JAI NewsRoom مدیریت

اضطراب «شاد» در شرایط جنگی

22 فروردین 1405 | 08:00 •جامعه
اضطراب «شاد» در شرایط جنگی

با وجود برنامه‌ریزی‌های آموزش و پرورش برای آموزش در بحران، آموزش مجازی همچنان ناکارآمد است و درس خواندن در جنگ را برای بچه‌ها به کابوس تبدیل کرده است

اضطراب در اضطراب، این را زهره درباره وضعیت روزهای آموزش سه فرزندش در جنگ می‌گوید. آنها چند روز بعد از نهم اسفند ماه که تهران زیر بمباران مدام آمریکا و اسراییل بود، آنجا را ترک کردند. حتی کتاب‌های درسی بچه‌ها را هم همراهشان نبردند و هنوز به تهران برنگشته‌اند، اما آنچه در یک ماه گذشته تجربه‌ کرده‌اند، رهاشدگی بچه‌ها در آموزش مجازی، نبود زیرساخت در برنامه «شاد» و خشم و عصبانیت بچه‌هایی است که هم اضطراب آموزش مجازی در نبود اینترنت را تاب می‌آوردند و هم جنگ را.

این وضعیت با وجود اعلام آتش‌بس دوهفته‌ای هم تغییری نداشته و همچنان که نگرانی از ثبات آتش‌بس بالاست، نگرانی از فراهم نبودن بسترهای آموزشی هم وجود دارد چرا که هنوز مدارس بسته‌اند و تا آمدن خبر صلح قطعی باز نخواهند شد.

گلایه از کند بودن اپلیکیشن «شاد» و مشکلات آن جدید نیست. دی ماه گذشته هم این مسئله تکرار شده بود. آن زمان «علیرضا عبداللهی‌نژاد»، مشاور مرکز فناوری اطلاعات وزارت آموزش‌وپرورش به ایسنا گفته بود که «چون کلاس‌ها در کل کشور به‌صورت غیرحضوری برگزار می‌شود، بار روی شاد زیاد است و ترافیک بالاست وگرنه اختلال فنی نداریم و پیشنهاد شده که از ساعت ۸ تا ۱۱ مدارس ابتدایی و از ساعت ۱۱ تا ۱۵ مدارس متوسطه برای برگزاری کلاس به شاد مراجعه کنند. در غیر این صورت شاید با مشکل مواجه شویم. باید این موضوع مدیریت شود.»

پیش از آن هم علیرضا منادی رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس از دستور رئیس‌جمهور برای تامین ۲۰۰۰ سرور اضطراری برای ایجاد شبکه آموزشی مستقل در فضای مجازی خبر داده و گفته بود که در این صورت زیرساخت شبکه شاد تقویت می‌شود و مشکلی نخواهد داشت. به گفته او، با فراهم شدن این تعداد سرور پشتیبان، آموزش در فضای مجازی به سطح مطلوب، پایدار و ایمن خواهد رسید و کشور قادر خواهد بود بدون وابستگی صرف به آموزش حضوری، در شرایط اضطراری نیز روند آموزشی را بدون خلل ادامه دهد. سرورها فراهم نشدند و پایین بودن پهنای باند و اختلالات و ضعف اینترنت ملی هم مزید بر علت شد تا ضعف شاد بیش از پیش عیان شود.

در روزهای گذشته هم بارها مسئولان آموزش و پرورش و سخنگوی دولت از تلاش برای حل کردن مشکل این اپلیکشین صحبت کرده‌اند اما در عمل اتفاقی رخ نداد. در حال حاضر برای پایه‌های مختلف ساعات متفاوتی برای حضور در اپلیکیشن تعریف شده: از ساعت ۷ تا ۱۰ منحصرا برای دانش‌آموزان متوسطه دوم، از ساعت ۱۰ تا ۱۳ متوسطه اول. ۱۳ تا ۱۵ مخصوص پایه‌های چهارم تا ششم و ۱۵ تا ۱۷ پایه‌های اول تا سوم. در اطلاعیه شاد آمده سرویس کلاس‌های مجازی بدون این زمان‌بندی در تمام ساعات در دسترس است. هرچند این در دسترس قرار داشتن در طول روز هم نتوانسته از بار اضطراب و سختی کار با شاد برای بچه‌ها کم کند و درس خواندن در جنگ برایشان به کابوسی سخت بدل شده است.

با وجود این مشکلات اما در روزهای گذشته علی فرهادی، سخنگوی آموزش و پرورش بر توسعه زیرساخت‌های شاد تاکید کرده و به «آتیه‌آنلاین» گفته بود: «زیرساخت‌های آموزشی توسعه یافته و با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده، مانع از هرگونه وقفه‌ در فرایندهای آموزشی خواهیم شد. شبکه شاد به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای آموزش مجازی دانش‌آموزی تقویت شده و اقدامات لازم برای حفظ کیفیت آموزش‌ها از طریق شاد پیش‌بینی شده است.» او در ادامه به ظرفیت‌های دیگر آموزش مجازی هم اشاره کرد: «مدرسه تلویزیونی ایران هم به‌عنوان یکی دیگر از راه‌های تحکیم آموزش دانش‌آموزان است. این مدرسه تلویزیونی، امکان دسترسی آسان، گسترده و عادلانه به آموزش‌ دروس مختلف از سوی بهترین معلمان کشور را برای تمامی دانش‌آموزان فراهم آورده است.»

