JAI NewsRoom مدیریت

هر دو روز یک زن‌کشی؛ تکرار چرخه خشونت و سکوت

04 آبان 1404 | 21:00 •جامعه
هر دو روز یک زن‌کشی؛ تکرار چرخه خشونت و سکوت

کارشناسان در نشست واکاوی پدیده زن‌کشی در ایران، زن‌کشی را نه یک واقعه فردی، بلکه نتیجه نهادینه‌شدن خشونت، تبعیض و سکوت ساختاری در جامعه دانستند.

به‌گزارش آتیه‌آنلاین، قتل‌های ناموسی پیوند منطقی با ساختارهای مردسالارانه‌ای دارد که هنوز بدن و زندگی زن را ملک مرد می‌دانند؛ در حالی‌ که خلاهای قانونی، عادی‌سازی فرهنگی به‌تداوم چرخه زن‌کشی دامن می‌زنند و جان ده‌ها زن را هر سال در سکوت قانون و جامعه می‌گیرند.

به‌گزارش روزنامه هم‌میهن نشست «واکاوی پدیده زن‌کشی در ایران؛ با یاد و خاطره زهرا قائمی» در دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شد، شیما قوشه وکیل دادگستری، زهرا افتخارزاده بنیانگذار خانه امن غیردولتی آتنا و ندا گلبهاری پژوهشگر اجتماعی، ابعاد حقوقی و اجتماعی این پدیده را بررسی کردند.

شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران، به عنوان دبیر اجرایی در ابتدای این نشست از ریشه‌های ساختاری پدیده زن‌کشی در ایران گفت و توضیح داد که این مسئله نمایانگر مجموعه‌ای ناعدالتی‌های انباشته در جامعه است: «زن‌کشی بارها در قالب خبر در رسانه‌ها و جامعه انعکاس پیدا کرده است، ریشه‌های عمیق ساختاری دارد و درعین‌حال شاهد سکوت و غفلت در برایر این رخدادها هستیم.»

او ادامه داد: «پدیده زن‌کشی صرفاً اشاره به یک قتل منفرد ندارد، بلکه نمایانگر سلسله‌ای از خشونت‌ها، نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های انباشته در جامعه ماست که درنهایت به حذف فیزیکی یک زن منتهی شده است. زن‌کشی در معنای جامعه‌شناختی مرز میان امر خصوصی و عمومی را درنوردیده است؛ چون خشونتی که در چارچوب خانه و سپهر خصوصی شکل می‌گیرد، بازتاب مستقیم آن چیزی است که تحت عنوان ساختارهای فرهنگی، هنجارهای جنسیتی و سیاست‌های نابرابر در سطح کلان جامعه است. این پدیده محصول تلاقی سه لایه مهم است: لایه نخست، ساختارهای فرهنگی که هنوز بر مالکیت مرد بر بدن و زندگی فرد تاکید دارند. دوم، نهادهای اجتماعی و قانونی است که در مواردی با تساهل و تبعیض امکان بازتولید خشونت را فراهم می‌کنند. سطح سوم هم روایت‌های رسانه‌ای و فرهنگی است که نوعی عادی‌سازی خشونت علیه زنان را شکل می‌دهند.»

63 مورد زن‌کشی از ابتدای امسال

زهرا افتخارزاده، مدیرعامل خانه امن آتنا  از 63 مورد زن‌کشی از ابتدای امسال خبر داد و گفت که روایت‌های قتل زنان به‌خوبی می‌تواند دلایل آنها را روشن کند: «سال‌هاست می‌گوییم مسئله زن‌کشی و خشونت علیه زنان، هیچ ارتباطی به پایگاه اجتماعی و اقتصادی ندارد؛ چون مشخصاً با مسئله مردسالاری ارتباط پیدا می‌کند. یکی از جنبه‌های این واقعه از نظر پایگاه اجتماعی و اقتصادی زهرا قائمی (کارمند دانشگاه تهران)، همین موضوع را اثبات می‌کند. جزئیات این واقعه همه آن‌چیزی که باید را به ما نشان می‌دهد. حتی با همین خبرهای اندکی که درباره این موضوع منتشرشده هم می‌توانیم به پاسخ برخی سوالات برسیم.»

او گفت: «تقلیل مسئله خشونت علیه زنان به یک مسئله شخصی و خانوادگی، با اصطلاحاتی شوم مثل اختلافات خانوادگی، چاردیواری اختیاری، اینکه زن را مایملک و ملک طلق مردان دانستن، ما را با این وضعیت روبه‌رو کرده است که هرروز شاهد افزایش آمار زن‌کشی در ایران هستیم. حتی با این آماری که مشخص نیست، می‌بینیم که هر دو روز، یک‌زن کشته می‌‌شود و آمار بسیار بالایی است. مسئله ما این است که حتی اگر خیانت یا مسائلی دیگر رخ داده باشد، مرد اجازه ندارد که با همسرش رفتاری خشونت‌آمیز داشته باشد. چرا این گفتمان رسمی نیست و این داستان نخ‌نما تکرار می‌شود؟ چون نظام مردسالاری متشکل از نظام قانون و فرهنگ آن را به‌رسمیت می‌شناسد و تایید می‌کند.»

