JAI NewsRoom مدیریت

حداقل دستمزد، حداکثر چالش: تجربه‌های جهانی برای مبارزه با فقر ساختاری

15 شهریور 1404 | 09:09 •کار
حداقل دستمزد، حداکثر چالش: تجربه‌های جهانی برای مبارزه با فقر ساختاری

با وجود نقش تاریخی حداقل دستمزد در کاهش فقر، چالش‌های نوین اقتصادی، اثربخشی آن را محدود کرده و نیازمند سیاست‌های مکمل مانند دستمزد معیشتی و حمایت‌های هدفمند برای تضمین زندگی شایسته کارگران است.

با گذشت بیش از یک قرن از تولد نخستین قانون حداقل دستمزد، این سیاست همچنان یکی از پرکاربردترین ابزارهای حمایت اجتماعی در بازار کار به شمار می‌رود. در حالیکه برخی این روش را راهی مؤثر برای بهبود زندگی کارگران می‌دانند، گروهی دیگر اما معتقدند این راهکار به تنهایی برای تامین نیازهای معیشتی کارگران کافی نیست و برای حفظ قدرت خرید کارگران باید راهکارهای تکمیلی به این شیوه تعیین حقوق اضافه شود. راهی که در برخی از کشورها تجربه شده و بسیاری از آنها موفق بوده‌اند.

در سال ۱۹۰۹، شرایط طاقت‌فرسای کار در کارگاه‌های پوشاک شرق لندن، با ساعات طولانی، محیط ناامن و دستمزدهای ناچیز، خشم عمومی را برانگیخت. کارگران، عمدتا زنان، با دستمزدی کمتر از یک شیلینگ در روز، قادر به تأمین نیازهای اساسی خود نبودند. واکنش‌های اجتماعی و اعتراضات فعالان منجر به تصویب «قانون هیئت‌های تجاری ۱۹۰۹» در پارلمان بریتانیا شد که برای نخستین بار، هیئت‌هایی برای تعیین حداقل دستمزد قانونی در صنایع را ایجاد کرد.

این سیاست گامی انقلابی بود؛ دولت پذیرفت که نه تنها بازار بلکه حاکمیت (قانون) هم باید از سقوط دستمزدها به زیر سطح کرامت انسانی جلوگیری کند. حداقل دستمزد صرفاً حمایتی اخلاقی از کارگران نبود؛ بلکه تضمین می‌کرد کارگران بتوانند با تأمین نیازهای اساسی همچون غذا و سرپناه، سلامت خود را حفظ کرده و نیروی کار پایداری برای تولید اقتصادی باقی بمانند. از این منظر، دستمزد عادلانه ستون فقرات بهره‌وری و ثبات اقتصاد محسوب می‌شد.

اهمیت این سیاست تنها به کارگران آن دوره و بریتانیا محدود نمی‌شود؛ تضمین دستمزدی مناسب، تداوم عرضه نیروی کار آینده را نیز ممکن می‌سازد. امروزه، با وجود اجرای سیاست‌های حداقل دستمزد در بیش از ۹۰ درصد کشورهای جهان، تحولات جدید اقتصادی از جمله مشاغل موقت دیجیتال، خودکارسازی و افزایش نابرابری، چالش‌های تازه‌ای را برای این قانون حیاتی ایجاد کرده‌اند.

اکنون حداقل دستمزد همچنان ابزار مؤثری برای حفاظت از کارگران و حفظ پایداری اقتصادی است. در کنار آن، رویکردهای نوآورانه‌تر برای تضمین دستمزد عادلانه در شرایط جدید اقتصادی طراحی شده است تا راهبردهای بهینه برای دنیای کار امروز باشند.

پایه‌ای برای عدالت، با خصلت‌های متفاوت

سیاست‌های حداقل دستمزد نه از دل نظریه‌های انتزاعی، بلکه از این واقعیت ضروری شکل گرفتند که هیچ‌کس نباید با وجود کار سخت، در فقر زندگی کند. این سیاست سازمان‌های بین‌المللی است؛ «سازمان بین‌المللی کار» (ILO) حداقل دستمزد را به‌عنوان حداقل میزان پرداختی تعریف می‌کند که کارفرما موظف است به کارگر بپردازد و این میزان نمی‌تواند با توافق جمعی یا فردی کاهش یابد. این سازمان کشورها را تشویق می‌کند تا حداقل دستمزدها را با توجه به نیاز کارگران و عوامل اقتصادی مانند بهره‌وری و اشتغال تعیین و به‌طور منظم تعدیل کنند. از این منظر حداقل دستمزد عادلانه ابزاری برای کاهش نابرابری، تقویت انسجام اجتماعی و تضمین سهم منصفانه کارگران از پیشرفت اقتصادی است.