دولت، بار آموزش را از روی دوش خود برداشت

تجربه استفاده از شاد و آموزش مجازی در یک ماه گذشته سخت بوده. هم برای دانش‌آموزان مدارس دولتی، هم غیرانتفاعی و هم آنها که در مدارس home school درس می‌خواندند. وضعیت اما برای بچه‌های مدارس دولتی سخت‌تر است. آنها الزام استفاده از شبکه شاد را دارند، شبکه‌ای بدون زیرساخت‌های لازم، کند و ناتوان. آن هم در شرایطی که وضعیت اینترنت داخلی نابسامان است و چهل روز است ارتباطات بین‌المللی قطع شده.

زهره، قطعی اینترنت را یکی از اضطراب‌های سه فرزندش می‌داند. او یک دختر کلاس دومی، یک دختر کلاس ششمی و یک فرزند کلاس هشتمی دارد: «آموزش بچه‌ها رها شد، درحالی‌که مدام آموزش و پرورش می‌گوید آموزش در حال انجام است. اما آنها فقط می‌خواهند این مسئولیت را از روی دوش خود بردارند، وگرنه چه آموزشی؟ با چه زیرساختی؟ آن هم برای بچه‌هایی که در دوران اینترنت به دنیا آمده‌اند و حالا یکی دیگر از اضطراب‌های هر روزه آنها نبودن اینترنت است.»

او از روز نخست جنگ یعنی نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ گله دارد، از برخوردهای غیرحرفه‌ای کادر مدرسه در مواجهه با بحران جنگ و دانش‌آموزان: «صدای نخستین انفجار که آمد، مدرسه به هم ریخت، بچه‌ها را نتوانستند ذره‌ای آرام کنند. وقتی به مدرسه رسیدم صحرای محشر بود. این‌بار بچه‌ها برعکس جنگ ۱۲ روزه کاملا در جریان قرار گرفتند و آن‌چنان ترسیده بودند که نتوانستیم آرامشان کنیم و تهران را ترک کردیم.» هیچکس تصویری از جنگ پیش‌رو نداشت، اینکه چند روز ادامه خواهد داشت و به همین دلیل بسیاری فقط وسایل ضروری خود را بردند: «بعد از تعطیلی هفت روزه، در اسفند مدارس مجازی باز شد اما با چه وضعیتی؟ به خاطر شرایط اقتصادی در سال‌های اخیر مجبور شدیم بچه‌ها را از مدارس غیرانتفاعی به دولتی بیاوریم. در زمان کرونا که آموزش مجازی بود در مدرسه غیرانتفاعی بودند و آنجا از سکوهای دیگری هم استفاده می‌شد اما در مدارس دولتی فقط می‌گویند از شاد باید استفاده شود. بعد از خلاءهای زیاد این اپلیکیشن، معلم‌ها دروس را در «بله» ارسال می‌کنند اما باز هم همه باید در شاد تکالیف را بارگذاری کنند. این وضعیت اضطراب مضاعف به بچه‌ها داده. آنها را با فضایی مواجهه کرده که می‌گویند اگر نشد، نشد. یعنی بی‌مسئولیتی را در آنها بیدار کرده.»

زهره می‌گوید کل بار آموزشی بر دوش والدین است و آموزش و پرورش به راحتی این بار را از دوش خود برداشته، آن هم در بحرانی مثل جنگ: «آموزش تبدیل شده به ارسال جزوه‌های پی‌دی‌اف. نه تعاملی در جریان است، نه از روش‌های مختلف تدریس استفاده می‌شود. فرآیند آموزش به ماکتی فانتزی بدل شده که هم دانش‌آموزان و هم معلمان را کلافه کرده است. زیرساخت فراهم نیست، پهنای باند جواب نمی‌دهد و زمان آموزش محدود است اما مدام با افتخار می‌گویند آموزش تعلیق نشده است.»

به گفته او هر پایه تحصیلی با مشکلات خود روبه‌رو است. بچه‌های دبستانی که بسیاری از آموزش‌هایشان بر پایه کاردستی و ساختنی بود حالا دیگر از آن محرومند، بچه‌های پایه بالاتر درس‌های سخت‌تری دارند و آموزش عمیقی در کار نیست و در این میان باید برای امتحانات هم آماده شوند: «بچه ها رها شده‌اند و سیستم رسمی می‌خواهد چک‌لیستی از فعالیت‌هایش پر کند، نه آنکه آموزش و وضعیت روان بچه‌ها برایش مهم باشد.»

