JAI NewsRoom مدیریت

در شرایط بحرانی چگونه از کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم

22 دی 1404 | 09:43 •جامعه
در شرایط بحرانی چگونه از کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم

در هنگام وقوع جریانات اعتراضی در جامعه، باید از کودکان و نوجوانان مراقبت کرد. قدم اول این است که چطور پیچیدگی شرایط را برایشان توضیح دهیم و قدم دوم مراقبت از آن‌ها در این شرایط است. روانشناسان در این شرایط پیشنهادهایی برای حمایت از کودکان و نوجوانان دارند.

در شرایط بحران‌های ناشی از جنگ و اعتراضات داخلی كودكان با تمام سوالاتشان فراموش می‌شوند. تصاوير زيادی دست به دست می‌شود و شبكه‌های خبری از وقايع خبر می‌دهند، کودکان این تصاویر را می‌بینند و تاثیرشان تا سال‌ها در ذهن آن‌ها باقی می‌ماند. در اين ميان چگونه می‌توان پیچیدگی وقایع را برای آن‌ها كودكان توضیح داد و از سلامت روانشان مراقبت کرد؟ 

سارا اميری، روانشناسی که سال‌هاست با کودکان و نوجوانان کار می‌کند پیشنهادهایی برای چگونگی رفتار با کودکان در بحران و مراقبت از آن‌ها دارد. از نگاه این روانشناس اولین نکته در نظر گرفتن گروه سنی کودکان است و مراقبت از آن‌ها در سنین مختلف متفاوت است: «در کودکان زیر ۶ سال والدین سعی می‌کنند آن‌ها را از اخبار دور نگه دارند. این تجربه را در دوران جنگ 12 روزه هم داشتیم. بچه‌ها در این سن درک زیادی ندارند و با یک‌سری توضیحات ساده می‌توان آن‌ها را قانع کرد. مثلا وقتی سروصدای انفجار زياد باشد والدین می‌گویند مثل چهارشنبه‌سوری است. این والدین چالش‌های زیادی ندارند و شرایط برایشان قابل کنترل است.»

چطور برای کودکان دبستانی شرایط را توضیح دهیم؟

او دوران بعد را متفاوت می‌بيند: «ما دوره اول دبستان شامل اول و دوم و سوم، دوره دوم يعنی چهارم و پنجم و ششم و بعد هم هفتم یعنی نوجوانی را از هم جدا می‌کنیم. رفتار با كودكان دوره‌های اول دبستان هم با توضیحات ساده قابل هدایت است. توصیه می‌کنیم که والدین ماجرا را انکار نکنند. نگویند هیچ اتفاقی نیفتاده چون این بچه‌ها کنجکاوی می‌کنند، از دوستانشان می‌شنوند، صداهای محیط را می‌شنوند، تصاویر را می‌بینند و برایشان سوال ایجاد می‌شود.»

توصیه این روانشناس این است: «واقعیت را بگوییم اما نه آن‌طور که دقیقا هست. چون بچه قابلیت هضم آن را ندارد. می‌توان اینگونه توضیح داد که در جامعه هم مثل وقت‌هایی که پدرومادر با هم دعوا می‌کنند، گاهی مشکلاتی پیش می‌آید. مردم اعتراضاتی به دولت دارند و به دعوا کشیده می‌شود.»

اميری بايد و نبايدهای رفتار با كودكان را توضيح می‌دهد: «در این حالت بچه‌ها نباید در معرض صحنه‌های خشن باشند. چون ذهن کوچکی دارند و نمی‌توانند تحلیل کنند. نبايد در ساعات شلوغی بیرون باشند، نبايد اخبار ببینند، همین‌که کمی از واقعیت را بدانند کافی است.»

به گفته او در بچه‌های کلاس چهارم و پنجم آگاهی بچه‌ها بیشتر شده: «این کودکان حتی برای خودشان طرز فکر و رویکردی دارند که چه اتفاقاتی باید در جامعه بیفتد. البته خانواده‌ها هم با هم متفاوتند. در بعضی خانه‌ها بچه‌ها بیشتر اخبار می‌بینند. این دوره پیش بلوغ است و باید مراقبت‌هایی انجام شود.»

از نگاه این روانشناس کار اصلی والدین این است که واقعیت را به فرزند خود بگویند اما در یک بستر امن و نزدیک به خود: «بچه نباید این وقایع را از دیگران بشنود و جای دیگر ببیند و یا ناگهان با آن روبه‌رو شود. بعضی خانواده‌ها پنهان‌کاری می‌کنند. تلفنی حرف می‌زنند و بچه چیزهای مبهمی را متوجه می‌شود. فکر می‌کند چیز وحشتناکی اتفاق افتاده که پدرومادرش نمی‌خواهند به او بگویند و همین موجب ترس و اضطراب در او می‌شود.»

