JAI NewsRoom مدیریت

فرید زکریا: بهای تحقیر ترامپ در حال نمایان شدن است

07 اردیبهشت 1405 | 13:30 •جهان
فرید زکریا: بهای تحقیر ترامپ در حال نمایان شدن است

به نوشته فرید زکریا در فارن پالیسی، توهین‌های پی درپی ترامپ به متحدان، همراه با جنگ ایران، باعث شده اروپا، کانادا و شرکای آسیایی آمریکا راهبردهای بلندمدتی را برای کاهش وابستگی به واشنگتن در پیش گیرند.

فرید زکریا در تحلیلی می‌نویسد که رفتارهای تحقیرآمیز و غیرقابل پیش‌بینی دونالد ترامپ، هزینه‌های سنگینی برای جایگاه بین‌المللی آمریکا داشته است. از اروپا تا آسیا، دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر نمی‌توانند به طور کامل به قدرت آمریکا اعتماد کنند و به همین دلیل در حال تغییر مسیرهای راهبردی بلندمدت خود هستند.

زکریا داستانی از سفر اخیر خود به شنژن، قلب ماشین صنعتی چین، نقل می‌کند: «از یکی از بازرگانان افسانه‌ای چین درباره جنگ ایران پرسیدم. پاسخ او مرا شگفت‌زده کرد. او به من گفت: برای ما، حمله ترامپ به ایران از تهدید او برای حمله به گرینلند اهمیت کمتری دارد. وقتی او این کار را نسبت به قدیمی‌ترین متحدان آمریکا کرد، فهمیدم که اروپا راه آمریکا در قبال چین را دنبال نخواهد کرد.»

در داخل آمریکا، با توهین‌های گاه‌و‌بیگاه ترامپ به اروپا معمولا به عنوان بخشی از یک نمایش تلویزیونی واقع‌نما رفتار می‌شود. اما در خود اروپا، انباشت این توهین‌ها به نقطه جوش رسیده است. «دنیل دپتریس» در نشریه اسپکتیتور نوشته است: «جنگ در ایران اروپا را مجبور کرده ستون فقرات خود را بالا بیاورد. رهبران اروپایی دیگر علاقه‌ای به زانو زدن و چاپلوسی برای ماندن در مدار خوش‌آمد ترامپ ندارند.»

اروپا اکنون از حرف به عمل رسیده است. برنامه «بازآمادگی اروپا ۲۰۳۰» اتحادیه اروپا، سرمایه‌گذاری ۸۰۰ میلیارد یورویی (حدود ۹۳۵ میلیارد دلار) در حوزه دفاعی را پیش‌بینی کرده است. مدل قدیمی این بود که آمریکا امنیت اروپا را تامین می‌کرد و اروپایی‌ها هم سخاوتمندانه سلاح‌های آمریکایی را می‌خریدند. اما اکنون اروپایی‌ها می‌خواهند پول بیشتری در داخل بماند تا شرکت‌ها و زنجیره‌های تامین اروپایی ساخته شود و استقلال راهبردی از واشنگتن به دست آید.

این منطق فراتر از حوزه دفاعی نیز گسترش یافته است. ابتکار پرداخت اروپایی در حال ساختن جایگزینی برای ویزا و مسترکارت است. نهادهای اروپایی به دنبال جایگزینی برای سوییفت، پی‌پال و دیگر پلتفرم‌های مالی تحت سلطه آمریکا هستند. فرانسه بخشی از ذخایر طلای خود را از نیویورک به پاریس منتقل کرده و سیاستمداران آلمانی و ایتالیایی درباره انجام همین کار بحث کرده‌اند. دولت‌های اروپایی به دنبال جایگزین برای نرم‌افزارهای آمریکایی هستند، از ترس اینکه روزی شرکت‌های آمریکایی مجبور شوند خدمات حیاتی را قطع کنند.

شاید آشکارترین تغییر در جناح راست اروپا رخ داده است. ضدامریکایی‌گری زمانی دکترین چپ بود، اما راست‌های اروپایی که زمانی ترامپ را قدیس حامی خود می‌دانستند، اکنون او را از نظر سیاسی سمی می‌بینند. نشریه واشنگتن پست گزارش داده که پوپولیست‌هایی مانند نایجل فاراژ (بریتانیا)، مارین لوپن (فرانسه)، جورجا ملونی (ایتالیا) و بسیاری در حزب آلترناتیو برای آلمان، خود را از ترامپ و سیاست‌های آمریکا جدا کرده‌اند. حتی در مجارستان نیز سخنرانی‌های جی.دی. ونس برای ویکتور اوربان به شانس انتخاباتی او آسیب زد.

در کانادا نیز مارک کارنی، نخست‌وزیر، به طور مشخص برنامه کاهش وابستگی کشورش به بازار آمریکا را اعلام کرده است. او تاکنون بیش از ۲۰ قرارداد اقتصادی و امنیتی از جمله با چین امضا کرده تا صادرات را فراتر از آمریکا گسترش دهد. شهروندان کانادایی نیز کالاهای کمتری از آمریکا می‌خرند و کمتر به تعطیلات در آمریکا می‌روند.

اروپا و کانادا قصد ندارند چین را در آغوش بکشند، اما در جایی که می‌توانند با چین بهتر رفتار می‌کنند. آن‌ها محتاطانه عمل می‌کنند، وقتی ناچار باشند با واشنگتن و وقتی به نفعشان است با پکن و هر زمان ممکن با دیگران همکاری می‌کنند. مقاله اخیر نشریه فارن افرز از محقق چینی دا وی نشان می‌دهد که برای پکن، واقعیت بزرگ ژئوپلیتیک جدید، شکاف عمیق ایجادشده بین اروپا و آمریکاست که آماده بهره‌برداری است.

در آسیا، متحدان آمریکا بیش از هر کس دیگری ضربه خورده‌اند. بیش از ۸۰ درصد نفت و گازی که از تنگه هرمز عبور می‌کرد، به آسیا می‌رفت. اکنون بسیاری از کشورهای این قاره با بدترین بحران انرژی نیم قرن اخیر دست و پنجه نرم می‌کنند. متحدانی مانند ژاپن و کره جنوبی مجبور شده‌اند از سر ناچاری با روسیه و ایران برای تامین سوخت مذاکره کنند. افزون بر این، آنها تحقیر ترامپ را هم تحمل کرده‌اند که آنها را به خاطر مشارکت نکردن در جنگ ایران مورد سرزنش قرار داده است. اکنون بسیاری از این کشورها با پکن درباره امنیت انرژی و فناوری سبز در حال گفت‌وگو هستند.

یکی از سوالات تکراری درباره سیاست خارجی ترامپ این بوده که اثرات آن چقدر پایدار است؟ آیا آمریکا می‌تواند از بحران اعتماد با متحدانش بهبود یابد؟ پاسخ روشن است: کشورها تغییرات سیاستی بلندمدتی را آغاز کرده‌اند. آنها در عمل دریافتند که امنیت و رفاه خود را به واشنگتن سپرده بودند و واشنگتن از این وابستگی برای تحت فشار گذاشتن آنها استفاده کرده است. بنابراین آنها تصمیم گرفته‌اند خود در برابر آمریکای غیرقابل اعتماد بیمه کنند. 

بازگشت به فهرست