جهان بهای جنگ آمریکا را میپردازد
نشریه فارن پالیسی به تازگی در گزارشی درباره هزینههای جنگ ایران نوشته است: آمریکاییها با وجود گرانی بنزین و تورم، به دلیل مزیتهای ساختاری (نفت، دلار قوی، دوری از جغرافیای جنگ) آراماند، در حالی که پاکستان، هند و بنگلادش هفتهکاری چهار روزه و صفهای سوخت را تجربه میکنند. مطلب پیشرو ترجمهای از مقاله فارن پالیسی است.
شکی نیست که رویارویی آمریکا با ایران هزینههای اقتصادی بر شهروندان آمریکایی تحمیل میکند. قیمت بنزین از آغاز جنگ بیش از یک سوم افزایش یافته، اقتصاددانان تورم بالاتر و رشد کندتر را پیشبینی میکنند. نظرسنجی اخیر «ایپسوس» نشان میدهد ۶ نفر از هر ۱۰ آمریکایی مخالف این درگیری هستند و اکثر آنها معتقدند اقدام نظامی آمریکا در ایران تاثیر منفی بر وضعیت مالی شخصیشان خواهد داشت (تنها ۱ درصد تاثیر مثبت میبینند و کمتر از یکچهارم جنگ را ارزشمند میدانند). پس چرا آمریکاییها خشم خود را در قالب اعتراضات خیابانی ابراز نمیکنند؟
چند پاسخ احتمالی وجود دارد. همان نظرسنجی ایپسوس نشان میدهد ۴۴ درصد آمریکاییها «فقط اندکی» درباره این درگیری شنیدهاند و ۷ درصد «اصلا چیزی» نشنیدهاند، که یا نشانه بیعلاقگی به امور جهانی است یا تاثیر محدود شخصی و مالی بر زندگیشان. نظرسنجی دیگر (موسسه گالوپ) نشان میدهد آمریکاییها بیشتر از اقتصاد، نگران مراقبتهای بهداشتی هستند. همچنین آمریکا با مزیتهای تاریخی وارد جنگ شد: بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، بازار سهام با رونق هوش مصنوعی و وارداتی که از دلار قوی سود میبرد.
مزیتهای آمریکا به نقطه ضعف تبدیل میشود
نظرسنجی در شش کشور جنوب جهانی نشان میدهد آگاهی از درگیری ۱۰۰ درصد است و ۷۰ درصد پاسخدهندگان «بسیار نگران» هزینههای زندگی هستند. حساسیت بالا به رویدادهای خلیج فارس تا حدی به این دلیل است که برخلاف آمریکا، اکثر قریببهاتفاق کشورهای جهان (نزدیک به ۲۰۰ کشور) خالص واردکننده انرژی هستند. آسیا به تنهایی ۴۰ درصد تقاضای جهانی انرژی را مصرف میکند و در برابر شوک قیمتی بسیار آسیبپذیر است. اقتصادهای در حال توسعه اغلب بودجه کافی برای یارانه انرژی به شهروندان خود ندارند؛ شهروندانی که به هر حال درآمد بسیار کمتری از آمریکاییها دارند و در زمان جهش قیمت انرژی به طور نامتناسبی آسیب میبینند. افزون بر این، همانطور که دلار قوی به واردکنندگان آمریکایی کمک میکند، به کشورهایی ضربه میزند که مجبورند روپیه یا پزوی بیشتری برای کالاهای دلاری بپردازند. در نهایت، رونق هوش مصنوعی عمدتا نصیب شرکتهای آمریکایی و سهامدارانشان میشود؛ «هفت غول» (آلفابت، آمازون، اپل، متا، مایکروسافت، انویدیا و تسلا) همگی آمریکایی هستند.
اقتصادهای نفتخیز خلیج فارس معمولا برای عبور از شوکهای جهانی موقعیت بهتری دارند، اما به طور خاص در این درگیری گرفتار شدهاند. در مقابل، آمریکا از نظر جغرافیایی خوشاقبال است و هیچ دشمنی در همسایگی ندارد. مجموع این مزایای منحصربهفرد به این معناست که شهروندان آمریکایی تاکنون کمتر از مردم بیشتر نقاط جهان آسیب دیدهاند.
پاکستان؛ بحران چهار روز کاری در هفته
پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات صلح ایران و آمریکا در صدر اخبار بوده، اما کمتر توجه شده که اسلامآباد چقدر به پایان جنگ نیاز دارد. پاکستان ۸۰ درصد انرژی خود را از خلیج فارس وارد میکند. جنگ باعث شد قیمت بنزین و گازوئیل در پاکستان به رکورد تاریخی برسد. در نتیجه اسلامآباد برای ادارات دولتی هفته کاری چهار روزه تصویب کرد، نیمی از کارمندان فدرال را به دورکاری فرستاد، مدارس را دو هفته تعطیل کرد و از وزرای کابینه خواست دو ماه حقوق نگیرند. همچنین پاکستان ناچار شد برای پرداخت اقساط بدهی و تعهدات نقدینگی به صندوق بینالمللی پول، از عربستان سعودی وام ۳ میلیارد دلاری بگیرد.