امروزه بیش از ۹۰ درصد کشورهای عضو «سازمان بین‌المللی کار» نوعی نظام حداقل دستمزد را اجرا می‌کنند. گرچه روش‌ها متفاوت‌اند، ضرورت وجود «کف دستمزد» مشترک است؛ بدون آن، کارگران به‌ویژه در بخش‌های آسیب‌پذیر با کاهش غیرقابل‌قبول دستمزد مواجه می‌شوند.

برای بررسی نمونه‌های موفقی از کارآمدی حداقل دستمزد، می‌توان به گزارش بانک جهانی در برزیل رجوع کرد. سیاست ملی حداقل دستمزد در این کشور که سالانه با تورم و رشد اقتصادی تعدیل می‌شود، بین ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ به نصف‌شدن فقر مطلق و کاهش نابرابری کمک کرد. در آفریقای جنوبی، اجرای حداقل دستمزد ملی در ۲۰۱۹، دستمزد حدود ۶ میلیون کارگر، به‌ویژه در بخش کشاورزی و خدمات خانگی را افزایش داد. پژوهش  «واحد پژوهش نیروی کار و توسعه آفریقای جنوبی» در سال ۲۰۲۱ نشان داد که اجرای حداقل دستمزد، تأثیراتی هرچند محدود اما معنادار در کاهش فقر داشته است، به‌ویژه در خانوارهایی که پیش از آن درآمدی کمتر از سطح حداقل دستمزد جدید داشتند.

اثربخشی و کارآمدی حداقل دستمزد

نمونه‌های موفق اجرای حداقل دستمزد همیشه نیازمند تعدیل در شرایط خاص و تطبیق با خصوصیات ویژه یک منطقه و کشور است. بر این اساس کشورها رویکردهای متنوعی برای سیاست‌گذاری حداقل دستمزد را آزموده‌اند. مثلا در اندونزی، دولت حداقل دستمزدهای استانی را با توجه به تورم و رشد منطقه‌ای تعیین می‌کند. اگرچه این سیاست درآمد کارگران رسمی را افزایش داده، ضعف اجرا و عدم پوشش بخش غیررسمی، اثربخشی را محدود کرده است. مطالعه «بانک توسعه آسیایی» تأکید می‌کند که تقویت نظارت و گسترش پوشش در این منطقه ضروری است.

در هند، «قانون دستمزدها» (۲۰۱۹) تلاش کرد تا با یکپارچه‌سازی نظام پراکنده قوانین ملی و ایالتی حداقل دستمزدی سراسری را معرفی کند. اما در اینجا نیز موفقیت برنامه به بهبود بازرسی‌ها و شفافیت بستگی دارد و همچنان پایه حداقل دستمزد به صورت منطقه‌ای اعمال می‌شود. در آرژانتین و اروگوئه، شوراهای سه‌جانبه متشکل از دولت، کارفرمایان و اتحادیه‌ها به تعیین حداقل دستمزدهای بخشی می‌پردازند. این سازوکار موجب بهبود رعایت قوانین و برابری دستمزد شهری و روستایی شده است.

در بریتانیا، حداقل دستمزد ملی با حداقل دستمزد زندگی (برای گروه‌های سنی مختلف) به‌خوبی با بازار کار سازگار شده است و همراه با اجرای مؤثر توانسته درآمد کارگران کم‌دستمزد را تا حدودی افزایش دهد، بدون آنکه مشاغل کاهش یابد. در استرالیا و نیوزیلند، مرور سالانه حداقل دستمزد توسط کمیسیون‌های مستقل، تعادلی بین حفظ قدرت خرید و توان بنگاه‌ها برقرار کرده است.

تجربه این کشورها نشان می‌دهد سیاست‌های حداقل دستمزد زمانی اثربخش‌ترند که به‌طور منظم تعدیل، به‌شدت اجرا و با مشارکت ذی‌نفعان (مانند شوراهای سه‌جانبه) تعیین شوند و در کنار سازوکارهای تعیین شفاف و عادلانه حداقل دستمزد، پوشش آن باید کارگران غیررسمی را نیز دربرگیرد.

سیاست‌های جایگزین و مکمل

سیاست حداقل دستمزد، تنها توانایی حل بخشی از مشکلات فقر و نابرابری را دارد، از این‌رو بسیاری از کشورها و نهادهای بین‌المللی سازوکارهای جایگزین یا مکملی را مورد استفاده قرار داده‌اند.

