده بود و فرزانه ابراهیم‌زاده، پژوهشگر تاریخ درباره اهمیت این حافظه تاریخی گفت: «زمانی که خبر تخریب آثار آمد به این فکر می‌کردیم بین مردن آدم‌ها و تخریب آثار باید به چه فکر کرد؟ این اتفاق برای من بعد از زلزله بم در سال 1382 هم تکرار شد. وقتی که خبر زلزله آمد ناخودآگاه گفتم ای وای ارگ بم! من در سالیان متمادی به این موضوع فکر کردم و دیدم من برای این آثار هم جان قایلم. این می‌شود حافظه جمعی و شخصی. تاریخ ساخت هر اثر و اتفاقاتی که در آن افتاده خیلی مهم است و همین بخشی از تاریخ زیسته جمعی است و اگر قرار است کلانتری بهارستان را دوباره بسازند از خودم می‌پرسم آیا می‌شود خاطره دکتر خانعلی را آنجا به یاد آورد؟ خاطره سی تیر 1331 را یادآوری کرد؟ هرچند در همان محوطه کوچه نظامیه را داریم که نظامیه آن سال نیست.»

به گفته او اتفاقات در بناها و در حافظه شهر مانده‌اند اما چند سال طول کشیده که افراد فعال دست به کار شوند، مردم را به این نقاط ببرند و از تاریخ آنجا بگویند؟ «هر بازسازی‌ای در تالار آیینه کاخ گلستان رخ دهد باز هم قرار نیست ما با همان تالار آینه‌ای روبرو باشیم که ناصرالدین شاه آنجا بود و نمی‌توانیم تخت مرمر را مانند گذشته داشته باشیم با آن ترک‌های بزرگی که برداشته.»

او در ادامه به بحث حافظه جمعی پرداخت که کم‌کم از بین می‌رود و با از دست رفتن این آثار، چه کلان‌آثارها و چه آثار درجه دوم هم به نوعی از بین می‌رود. حافظه جمعی چقدر می‌تواند به ثبت اینها کمک کند؟ «در طول جنگ هشت ساله بخش بزرگی از مسجد عتیق اصفهان از دست رفت و بخشی از ماجرا به خاطرات تک تک افراد برمی‌گردد. مهم است آثار چطور بازسازی می‌شود اما مهم‌تر این است که ما بازماندگان چطور باید خاطراتمان را بازیابی کنیم.»

این نشست در محل کتابفروشی وزن دنیا با میزبانی فاطمه علی اصغر برگزار شد و علاوه بر حمیدرضا حسینی، فرزانه ابراهیم‌زاده و آرش نورآقایی، علیرضا عالم‌نژاد و سورن سپانیان هم از اهمیت حافظه جمعی و نگرانی‌هایشان برای بمباران آثار تاریخی کشور گفتند.

بازگشت به فهرست