نقشه آلودگی هوای ایران کامل نیست
مرکز پژوهشهای مجلس در تازهترین بررسی شبکه پایش کیفیت هوای کشور اعلام کرده از حدود ۴۳۷ ایستگاهی که طی ۱۴ سال منتهی به ۱۴۰۳ در ایران نصب شدهاند فقط ۱۷۶ ایستگاه برای ذرات معلق PM2.5 داده معتبر داشتهاند.
ایران صدها ایستگاه برای سنجش آلودگی هوا دارد اما تعداد ایستگاهها به تنهایی نشان نمیدهد شبکه پایش تا چه اندازه قادر است وضعیت واقعی هوایی را که مردم تنفس میکنند ثبت کند.گزارش «روشهای نوین پایش کیفیت هوای محیطی در ایران» که ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده همین فاصله میان تعداد تجهیزات و کیفیت داده را بررسی کرده است.
مهمترین عدد گزارش مربوط به PM2.5 است. طی ۱۴ سال منتهی به ۱۴۰۳ حدود ۴۳۷ ایستگاه پایش کیفیت هوا در سراسر کشور نصب شده است. این ایستگاهها عموما آلایندههایی مانند PM10 و PM2.5 و دیاکسید نیتروژن و دیاکسید گوگرد و مونوکسیدکربن و ازن را اندازهگیری میکنند. اما از میان همین ۴۳۷ ایستگاه فقط ۱۷۶ ایستگاه در سال ۱۴۰۳ برای PM2.5 در گروه ایستگاههای دارای داده معتبر قرار گرفتهاند.
تعریف گزارش از داده معتبر نیز مشخص است؛ ایستگاه باید در طول یک سال حداقل ۵۰ درصد داده ساعتی معتبر داشته باشد. به این ترتیب فقط حدود ۴۰ درصد کل ایستگاههای نصبشده توانستهاند حتی این حد از داده معتبر را برای PM2.5 تأمین کنند.
وزارت بهداشت نیز در کنار سازمان حفاظت محیط زیست وارد توسعه شبکه شده است. براساس گزارش حدود ۵۳ ایستگاه پایش ذرات معلق توسط وزارت بهداشت نصب شده که بیشتر آنها در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ راهاندازی شدهاند.
این ایستگاهها به سامانه پایش کیفیت هوای کشور متصل شده و در نقاط مختلف کشور توزیع شدهاند. مسئولیت اصلی پایش کیفیت هوا همچنان بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست است و بخش مهمی از شبکه ثابت نیز توسط این سازمان و شهرداریها اداره میشود.تعداد ایستگاههای نصبشده در استانها نیز فاصله زیادی با یکدیگر دارد. استان تهران با ۶۳ ایستگاه در صدر قرار دارد. پس از آن خوزستان با ۴۶ ایستگاه و خراسان رضوی با ۴۰ ایستگاه و اصفهان با ۳۱ ایستگاه قرار گرفتهاند.
این چهار استان در مجموع حدود ۴۲ درصد کل ایستگاههای کشور را در اختیار دارند. در سوی دیگر ماجرا شش استان هرمزگان و کهگیلویه و بویراحمد و گلستان و لرستان و اردبیل و مازندران در سال ۱۴۰۳ حتی یک ایستگاه با داده معتبر PM2.5 نداشتهاند. این عبارت به معنای نبود کامل ایستگاه در این استانها نیست؛ گزارش مشخصا میگوید در آن سال هیچ ایستگاهی در این شش استان نتوانسته معیار داده معتبر PM2.5 را تأمین کند.
مرکز پژوهشهای مجلس مسئله را فقط به تعداد ایستگاهها محدود نمیکند. محل استقرار آنها نیز محل ایراد است. بررسی گزارش نشان میدهد توزیع ایستگاهها در بسیاری از شهرها با توزیع جمعیت و کاربری زمین و محل منابع آلاینده همخوان نیست. نتیجه این وضعیت آن است که میانگین آلودگی اعلامشده برای یک شهر لزوما میزان مواجهه واقعی همه شهروندان با آلودگی را نشان نمیدهد. مناطق حاشیهای و شهرهای متوسط و مناطق صنعتی و کانونهای گردوغبار از محدودههایی هستند که گزارش آنها را دارای پوشش ناکافی میداند.