بنگلادش؛ سهمیهبندی سوخت در بحبوحه خرید وحشتزده
بنگلادش که ۹۵ درصد نیاز انرژی خود را وارد میکند و کمتر از یک ماه ذخیره دارد، سقف روزانه فروش سوخت وضع کرده است. دانشگاهها تعطیل و مراکز خرید موظف به تعطیلی در ساعت ۸ شب شدند. قیمت گاز مایع (الپیجی) که از پختوپز تا حرکت سهچرخههای انبوه در بنگلادش کاربرد دارد، از آغاز جنگ حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. برای کارگری که روزانه ۴ دلار درآمد دارد، جهش ۵۰ درصدی قیمت گاز یعنی فداکاریهای دردناک روزانه.
سریلانکا نیز به هفته کاری چهار روزه روی آورده است. در نپال، اعتصابات حملونقل قیمت برنج و سبزیجات را بالا برده؛ در کشوری که خانوادههای روستایی نیمی از درآمد خود را صرف غذا میکنند. حتی بوتان، «شادترین کشور جهان» با صفهای طولانی جایگاههای سوخت مواجه است.
هند؛ کاهش مالیات و کاهش رشد
هند، سومین واردکننده بزرگ نفت و ششمین اقتصاد جهان، فضای مانور بیشتری از همسایگان خود دارد. دهلی نو پیش از انتخابات ایالتی، به بهای فشار بر بودجه ملی، مالیات بنزین و گازوئیل را کاهش داد تا مصرفکنندگان را از افزایش قیمت محافظت کند. اما ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت این کشور عمیقا از جنگ آسیب دیدهاند. هند ۹۰ درصد گاز مایع خود را از خلیج فارس وارد میکند و کمبود آن، رستورانها را مجبور به جیرهبندی و کاهش سرعت کار کرده است. شاخص بورس هند از ابتدای سال ۸ درصد سقوط کرده و تولید اقتصادی به دلیل جنگ حدود یک درصد کاهش مییابد. همچنین هند یکچهارم کود شیمیایی خود را از خاورمیانه وارد میکند که خطر بحران غذایی را در این اقتصاد عمدتا کشاورزی افزایش میدهد.
آسیا؛ از فیلیپین تا ویتنام
آسیا چهارپنجم نفت خام و گاز طبیعی عبوری از تنگه هرمز را خریداری میکند. فیلیپین ۲۴ مارس وضعیت اضطراری ملی انرژی اعلام کرد. تایلند کارمندان دولت را به دورکاری و مردم را به همسفری و صرفهجویی در برق فراخوانده است. ویتنام، یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد آسیا، خطوط هوایی خود را به دلیل افزایش قیمت سوخت جت، کم کرده است. افزایش قیمت کود نیز برای منطقهای که در آستانه فصل کاشت و موج گرمای تاریخی قرار دارد، در بدترین زمان ممکن فرا رسیده است.
اروپا؛ ضربه از جیب و ذخیره گاز
اقتصادهای ثروتمندتر هم در امان نیستند. صدراعظم آلمان بسته ۱.۹ میلیارد دلاری یارانه سوخت اعلام کرد و گفت کشورش «مدتها» تاثیر جنگ را احساس خواهد کرد. برلین پیشبینی رشد خود برای ۲۰۲۶ را نصف کرده است. ایرلند ارتش را برای متفرق کردن اعتراضات گسترده به گرانی سوخت فراخواند. بانک مرکزی اروپا که خود را برای کاهش نرخ بهره در مارس آماده میکرد، مجبور شد پیشبینی تورم را بالا ببرد و رشد منطقه یورو را کاهش دهد.
در اتحادیه اروپا که یکپنجم انرژی خود را از گاز طبیعی تامین میکند، قیمت گاز مرجع پس از شروع جنگ بیش از ۷۰ درصد افزایش یافت. اکنون ذخایر گاز اروپا در پایینترین سطح از ۲۰۲۲ قرار دارد. اروپا مجبور است قبل از زمستان، گاز را با قیمتی گزاف خریداری کند.
آمریکا در بلندمدت هم آسیب میبیند
کشورها هزینههای جنگ را به روشهای مختلف متحمل میشوند. شهروندان کشورهای با درآمد پایین، ذخایر اندک و ارز ضعیف، بدترین وضعیت را دارند. کشورهای ثروتمند ناگزیر کمتر آسیب میبینند. اما اگر مصرفکنندگان آمریکایی تصور میکنند نسبتا در امان هستند، اشتباه میکنند.
بر اساس دادههای نگرانکننده هفته گذشته از صندوق بینالمللی پول، در بدترین سناریو، رشد جهانی میتواند امسال و سال آینده به ۲ درصد سقوط کند؛ رقمی که از ۱۹۸۰ تا به الان تنها چهار بار ثبت شده است. رکود جهانی به ناچار به کسبوکارهای آمریکایی بازمیگردد. بهای نخ در بنگلادش دو برابر شده چون پلیاستر و نایلون از نفت ساخته میشوند. شرکتهای «زارا» و «یونیچلو» به زودی مجبورند هزینهها را از مراکز تولید در آسیا به فروشگاههای آمریکا منتقل کنند؛ زنجیرههای تامین دیر یا زود خود را نشان میدهند. همچنین از هلیوم تا گوگرد و تنگستن، مواد کلیدی در تولید نیمههادیها، کود و مهمات در محاصره تنگه هرمز گرفتار شدهاند.
هزینه مستقیم جنگ نیز بالاست. لیندا بیلمس، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، تخمین میزند این درگیری نهایتا یک تریلیون دلار به مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه تحمیل کند. کاخ سفید از ارائه برآورد خودداری کرده اما از کنگره خواسته بودجه دفاعی سال آینده را ۱.۵ تریلیون دلار (افزایش ۴۰ درصدی) تصویب کند.