او بیان کرد: «نقش قوانین و ساختارها در بروز این روند، واضح است و در ماجرای مونا حیدری و رومینا اشرفی به‌وضوح نقش قوانین و ساختارها را می‌بینیم. این بحران اجتماعی نیاز به یک مداخله اجتماعی دارد؛ زن‌کشی اختلاف خانوادگی و یک مسئله شخصی نیست، بلکه خشونتی عریان و جنایتی مبتنی بر جنسیت است که با همدستی قانون و ساختارهای مردسالارانه رخ می‌دهد. مطالبه در فضای ایده‌آل به یک اقدام جامع بین‌بخشی و کل‌نگر نیاز دارد که مهم‌ترین آن تغییرقوانین است.»

زنان بی‌واسطه‌ترین قربانی خشونت نمادین هستند

ندا گلبهاری، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی گفت: «وقتی از قربانی در قتل‌های به‌اصطلاح ناموسی صحبت می‌کنیم عمدتاً ذهن ما متوجه زنی است که کشته شده است. زنان بی‌واسطه‌ترین قربانی خشونت نمادین در موضوع زن‌کشی هستند. در سطح بین‌فردی ما شاهد مردی هستیم که زنی را با عنوان اینکه ناموس او بوده و از دید او و اجتماع اطراف‌اش، مرتکب خطای ناموسی شده، به قتل رسانده است. این در وهله اول یک خشونت آشکار فیزیکی است. درحقیقت خشونت فیزیکی در این سطح، نوک کوه یخ و صورت مرئی خشونتی است که پیش‌تر و در سالیان دراز در کانون ذهن، احساس و عاطفه مرد حک و تثبیت شده و از طریق رفتارهای بدنمند و جسمانی، تجلی پیدا می‌کند. ذهنیت، عاطفه و احساس، نه از طریق اجبار بیرونی، بلکه از راه درونی‌سازی شکل گرفته است.»

او گفت: «مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، اسطوره‌ها، کلمات، نمادها و معانی که بدن و رفتار زن را متعلق به حوزه افتخار و شرف مرد تعریف و تعیین می‌کند که در این‌حوزه چه‌چیزی طبیعی، اخلاقی، مقدس یا ارزشمند است. گفتمان مسلط مردسالارانه، چارچوب معنایی تولید می‌کند که در آن مردسالاری، غیرت، ناموس و نجابت، معنای مثبت با خودشان حمل می‌کنند و ارزشمندند و به‌همان‌نسبت آزادی زن در مدیریت بدن خودش، نکوهیده و ضدارزش است؛ به‌حدی‌که دامن خانواده به‌ویژه عناصر ذکور را لکه‌دار و بی‌آبرو می‌کند.»

جای خالی قانون؛ دیگر نمی‌توانیم بگوییم مردم آگاه نیستند

شیما قوشه، وکیل پایه یک دادگستری با تکیه بر اصلاح قانون گفت: «اگر قانون مناسب داشته باشیم، این قانون بی‌کم و‌کاست اجرا شود و نهاد ناظری هم بر اجرای آن وجود داشته باشد، بخش بزرگی از این اتفاقات را نخواهیم دید ما نمی‌توانیم بگوییم مردم آگاه نیستند اما در سال 1404 که همه حداقلی‌ترین گوشی‌های هوشمند را در دست دارند و می‌توانند اطلاعاتی دراین‌باره  کسب کنند، بنابراین من نمی‌توانم این گزاره را قبول کنم که مردم آگاه نیستند و باید آگاهی‌رسانی کنیم و به مردان بگوییم اگر بخواهی همسرت را بکشی، کار اشتباهی است! چون آن مرد اصلاً به این فکر نمی‌کند که کارش اشتباه است.»

او گفت: «با همه مطالباتی که در تمام این سال‌ها درباره موضوع زن‌کشی وجود داشته، قانون جنبه عمومی جرم هم تغییر نکرده است. حکم 3 تا 10 سال برای جنبه عمومی این جرم درنظر گرفته شده و حتی قاضی ممکن است با افکار عمومی، لج کند و مثل پرونده رومینا اشرفی حتی 10 سال حکم نداد، 9 سال داد. حتی این مجرمان می‌توانند از ارفاقات قانونی هم استفاده کنند و با گذراندن یک‌سوم جرم، آزاد شوند، مرخصی بیایند یا پابند بگیرند.»

بازگشت به فهرست