به گزارش «سازمان بین‌المللی کار» یکی از این راهکارها «ابتکارات دستمزد معیشتی» (Living Wage Initiatives) است که برخلاف حداقل دستمزدهای قانونی، بر پایه محاسبه هزینه‌های واقعی زندگی مانند مسکن، غذا و بهداشت، بنا شده و معمولاً بالاتر از حداقل دستمزد قانونی است. «ابتکارات دستمزد معیشتی» اغلب داوطلبانه‌اند و از طریق توافق‌های جمعی حاصل می‌شوند. در بریتانیا، «بنیاد دستمزد معیشتی» تا سال ۲۰۲۲ موفق شد بیش از ۱۰ هزار کارفرما (از جمله شرکت‌هایی مانند IKEA و Aviva) را به پرداخت این دستمزدها متعهد کند.

راهکار دوم «حمایت‌های درآمدی هدفمند» است که دولت‌ها از طریق انتقال نقدی یا اعتبارهای مالیاتی، درآمدهای پایین را حمایت می‌کنند. نمونه بارز آن «اعتبار مالیاتی درآمد حاصل‌شده» (EITC) در آمریکا است که در سال ۲۰۱۹، حدود ۵.6 میلیون نفر را از فقر خارج کرد. همچنین به گزارش «بانک جهانی» برنامه‌هایی مانند Bolsa Família در برزیل و Prospera در مکزیک با پرداخت‌های مشروط به تحصیل و بهداشت، فقر شدید را بیش از ۲۰ درصد کاهش دادند.

روش جایگزین بعدی «چانه‌زنی بخشی و شوراهای دستمزد» (Sectoral Bargaining and Wage Councils) است که در کشورهایی چون آرژانتین، اروگوئه و آلمان اجرا می‌شود. در این شیوه از طریق مذاکره سه‌جانبه میان کارفرما، اتحادیه و دولت، دستمزدهایی بالاتر از حداقل قانونی تعیین می‌شود؛ فعالیتی که منجربه کاهش شکاف دستمزدی و بهبود روابط کار می‌شود.

سرانجام، «درآمد پایه همگانی» (UBI) به‌عنوان رویکردی رادیکالتر و البته با دامنه اجرایی محدودتر است. در این روش پرداخت‌های بی‌قیدوشرط نقدی به همه شهروندان انجام می‌شود. آزمایش دوساله «درآمد پایه همگانی» در فنلاند نشان داد که این طرح رفاه و امنیت اقتصادی را بهبود بخشیده است، هرچند تأثیر اندکی بر بازار کار دارد و نمی‌تواند جایگزین کامل حمایت‌های دستمزدی شود. نمونه‌های مشابهی از این روش در کنیا و کانادا نیز اجرا شده است.

پایه‌های آینده‌ای‌ منصفانه‌تر

سیاست‌های حداقل دستمزد بر این باور بنا شده‌اند که کار باید شأن و کرامت انسان را تضمین کند، اما در عمل، این هدف همیشه به‌طور کامل محقق نمی‌شود. شکاف‌های اجرایی، وجود اقتصاد غیررسمی، قدرت نفوذ و شرایط نابرابر اغلب تأثیر این سیاست‌ها را کاهش می‌دهند. «سازمان بین‌المللی کار» در مقاوله‌نامه شماره ۱۳۱ تأکید می‌کند که تعیین مؤثر دستمزد باید تعادلی میان عدالت و واقعیت‌های اقتصادی برقرار کند.

براساس تجربیات جهانی، از کارگاه‌های بافندگی لندن در اوایل قرن بیستم گرفته تا دوران اقتصاد پلتفرمی، زمانی سیاست حداقل دستمزد بهترین کارکرد را دارد که با حمایت‌های هدفمند مانند انتقال‌های درآمدی، چانه‌زنی بخشی و اعتبارهای مالیاتی همراه شود. این ابزارها به کارگران کمک می‌کنند تا رفاه خود را بازسازی کنند و معیشت نسل‌های آینده را حفظ کنند.

در وضعیت تحول دائم بازارهای کار، نظام‌های دستمزدی که سازگار، فراگیر و مبتنی بر گفت‌وگوی محلی میان کارگران و کارفرمایان باشند، همچنان حیاتی باقی خواهند ماند. حداقل دستمزد زمانی می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای برای کار شایسته و رفاه مشترک کارکرد خود را حفظ کند که این دستمزدها به‌طور منظم به‌روزرسانی شوند و با اقدامات مکمل و سیاست‌های توزیع ثروت عادلانعه‌تر همراه باشند.

برچسب‌ها: #حداقل دستمزد
بازگشت به فهرست