JAI NewsRoom مدیریت

روایتی از کار جوانان در کافه‌ها و سهم ناچیز آن‌ها از حقوق کار

کافه‌های گران، کارگران ارزان، بهره‌کشی از جوانان تازه‌کار به صرف قهوه

05 شهریور 1404 | 09:01 •کار
کافه‌های گران، کارگران ارزان، بهره‌کشی از جوانان تازه‌کار به صرف قهوه

در چند دهه اخیر چرخش‌های فرهنگی ناشی از ارتباط با دهکده جهانی، فرهنگ کافه‌نشینی را در ایران متحول کرده و امروز کافه‌ها به پاتوق‌های دوستانه بدل شده‌اند. اما کارگران این کافه‌ها با ساعات کاری بالا حقوق بسیار ناچیزی دریافت می‌کنند.

کافه شلوغ است و صدا به صدا نمی‌رسد، زیرِ صدای موزیک و خنکای مه‌پاش‌ها میزها پر و خالی می‌شود. شب‌های گرم سال، در کافه‌های مرکز شهر جای سوزن انداختن نیست. شور تابستانی بعضی را در نوبت نشانده تا میزی خالی شود و فرصت گذراندن ساعتی در حیاط باصفا و چشم‌نواز خانه‌ای بازمانده از دهه 50 تهران را پیدا کنند. پی دختر و پسر جوانی را می‌گیرم که به مشتریان خدمات می‌دهند و حواسشان هست چیزی کم و کسر نباشد. تمام مدت سرپا هستند و فرصتی برای استراحت ندارند. تازه وقتی کافه تعطیل می‌شود، خسته و مانده روی صندلی‌ها ولو می‌شوند.
در چند دهه اخیر چرخش‌های فرهنگی ناشی از ارتباط با دهکده جهانی، فرهنگ کافه‌نشینی را در ایران متحول کرده و امروز کافه‌ها به پاتوق‌های دوستانه، ادبی، هنری و تفریحی بدل شده‌اند. به همین واسطه، فرصت‌های شغلی زیادی هم ایجاد شده است. ورود به بازار کار بدون سابقه، راحت نیست. دانشجویان و جوانانی که امکان کار تمام‌وقت و تجربه ندارند، جذب مشاغل بدون نیاز به تخصص و موقتی می‌شوند تا بتوانند مخارج روزمره خود را تأمین کنند. همین باعث شده که بعضی کارفرمایان از این وضع سوءاستفاده کنند و گاهی به‌خاطر نیاز کارجویان، از آن‌ها بیگاری بکشند.
نگین، در 19 سالگی در کافه‌ای در پایتخت کار کرده و درباره آن دوره می‌گوید: «من سال 1401 در کافه‌ای حوالی ایرانشهر کار می‌کردم. پنج روز در هفته تک شیفت و دو روز دو شیفت بودیم. از 9 صبح تا 10 شب. این کار محیط جالبی دارد و همه‌جور آدم می‌بینی ولی در واقعیت به نسبت کاری که انجام می‌دهی، حقوق و مزایا دریافت نمی‌کنی. سه میلیون تومان می‌گرفتم. دانشجو بودم و از یک شهر دیگر به تهران آمده بودم و تنها زندگی می‌کردم. این حقوق کفاف هیچ‌چیز را نمی‌داد. بیمه هم که نبودم تا سابقه کار باشد. گذشته از کارفرما، رفتار توهین‌آمیز بعضی مشتریان از همه‌چیز بدتر است. گاهی مشتری آشغال‌های کیف خودش را هم می‌گذارد روی میز که گارسون جمع کند. حس بدی به آدم منتقل می‌شود. مسئله من رفتار آدم‌ها، برخوردها و بی‌احترامی‌هاست. در این شرایط هم از جسمت کار می‌کشی هم از روانت و این خیلی خسته‌کننده است.»

حقوق ویترینی

شبکه‌های اجتماعی فضایی راحت برای بازگویی تجربه‌ زندگی کاربران در زمینه‌های مختلف فراهم کرده‌اند. همین چندوقت پیش بود که توئیت یک کاربر در مورد شرایط کار در یکی از کافه‌های تهران، فضای شبکه ایکس را داغ کرد. کاربری که توئیت را نوشته بود، تصویری از شرایط سخت و غیرحرفه‌ای که در آن کافه بر او رفته بود ارائه کرد. چند کاربر دیگر که آنجا کار کرده بودند، حرف‌های او را تأیید کردند. بعضی آنجا را به اردوگاه کار اجباری تشبیه کردند.

توئیت این کاربر و تجربه‌اش، نام چند کافه معروف و لاکچری دیگر را به میان آورد که رفتار با کارکنانش بد و غیرحرفه‌ای است. تصویر شیک بیرون این کافه‌ها با بی‌قانونی درونشان اصلاً هماهنگ نبود. او در پاسخ به کسانی که گفته بودند کاش اعتراض می‌کردی نوشت: «یک بار بازرس آمد و ما محرمانه گفتیم که شرایط کاری اینجا چگونه است. نتیجه این شد که بعد از کنار آمدن با کارفرما، از هفته بعد آن بازرس هفته‌ای دو سه شب با خانواده و فامیل و دوستانش به کافه می‌آمد و هرچه می‌خواستند را رایگان سفارش می‌دادند و می‌رفتند. در واقع برای ما دردسر بیشتری درست کرد تا اینکه کمکی کند.»

