JAI NewsRoom مدیریت

فاجعه نپال یک هشدار است؛ ۱۵ میلیون نفر در معرض خطر دریاچه‌های یخچالی

18 شهریور 1405 | 10:40 •جهان
فاجعه نپال یک هشدار است؛ ۱۵ میلیون نفر در معرض خطر دریاچه‌های یخچالی

نقشه جهانی خطر سیلاب‌های ناگهانی ناشی از سرریز این دریاچه‌ها، پدیده‌ای موسوم به GLOF، در یک قرن گذشته شش برابر گسترش یافته است؛ تغییری که تغییر اقلیم عامل اصلی آن است.

سیلاب فاجعه‌بار تبت و نپال که صدها کشته و هزاران مفقود بر جای گذاشته، بار دیگر توجه‌ها را به خطرات زندگی در مناطق کوهستانی دارای یخچال‌های طبیعی جلب کرده است. شواهد موجود نشان می‌دهد این فاجعه در پی فروپاشی یکی از این توده‌های یخی رخ داده است. این پدیده GLOF نام دارد که مخفف «سیلاب ناشی از طغیان دریاچه یخچالی» است؛ سیلابی ناگهانی که در اثر شکسته شدن سد طبیعی یک دریاچه یخچالی ایجاد می‌شود.

تغییر اقلیم و افزایش دما به تشدید این حوادث دامن می‌زنند. وقوع چنین سیلاب‌هایی در طول قرن گذشته شش برابر بیشتر شده است. رشته‌کوه‌های بزرگی مانند هیمالیا، آند و آلپ از مناطقی هستند که بیش از دیگر نقاط در معرض این فاجعه قرار دارند. برآورد می‌شود حدود ۱۵ میلیون نفر در سراسر جهان در معرض خطر سیلاب‌های ناشی از دریاچه‌های یخچالی زندگی می‌کنند که نیمی از آنها در پرو، هند، چین و پاکستان ساکن هستند.

پایش یخچال‌ها و دریاچه‌های یخچالی کار آسانی نیست، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه؛ اما این کار می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد. سال گذشته، ساکنان یک روستای سوئیسی دو روز پیش از فروپاشی یک یخچال طبیعی دیگر تخلیه شدند.

«خوان ایگناسیو لوپس»، متخصص یخچال‌های طبیعی در موسسه بوم‌شناسی پیرنه وابسته به شورای عالی تحقیقات علمی اسپانیا (IPE-CSIC) می‌گوید: «یخچال‌ها از سال ۱۹۵۰ در حال عقب‌نشینی بوده‌اند و از سال ۱۹۹۰ سرعت این روند افزایش یافته است. چهار سال اخیر در میان پنج سالی قرار دارند که بیشترین میزان از دست رفتن یخ در آنها ثبت شده است. همچنین طی ۲۵ سال نخست قرن بیست‌ویکم، سرعت عقب‌نشینی یخچال‌ها در مقایسه با ۲۵ سال پیش از آن دو برابر شده است.»

او هشدار می‌دهد که هیمالیا هم از این روند مستثنا نیست و یکی از کانون‌های اصلی از دست رفتن یخ در جهان به شمار می‌رود. از آنجا که این عقب‌نشینی در سراسر جهان اتفاق می‌افتد، به گفته لوپس، «روشن است که علت آن عوامل محلی نیست، بلکه افزایش دمای ناشی از تغییر اقلیم برآمده از فعالیت‌های انسانی است.»

عقب‌نشینی یخچال‌ها پیامدهای متعددی برای نظام اقلیمی و اکوسیستم‌ها دارد، اما یکی از نتایج آن افزایش اندازه و تعداد دریاچه‌های یخچالی است؛ دریاچه‌هایی که آب حاصل از ذوب یخ‌ها را در خود نگه می‌دارند. از دهه ۱۹۹۰ تاکنون، تعداد و مساحت این دریاچه‌ها ۵۰ درصد افزایش یافته است.

سد طبیعی که می‌شکند

«خسوس روولتو»، پژوهشگر شورای عالی تحقیقات علمی اسپانیا که این پدیده را مطالعه می‌کند، توضیح می‌دهد: «آب در این دریاچه‌ها پشت یک سد مستحکم مانند سدهایی که انسان‌ها می‌سازند قرار ندارد، بلکه توسط پشته‌هایی از یخ و رسوبات یا توده‌های یخی مهار می‌شود که بسیار ناپایدارند. وقتی این ساختارها به هر دلیلی ناپایدار شوند، می‌توانند باعث ایجاد سیلاب ناگهانی یا همان GLOF شوند.»

افزایش جمعیت در مناطق کوهستانی هم بر این خطر افزوده است و میلیون‌ها نفری را که در این مناطق زندگی می‌کنند در معرض تهدید قرار می‌دهد.

نخستین نقشه جهانی خطر GLOF که در سال ۲۰۲۳ در مجله Nature Communications منتشر شد، نشان می‌دهد مناطقی که بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر این نوع سیلاب دارند، شامل آسیای مرکزی، به‌ویژه چین، نپال، هند و پاکستان هستند؛ کشورهایی که رشته‌کوه هیمالیا و دیگر مناطق کوهستانی را با یکدیگر مشترک‌اند. رشته‌کوه آند در کشورهای پرو، بولیوی، شیلی و آرژانتین و همچنین آلپ در سوئیس، ایتالیا، فرانسه و اتریش هم از مناطق پرخطر محسوب می‌شوند.

