جنگ خاورمیانه، ذوب یخچالهای سوئیس و تهدید آرام کشاورزی اروپا
از ذوب یخچالهای آلپ تا فشار بر زمینهای کشاورزی، بسته شدن تنگه هرمز حتی سوئیس بیطرف را هم تحت تأثیر قرار داد.
این باور رایج وجود دارد که فاصله جغرافیایی، آسیبپذیری را کاهش میدهد. کشورهای بیطرف با اقتصادهای پایدار و قدرتمند اغلب خود را در امنیت میبینند. سوئیس نمونهای بارز است؛ بیطرفی دیرینه سوئیس که از کنگره وین در ۱۸۱۵ به رسمیت شناخته شده، همراه با قدرت اقتصادی، این کشور را از درگیریهای بزرگ تاریخی دور نگه داشته است. اما در جهانی که انرژی، غذا، امور مالی و حتی جو به شدت به هم پیوستهاند، نه فاصله و نه بیطرفی هیچ کشوری را در برابر پیامدهای بحرانهای دوردست مصون نمیدارد.
تنگه هرمز را در نظر بگیرید. حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه عبور میکند. هنگامی که این مسیر مختل میشود، اثرات آن محلی نمیماند، بلکه از طریق مسیرهای طولانیتر کشتیرانی، زنجیرههای تامین تحت فشار و تصمیمات اقتصادی دوردست، به بیرون میتابد و حتی میتواند آسیبهای زیستمحیطی بلندمدتی ایجاد کند. اغلب این اثرات به صورت تغییرات تدریجی و نه شوکهای ناگهانی ظاهر میشوند.
سوئیس، نه صادرکننده انرژی است و نه بازیگر راهبردی در مناقشه، اما در نقطه تلاقی چندین نظام جهانی قرار دارد: مسیرهای کشتیرانی و حملونقل، کشاورزی اروپا، تولیدات با ارزش افزوده بالا و امور مالی بینالمللی.
مسیرهای کشتیرانی و ذوب یخ
وقتی مسیرهای دریایی مختل میشوند، کشتیرانی متوقف نمیشود بلکه سازگاری مییابد. تانکرها مسیرهای طولانیتری را طی میکنند و بازده سوخت کاهش مییابد. نتیجه، افزایش انتشار ذرات از جمله کربن سیاه است. این ذرات میتوانند مسافتهای بسیار زیادی را طی کنند. در ارتفاعات، تاثیر آنها تشدید میشود. هنگامی که کربن سیاه روی برف و یخ مینشیند، بازتابندگی را کاهش داده و جذب گرما را افزایش میدهد و روند ذوب را شتاب میبخشد. در کوههای آلپ سوئیس که یخچالهای آن از پیش تحت فشار قرار داشتهاند، حتی افزایش اندک این ذرات میتواند اثرات قابل اندازهگیری داشته باشد. آنچه به عنوان یک اقدام لجستیکی در کشتیرانی جهان آغاز میشود، میتواند وضعیت فیزیکی سامانههای کوهستانی دوردست را تغییر دهد.
صنایع و کشاورزی وابسته به جهان
در صنعت داروسازی، اختلال در زنجیره تامین مواد شیمیایی میتواند شرکتها را مجبور به تغییر تامینکننده یا تغییر عناصر مورد استفاده در تولید کند. چنین تغییراتی اغلب از نظر زیستمحیطی خنثی نیستند. فرآیندهای مختلف، محصولات جانبی متفاوتی تولید میکنند و ترکیبات جدیدی را به فاضلابها وارد میسازند.
مثال دیگر تجارت جهانی کود است. در سال ۲۰۲۴، ایران، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین با هم ۲۳ درصد از تجارت جهانی آمونیاک، ۳۴ درصد از تجارت اوره و ۱۸ درصد از تجارت فسفات آمونیم (مواد اولیه کلیدی تولید کود) را در اختیار داشتند. اختلال در عرضه نه فقط قیمتها را بالا میبرد، بلکه دسترسی را محدود کرده و کشاورزان را در سراسر جهان به تغییر روشهای خود مجبور میکند.
در بخشهایی از اروپا از جمله سوئیس، این بحران ممکن است هم تاثیرات مثبت و هم منفی بر محیطزیست داشته باشد. کاهش مصرف کود میتواند رواناب مواد مغذی به آبراههها را کاهش داده و فشار بر رودخانههایی مانند «راین» را کم کند. اما کشاورزی سوئیس به سطوح بالایی از این نوع کود وابسته است و کاهش آن میتواند به افت عملکرد و تغییر در الگوی کشت منجر شود. مراتع آلپ به ویژه به تعادل دقیق مواد مغذی متکی هستند. تغییر در دسترسی نیتروژن میتواند این تعادل را برهم زند و نشان دهد که حتی اکوسیستمهای محلی چقدر به زنجیرههای تامین جهانی وابستهاند.
امور مالی و مهاجرت
در دورههای تنش ژئوپلیتیکی، سرمایه محتاطتر میشود. نقدشوندگی، تابآوری و مدیریت ریسک کوتاهمدت بر پروژههای بلندمدت اولویت مییابد. برای مراکز مالی مانند سوئیس، که خانه شرکتهای بزرگ بیمه مانند «سوئیس ری» است و حدود ۲۵ درصد از کل داراییهای فرامرزی جهان در آن مدیریت میشود، این تغییر اهمیت دارد. سرمایهگذاریهای بلندمدت زیستمحیطی مانند احیای اکوسیستمها ممکن است به تاخیر بیفتد یا کاهش یابد؛ درحالیکه تابآوری محیطزیست به تعهد پیوسته و بلندمدت نیاز دارد.
مناقشات بزرگ همچنین الگوهای مهاجرت را بازسازی میکنند. حتی کشورهایی که مقصد اصلی نیستند، ممکن است افزایش مهاجرت را تجربه کنند یا سیاستهای خود را در پاسخ به پویاییهای گستردهتر اروپایی تنظیم کنند. در کشورهای کوچکی مانند سوئیس، حتی افزایشی اندک در جمعیت، به فشار بر کاربری زمین تبدیل میشود؛ تقاضای مسکن به سمت حومهها سرریز میکند، زیرساختها گسترش مییابد و زمینهای حاشیهای که قبلا دستنخورده بودند، به زیر ساختوساز میروند. گزارشها حاکی است که زمینهای کشاورزی سوئیس در حال کاهش است: هر ثانیه تقریبا یک متر مربع از این زمینها از بین میرود. ۸۰ درصد این اراضی به مناطق مسکونی و ۲۰ درصد به جنگل تبدیل میشود؛ تاثیر زیستمحیطی این دگرگونی تدریجی است، اما روندی پیوسته و فزاینده را نشان میدهد.
هیچ کشوری مصون نیست
درگیریهای دوردست به ندرت اثرات مستقیمی بر کشورهای بیطرف یا دور دارد. این اثرات از طریق نظامهایی منتقل میشوند که اغلب از چشم عموم پنهان میمانند. سوئیس در این زمینه منحصربهفرد نیست، بلکه مثالی روشن است: کشوری که شرایط زیستمحیطی آن به دقت رصد میشود، سیستمهای اقتصادی آن عمیقا یکپارچه است و تغییرات کوچک را میتوان با دقتی استثنایی مشاهده کرد. بیطرفی ممکن است سیاست خارجی را شکل دهد، اما مصونیت زیستمحیطی یا اقتصادی به ارمغان نمیآورد؛ در جهان به هم پیوسته امروز، همه کشورها در معرض آسیب هستند.
منبع: theconversation.com