از نظر این روانشناس، معلمان کودکان این رده سنی هم نقش مهمی دارند: «توصیه به آن‌ها این است که اجازه دهند بچه هیجانات خود را تخلیه کند. احساسات خود را بگوید. اگر خشمی نسبت به این ماجراها دارد بیرون بریزد. با نقاشی یا داد زدن و ابزارهای دیگر. این کودکان در سنی نیستند که به خیابان بروند و خشم خود را نشان دهد.»

نکته مهم دیگر این است که در قدم اول والدین چطور اضطراب‌ها و هیجانات خود را کنترل کنند: «گاهی پنهان‌کاری و روراست نبودن باعث می‌شود پدرومادر هیجانات خود را طور دیگری به فرزندان منتقل کنند. بچه می‌بیند مادرش مدام مضطرب است و در خانه راه می‌رود، به این و آن زنگ می‌زند و می‌خواهد بچه را با چیزی سرگرم کند.»

به اعتقاد او والدین اول باید موقعیت خود را پیدا کنند: «والدین باید بدانند چقدر مضطرب‌اند، چقدر ترسیده‌اند، چه موضعی دارند. ما به آن‌ها می‌گوییم یک پلن B داشته باشید؛ آیا می‌خواهی از وقایع فاصله بگیری؟ می‌خواهی در شهر بمانی؟ می‌خواهی ارتباطات خود را محدود کنی و برای دوری از اضطراب زیاد با تلفن حرف نزنی و آرام شوی. گاهی خبرها طوری می‌رسد که آدم‌ها گیج می‌شوند اما وقتی می‌روند و در شهر راه می‌روند می‌بینند که زندگی جریان دارد.»

مرحله بعد این است که با بچه‌ها صحبت کنند: «بگویند این واقعیت است و در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد. بچه‌ها در مورد کشته شدن انسان‌ها می‌پرسند و نمی‌توان پنهان کرد. باید گفت بله این امکان هست چون آدم‌ها از هر دو طرف ممکن است خیلی عصبانی شوند و نزاع ایجاد شود. یک راهکار هم این است که والدین مستندهایی را که خودشان درباره وقایع تاریخی دیده‌اند با فرزندشان تماشا کنند. بچه‌ها هنوز تجربه ندارند و نمی‌دانند این اتفاقات قبلا و در کشورهای دیگر هم افتاده، به همین خاطر برای آن‌ها خیلی وحشتناک است. والد باید بتواند کمک کند که بچه از این مرحله عبور کند.»

چطور هیجانات نوجوانان را در شرایط بحران مدیریت کنیم؟

نوجوانی روزگار ديگری است. در این دوران هیجانات و غلیان احساسات به اوج خود می‌رسد. نوجوانان برای اثبات شجاعت خودشان در جامعه می‌خواهند در اتفاقات مهم جامعه نقش داشته باشند. یکی از مسائلی که در وقایعی مثل اعتراضات مردمی، پدرومادرها با آن روبه‌رو می‌شوند خواست نوجوانان برای شرکت در تجمعات است. این روزها آن‌ها مدام با این مسئله درگیرند که چگونه باید جلوی فرزند خود را بگیرند که وارد شلوغی‌ها نشود.

امیری از دسترسی و آگاهی نوجوانان امروزی به همه چیز می‌گوید که نحوه رفتار با آن‌ها را متفاوت می‌کند: «نمی‌توان چیزی را از آن‌ها مخفی کرد. در نوجوانان گرایش به همسالان بسیار زیاد است. بچه‌ها می‌خواهند بروند و هیجانات خود را با آن‌ها تخلیه کند. اینکه در این دوره نوجوان چقدر حرف والد را گوش می‌کند یا نه لجبازی می‌کند و می‌خواهد برود، به رفتارهای قبلی رابطه آن‌ها بستگی دارد.»