یک وکیل در مورد آن توئیت گفت: «بخشی از مشکل، از ناآگاهی جوانان بی‌تجربه نسبت به قانون کار ناشی می‌شود. آن‌ها به علت بی‌تجربگی با یک تهدید عقب می‌روند و جرأت رویارویی با کارفرمایی را که قانون را زیر پا می‌گذرارد ندارند. اینجا مسئله آموزش در مورد قوانین کار اهمیت پیدا می‌کند که در کشور ما جای خالی آن حس می‌شود. این جوانان باید بدانند حتی اگر قراردادی امضا نکرده باشند، کارفرما نمی‌تواند به راحتی از زیر تعهدات خود شانه خالی کند و نباید بی‌تفاوت باشند.»

مهدی 24 ساله است و دانشجو. درباره اولین تجربه کار خود می‌گوید: «سه سال پیش در کافه کار کردم. مدت یک سال. چیزی که خیلی توی ذوق من خورد این بود که این شغل از بیرون خیلی شیک و قشنگ بود. انتظار داری آن پشت هم خوب باشد اما اصلاً از این خبرها نیست. حجم کار آن قدر زیاد است که اذیتت می‌کند. حقوق و ساعت کار واقعاً منصفانه نبود. بیمه نبودیم و به سرعت نیروها را جایگزین می‌کردند. من از این شغل خیری ندیدم.»

صداهای خاموش

بر اساس قانون کار، کارگر استخدامی حقوق و مزایایی دارد که کارفرما ملزم به رعایت آن‌هاست. این حقوق را شورای عالی کار تعیین می‌کند. مواردی همچون حقوق پایه، اضافه‌کاری، بیمه، عیدی و سنوات ذیل این قانون قید شده و رعایت آن الزامی است. اما در عمل بعضی صنوف قانون را به هزار شیوه دور می‌زنند.

رومینا چند دوره کاری خود را چنین تعریف می‌کند: «من از هفده سالگی به‌عنوان گارسون در یک کافه شروع به کار کردم. وقتی وارد کافه شدم فکر می‌کردم همان‌طور که اول گفتند همه‌چیز دوستانه است و حقوق نیروی کار را رعایت می‌کنند. قرار بود یک هفته آزمایشی کار کنم و بعد حقوق بگیرم. یک ماه گذشت و گفتند از شما راضی نبودیم و پولی به من ندادند. بعد از آن هفت ماه در یک کافه‌رستوران صندوقدار بودم. ساعت کاری 4 تا 10 بود ولی بعد گفتند باید تا 12 بمانی. حقوق من سه سال پیش چهار میلیون بود. در آخرین تجربه برای این کار 10 میلیون گرفتم. رفتار کارفرما به رضایت مشتری بستگی داشت. اگر مشتری راضی نبود ما توبیخ می‌شدیم. چون سن من از همه کمتر بود همه اشتباهات در نهایت به گردن من می‌افتاد. من هیچ صدایی نداشتم و این برایم تلخ بود. هم از طرف مدیریت هم از طرف کارکنان اذیت شدم و بیرون آمدم. آن‌قدری هم حقوق نمی‌گرفتم که بخواهم سلامت روانم را برای چنین آدم‌هایی خرج کنم. این کار را به کسی پیشنهاد نمی‌کنم، چون در آن به آدم احترام نمی‌گذارند.»

کار در کافه می‌تواند نقطه شروعی برای یادگیری مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی، مدیریت زمان و مسئولیت‌پذیری باشد. با این حال، شرایط کاری می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بسته به منطقه جغرافیایی، قوانین کار و نوع کافه این تجربه را مخدوش کند. علیرضا در سن 17 سالگی حدود سه‌ماه در یک کافه کار کرده. او هم تجربه خود را توصیف می‌کند: «کار در کافه با چیزی که در ذهنم داشتم متفاوت و بسیار سخت‌تر بود. ساعت‌های طولانی سرپا ایستادن خسته‌کننده بود. ساعت کار در شیفت‌های هفت‌ساعته تعریف شده بود. از 8 تا 3 بعداز ظهر و 3 تا 11 شب. یک روز در هفته تعطیل بود و یک روز هم تمام‌وقت. رفتار همکاران من خیلی بدتر از رفتار کارفرما بود. در سال 1403 ماه اول ده میلیون و از ماه دوم 12 میلیون تومان حقوق می‌گرفتم.»

وضعیت کار جوانان در کافه‌ها نشان می‌دهد که اوضاع کاری در این صنف خوب نیست. حقوق مکفی، بیمه و مزایای شغلی خواب شیرینی است که برای این افراد تعبیر روشنی ندارد. بیشتر آن‌ها زمان کمی دوام آورده‌اند. در اکثر موارد مدیران کافه‌ها این نیروهای جوان و ارزان را به کار می‌گیرند و با ترفندهای مختلف از تأمین حقوق آن‌ها سرباز می‌زنند. به این ترتیب، آن‌ها بدون درگیری و دغدغه، نیروی کار تقریباً مجانی دارند و کافه‌شان هم هرروز پررونق‌تر می‌شود. تغییر در این شرایط نیازمند نظارت دقیق بر اجرای قانون کار است، موضوعی که سال‌هاست کارگران در اغلب مشاغل با آن درگیرند.

برچسب‌ها: #کارگران
بازگشت به فهرست