دراین پژوهش فصلی هم به تهران اختصاص دارد. تعداد ایستگاههای استان تهران بالاست اما در خود کلانشهر تهران اختلاف معناداری میان غلظت آلایندهها در مناطق شمالی و مرکزی و جنوبی دیده میشود. مرکز پژوهشها تأکید کرده با وجود تعداد قابل توجه ایستگاهها در تهران چیدمان فضایی و نوع تجهیزات و وضوح مکانی و زمانی دادهها هنوز برای ثبت کامل تفاوتهای ریزمقیاس آلودگی و شناسایی منابع آن کافی نیست. به بیان دقیقتر مشکل تهران فقط کمبود دستگاه سنجش نیست. مسئله این است که شبکه موجود تا چه اندازه میتواند تفاوت کیفیت هوا از یک محدوده شهری تا محدوده دیگر را ثبت کند.
چالش دیگری که دراین گزارش به آن اشاره شده نحوه طبقهبندی ایستگاههاست. ایستگاه ترافیکی و شهری و صنعتی قرار نیست یک چیز را اندازه بگیرند و محل استقرار آنها نیز قواعد متفاوتی دارد. برای نمونه فاصله یک ایستگاه شهری از خیابان پرترافیک بسته به حجم ترافیک میتواند حدود ۱۰ تا ۲۰۰ متر باشد.
گزارش همچنین میگوید ایستگاه شهری باید دستکم ۲۰۰ متر از تعمیرگاه خودرو و پارکینگ بزرگ و حدود ۱۰۰ متر از ایستگاه اتوبوس و تاکسی فاصله داشته باشد. با این حال در کشور استاندارد و دستورالعمل مدونی برای طبقهبندی ایستگاهها وجود ندارد و طبقهبندی فعلی با استفاده از ضوابط کشورهای دیگر انجام شده است. مهمتر اینکه در برخی تحلیلها داده انواع مختلف ایستگاهها بدون توجه به تفاوت کارکرد آنها کنار یکدیگر قرار میگیرند.
سن بعضی ایستگاهها نیز مسئلهساز شده است. بیش از یک دهه از نصب تعدادی از ایستگاههای پایش میگذرد و در این مدت بافت شهری اطراف آنها تغییر کرده است. ساختمانها و تراکم شهری و شرایط ترافیکی ممکن است دیگر همان چیزی نباشد که هنگام نصب ایستگاه وجود داشته است. گزارش میگوید جانمایی برخی ایستگاههای فعال با استانداردهای روز در زمینه فاصله از ساختمان و درخت و تقاطع و خیابان پرترافیک و ارتفاع از سطح زمین و جهت باد غالب تطابق ندارد. حتی تصریح شده که بخش قابل توجهی از ایستگاهها بدون «نقشه راه استقرار علمی» و بر مبنای دسترسی فیزیکی یا ملاحظات غیرفنی نصب شدهاند. به همین دلیل داده بعضی از این ایستگاهها ممکن است معرف مواجهه واقعی جمعیت پیرامون آنها نباشد.
مرکز پژوهشها بر اساس شواهد میدانی و گزارشهای رسمی نوشته بخش قابل توجهی از ایستگاههای فعال کشور فاقد کالیبراسیون معتبر و بهروز هستند. هزینه بالای کالیبراسیون و نیاز به تجهیزات مرجع و خدمات تخصصی و کمبود نیروی آموزشدیده از دلایل این وضعیت عنوان شده است. نتیجه نیز تنها یک مشکل فنی نیست؛ بخشی از دادههای تولیدشده برای تحلیل علمی یا سیاستگذاری قابل استفاده نیستند یا عدم قطعیت بالایی دارند.
پیوستگی دادهها هم تضمینشده نیست. قطع برق و خرابی تجهیزات و مشکلات مخابراتی و ضعف نگهداشت باعث شده برخی ایستگاهها دورههای طولانی فاقد داده باشند.