از نگاه او در این شرایط برخورد والدین بسیار مهم است: «مدام نباید نه بگویند. در ساعت‌هایی که هنوز درگیری‌ها شدید نشده، والدین می‌توانند در کنار فرزندشان باشند و باهم بروند تا ببیند بیرون چه خبرهایی است. وقتی بستر امن ساخته نشده، اگر مدام بخواهند منع کنند و بگویند نرو یک جنگ داخلی بین خود آن‌ها شکل می‌گیرد. علاوه بر این ممکن است والد امروز بتواند نوجوان را نگه دارد، یک سال که بزرگ‌تر شد می‌رود و حتی سوال هم نمی‌پرسد. بنابراین همراه بودن مهم است. نوجوان را با دوستانش ببرند تا او فکر نکند در این جریانات حضور نداشته است. یا از او بپرسند اگر به خیابان نرویم چه کارهای دیگری می‌توانیم بکنیم. مثلا می‌توانیم پرس و جو کنیم و به کسانی که آسیب دیده‌اند کمک کنیم. مهم این است که راهی پیدا کنیم تا بچه بتواند حرف خود را بزند و تخلیه شود.»

بچه‌ها هم باید جمع‌های خودشان را داشته باشند

اتفاقات ناگوار اجتماعی در ادوار مختلف زندگی انسان بر سلامت روان او تأثیراتی دارند. این مسئله می‌تواند در کودکان با شدت بیشتری اتفاق بیفتد. به همین خاطر نحوه مواجهه آن‌ها با این حوادث و به تبع آن رفتار والدین نقش مهمی بر آینده کودک دارد.

امیری در این زمینه معتقد است: «تأثیراتی که این اتفاقات بر روان انسان می‌گذارد در طول زمان موجب حس ناامنی و اضطراب می‌شود. این در آدم‌های مختلف متفاوت است. در نسل ما نوعی مقاومت در روحیه‌مان شکل گرفت. در نسل جدید اینطور نیست. امروز ما نوع دیگری از والدگری را شاهدیم. همه‌چیز خیلی زود در دسترس‌ بچه‌هاست. اصل اول زندگی آن‌ها لذت بردن از هر چیزی است. در رویارویی با این اتفاقات فورا ناامید می‌شوند. این‌ها به خاطر سبک‌های فرزندپروری جدید است. بچه‌ها تحمل ناکامی را ندارند. برای همین هم خیلی از آن‌ها با هیجان وارد این ماجراها می‌شوند و برایشان سرخوردگی ایجاد می‌شود.»

به باور او رویکرد روانشناختی بازگشت به خانواده است: «اگر خانواده بتواند فضای امن فراهم کند، بیرون هزاران جنگ هم باشد باز کودک حس امنیت دارد. اعتماد به نفس و عزت نفس او خدشه‌دار نمی‌شود. نلسون ماندلا در خانواده‌ای زندگی می‌کرد که 14 فرزند داشتند. زندگی آن‌ها قومی قبیله‌ای بود. در مستند زندگی او جمله زیبایی هست. او می‌گوید: مادر من آدمی بود که با دنیای اطراف خود به تعادل رسیده بود. شما نظام آپارتاید آن زمان را در نظر بگیرید و مادری را که می‌تواند متعادل باشد و در بحران‌ها تعادل را حفظ کند و آن را به کودک خود منتقل کند.»

اعتراضات در این دوره از زبان بعضی شاهدان عینی با حضور قابل توجه کودکان همراه بوده است. امیری درباره اینکه آوردن کودکان به صحنه اعتراضات کار درستی است یا نه می‌گوید: «موافق حضور بچه‌ها در ميدان اعتراضات نيستم. بچه‌ها درک درستی از شرايط ندارند. وقايع بيرون هم قابل پيش‌بينی نيست. برای بچه‌های كوچک آن تصاوير جنبه تروما پيدا می‌كند و حل كردن آن در آینده بسيار سخت است. كودكان تصورشان عينی است و ذهن انتزاعی ندارند. فكر می‌كنند هرچه می‌بينند يعنی دنيا تمام شده و نمی‌توانند بعد از آن را تصور كنند.»

بنابراین توصيه او اين است: «پدرو مادر اگر می‌خواهند بیرون بروند، بچه‌ها را به كسی بسپارند. يک توصيه ديگر در اين شرايط اين است كه بچه‌ها به خانه هم بروند و جمع‌های گروهی خود را داشته باشند. در تنهايی اضطراب بيشتری دارند اما وقتی در كنار هم هستند زودتر می‌توانند فراموش كنند.»

ما در دورانی بحرانی زندگی می‌کنیم و باید از کودکان و نوجوانان در این شرایط مراقبت کرد. این پیشنهادها می‌توانند برای گذر از دوران بحران به پدر و مادرها کمک کنند تا با فرزندانشان گفت‌وگو کنند و از آن‌ها حمایت کنند. 

بازگشت به فهرست