مناطق دیگری از جمله شمال‌غرب آمریکای شمالی، ایسلند و اسکاندیناوی هم در معرض خطر قرار دارند، هرچند پیامدهای احتمالی در این مناطق به‌مراتب کمتر است.

بر اساس این مطالعه، حدود ۱۵ میلیون نفر در این مناطق زندگی می‌کنند. نیمی از این جمعیت در مناطق کوهستانی پرو، هند، پاکستان و چین متمرکز هستند.

لوپس درباره گستره این خطر می‌گوید: «بیش از نیمی از جمعیت جهان که در معرض خطرات مرتبط با یخچال‌های طبیعی قرار دارند، در هیمالیا و دیگر مناطق مرتفع کوهستانی آسیا زندگی می‌کنند. منطقه بسیار چالش‌برانگیز دیگر رشته‌کوه آند، به‌ویژه پرو، است. در قرن بیستم حوادث زیادی در این منطقه رخ داد، اما دقیقا به همین دلیل، سرمایه‌گذاری زیادی برای کاهش خطرات انسانی انجام شده و میزان مرگ‌ومیر کاهش یافته است.»

از ابتدای قرن بیستم تا دهه ۲۰۱۰، میانگین سالانه سیلاب‌های ثبت‌شده ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی تقریبا شش برابر افزایش یافته است؛ از ۷.۶ مورد در سال در نخستین دهه قرن به ۴۳.۷ مورد در سال در دهه ۲۰۱۰.

روولتو توضیح می‌دهد: «از یک سو، جمعیت جهان افزایش یافته و احتمال ثبت ویدئو از این حوادث هم بیشتر شده است؛ حوادثی که گاهی در مناطق دورافتاده رخ می‌دهند. از سوی دیگر، تغییر اقلیم دما را افزایش داده و باعث ذوب بیشتر یخچال‌هایی شده که به این دریاچه‌ها می‌ریزند. این روند می‌تواند دریاچه‌ها را ناپایدار کند، سدهای طبیعی آنها را بشکند و به رانش‌های عظیم زمین یا سیلاب‌های ناگهانی منجر شود.»

بیش از ۳۱۰۰ سیلاب یخچالی

پایگاه داده تاریخی GLOF که دانشگاه وین آن را گردآوری کرده، ۳ هزار و 151 مورد سیلاب ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی را در فاصله سال‌های ۸۵۰ تا ۲۰۲۲ میلادی در ۲۷ کشور شناسایی کرده است.

بیشترین موارد در آمریکای شمالی با ۸۳۳ مورد، آسیای مرکزی با ۵۶۹ مورد، آلپ با ۴۴۳ مورد و آند با ۳۳۷ مورد ثبت شده است.

البته در برخی از دورافتاده‌ترین مناطق کوهستانی جهان، از جمله آند و هیمالیا، پیش از ظهور تصاویر ماهواره‌ای ثبت و مستندسازی GLOFها دشوارتر بود. حتی اکنون هم مشخص نیست پس از فروپاشی یخچال در تبت، دقیقا کدام دریاچه یخچالی طغیان کرده است.

از آنجا که بسیاری از این حوادث در مناطق دورافتاده رخ می‌دهند، اغلب قربانی جانی ندارند. با این حال، این مطالعه نشان داده است که ۴۴ سیلاب یخچالی دست‌کم ۳ هزار و 636 نفر را کشته‌اند؛ رقمی که حوادث چهار سال اخیر را شامل نمی‌شود.

یکی از مرگبارترین این حوادث در سال ۱۹۴۱ در پرو رخ داد. در آن زمان، بخشی از یک یخچال طبیعی به داخل دریاچه سقوط کرد و موج ایجاد شده باعث شکستن سد طبیعی دریاچه وقوع سیلابی شد که شهر «هوآراز» را ویران کرد و بیش از یک‌هزار و 800 نفر را کشت.

روز پنجشنبه هم موسسه ملی تحقیقات یخچال‌ها و اکوسیستم‌های کوهستانی پرو هشدار داد که دست‌کم ۵۸ دریاچه در رشته‌کوه آند در معرض «خطر بسیار بالای سرریز» قرار دارند.

چگونه می‌توان از فجایع آینده جلوگیری کرد؟

روولتو به نمونه‌ای در اروپا اشاره می‌کند: «سوئیس سال گذشته در بلاتن این کار را انجام داد. آنها یخچال و دامنه‌های کوه را با حسگرها و تجهیزات لرزه‌نگاری تحت نظر گرفتند. جابه‌جایی‌های بزرگی را شناسایی کردند و دو روز پیش از وقوع یک سیلاب عظیم، روستا را تخلیه کردند.»

در آلپ، منابع کافی برای پایش دقیق یخچال‌ها و دیگر توده‌های یخی ناپایدار وجود دارد. اما در کشورهای در حال توسعه مانند نپال، هند و پاکستان، این کار با دشواری بسیار بیشتری روبه‌رو است.

روولتو در پایان می‌گوید: «مناطق بالقوه خطرناک بیشتری وجود دارد و دامنه‌ها شیب‌دارترند؛ بنابراین پایش همه کوهستان‌ها دشوار است. اما دست‌کم باید مناطق مستعد این نوع رانش زمین و همچنین دره‌هایی را که ممکن است این توده‌ها در نهایت به آنها برسند، شناسایی و روی نقشه مشخص کرده باشیم.»

منبع: ال‌پائیس

بازگشت به فهرست