این وقفهها امکان مقایسه سالانه و فصلی و بررسی اثر سیاستهای کاهش آلودگی را محدود میکند و در مواردی تصمیمگیران را به استفاده از داده ناقص یا تخمینی میرساند.نکته قابل توجه دیگر این است که بخشی از تکالیف مربوط به اصلاح شبکه پایش تازه نیست. آییننامه فنی کنترل و کاهش آلودگیها مصوب سال ۱۳۹۷ سازمان ملی استاندارد را موظف کرده بود استاندارد ملی راهبری و نگهداری ایستگاهها و آزمایشگاه مرجع کالیبراسیون را ایجاد کند. همین مقررات تمام دستگاههای اجرایی و شهرداریهای دارای تجهیزات سنجش آلودگی را موظف کرده بود امکان دسترسی برخط به خروجی دستگاههای خود را فراهم کنند و سازمان حفاظت محیط زیست نیز باید شبکه ملی پایش را ایجاد میکرد. گزارش مرکز پژوهشها میگوید پشتوانه قانونی وجود دارد اما اجرای کامل و یکپارچه این مقررات همچنان با چالش روبهروست.
راهحلی که گزارش پیشنهاد میکند کنار گذاشتن ایستگاههای مرجع نیست. مدل پیشنهادی یک شبکه ترکیبی است. ایستگاههای مرجع باید ستون دقت و کالیبراسیون باقی بمانند. در کنار آنها حسگرهای کمهزینه میتوانند تعداد نقاط اندازهگیری را در خیابانها و محلهها افزایش دهند. دادههای ماهوارهای برای مناطق بدون ایستگاه و گردوغبار و انتقال فرامرزی آلایندهها به کار گرفته شوند و مدلهای عددی و هوش مصنوعی دادههای چندمنبعی را تلفیق کنند.
گزارش البته محدودیت این فناوریها را هم نادیده نگرفته داده ماهوارهای برای بررسیهای درونشهری تفکیک مکانی محدودی دارد و تحت تأثیر ابر و رطوبت و شرایط جوی قرار میگیرد.حسگرهای ارزانتر از ایستگاه مرجع دقت کمتری دارند و به کالیبراسیون و اعتبارسنجی مداوم نیاز دارند. هوش مصنوعی نیز به کیفیت دادههای ورودی وابسته است و داده ناقص یا خطادار میتواند دقت پیشبینی آن را کاهش دهد. حتی درباره استفاده از دوربینهای شهری برای تخمین آلودگی گزارش صریحتر عمل کرده و توصیه کرده این روش فعلا فقط در پروژههای پژوهشی محدود آزمایش شود و تا زمانی که نتایج قابل اتکا به دست نیامده وارد شبکه رسمی پایش کشور نشود.
مرکز پژوهشها برای اصلاح شبکه ده پیشنهاد سیاستی ارائه کرده است. نخستین پیشنهاد بازنگری و بازطراحی ایستگاههای موجود در یک دوره شش تا ۱۲ ماهه است. پس از آن ایجاد شبکه ملی یکپارچه با انتشار برخط داده و API عمومی و تدوین استاندارد حسگرهای کمهزینه در فهرست اقدامات کوتاهمدت قرار گرفته است. اجرای آزمایشی شبکه ترکیبی نیز برای کلانشهرهای منتخب پیشنهاد شده و در جدول گزارش نام تهران و اصفهان و مشهد و اهواز و تبریز آمده است. منظور گزارش اجرای همزمان طرح در هر پنج شهر نیست؛ متن اصلی پیشنهاد میکند این مدل ابتدا در دو یا سه کلانشهر آلوده به صورت پایلوت آزمایش شود.
در مرحله بعد توسعه حسگرهای محلهای با تمرکز بر مسیرهای پرتردد و مدارس و بیمارستانها و نقاط فاقد ایستگاه مرجع پیشنهاد شده است.استفاده نظاممند از دادههای ماهوارهای و توسعه مدلهای پیشبینی آلودگی و ایجاد ظرفیت تلفیق داده و پژوهش روی فناوریهای پیشرفته و آموزش نیروی تخصصی نیز در برنامه میانمدت گزارش قرار گرفتهاند.