بچه‌ها به حال خود رها شده‌اند

رعنا، هفته نخست جنگ به شمال کشور رفت. او کلاس اول دبستان است و حالا اصلی‌ترین نگرانی‌اش جدایی از مدرسه و دوستانش: «خیلی ترسیدم. بیشترین ترسم روزی بود که در شاد با سختی زیاد دوست‌هایم را دیدم. بعد صدای انفجار و فریاد دوست‌هایم را شنیدم و همه چیز قطع شد.» یکی از انفجارها در هفته سوم اسفند باعث شد او ساعت‌ها از ترس از دست دادن دوستان، مدرسه و معلمش گریه کند و حالا تنها امیدش باز شدن مدرسه است: «خیلی مدرسه را دوست دارم. درسمان به تشدید رسیده بود که این‌طوری شد. جنگ کی تمام می‌شود؟» سوال بسیاری از بچه‌ها همین است. آنها می‌خواهند پایان جنگ را ببیند و از شاد و آموزش مجازی خسته‌اند: «خیلی وصل شدن سخت است، هر روز دلم می‌خواهد گریه کنم چون صدایم به معلمم نمی‌رسد.»

محیا، مادر او هم در روزهای گذشته از اتصال‌های نصفه و نیمه اپلیکیشن‌ها خسته بوده و بعضی روزها هیچ اتصالی برقرار نشده و در نتیجه کلاسی هم برگزار نشده است: «اینترنت ضعیف است، بستر شاد برای کار فراهم نیست. ما چون در مدرسه غیرانتفاعی هستیم کلاس‌ها در «بله» برگزار می‌شود. همان هم با استرس و سختی زیاد است، اما از شاد بهتر است. این احجاف زیادی در حق بچه‌های مدارس دولتی است، چرا باید در این شرایط باید مجبور به استفاده از اپلیکیشنی ناکارآمد باشند.»

او می‌گوید در روزهای اخیر علاوه بر بله از اپلیکشینی به نام «الوکام» هم استفاده کرده‌اند که از شاد و بله بهتر بوده: «فقط یک روز کلاس آنجا برگزار شد و بعد دوباره برگشتیم به همین اپ‌ها. این بچه‌ها هیچ چیز از مدرسه نفهمیدند. کل سال بخاطر آلودگی هوا و بحران انرژی تعطیل بودند و این هم از وضع فعلی.» محیا هم مانند زهره از بار سنگین آموزش بر دوش والدین می‌گوید. از اینکه خودشان مجبورند درس‌ها را به بچه‌ها یاد دهند و ارتباط بچه‌ها با معلم و کلاس مختل شده است: «در مدرسه غیرانتفاعی هزینه‌های بسیاری بابت کلاس‌های جانبی پرداخت کردیم، آن هم در این اوضاع اقتصادی. اما این کلاس‌ها برگزار نمی‌شوند، پول آنها هم به ما برگردانده نمی‌شود و این نهایت بی‌انصافی است. بچه‌ها هیچ آموزش منسجم و درستی ندارند و به حال خود رها شده‌اند.»

اجبار استفاده از «شاد»، فشار مضاعف

وضعیت در مدارس غیررسمی و به اصطلاح homeschool متفاوت است. مژده، دختر ۹ ساله و پسر ۱۱ ساله‌اش را چند سالی است در یکی از این مدارس در تهران ثبت‌نام کرده و می‌گوید آنها الزامی برای استفاده از «شاد» ندارند: «پیش از عید فضای درس متزلزل و آشفته بود اما بعد از آن در هفته گذشته همه چیز سیستماتیک شده و بچه‌ها منظم سر کلاس‌هایشان حاضر می‌شوند و از ۱۰ صبح تا یک بعدازظهر کار می‌کنند و این روتین برایشان بسیار خوب بوده.»

آنها روز ۱۲ فروردین تهران را ترک کردند، وقتی موشکی به اطراف خانه‌شان اصابت کرد و کل خانه پر شد از دود و گرد و خاک: «واقعا وحشتناک بود، تا پیش از آن سعی کردیم برای خودمان فضای متفاوتی ایجاد کنیم. اتاقی بدون پنجره را نقطه امن اعلام کردیم و به بچه‌ها گفتیم آنجا چادر بزنیم و کمپ کنیم. هر روز مسئولیت کمپ با یکی از بچه‌ها بود. سعی کردیم از طریق بازی، روتین جدید را برایشان قابل قبول کنیم. آنها حتی خوششان آمده بود. خوراکی می‌بردیم و فیلم می‌دیدیم. صدای انفجار و بمب هم بسیار زیاد بود اما این‌طور سعی می‌کردیم وضعیت را قابل تحمل کنیم، تا نیمه‌شب ۱۲ فروردین که نزدیکمان موشک خورد.»

او می‌گوید آنچه در این روزها بچه‌ها را نجات داده ارتباط خوب مربیان و مدیران مدرسه با آنها و تماس مکرر و وقت و بی‌وقت بچه‌ها با معلمانشان است اما باز هم هیچ‌ چیز آموزش مستمر نیست که آن هم به سختی در جریان است. مژده از نگرانی سایر خانواده‌ها در استفاده از اپلیکیشن شاد و اجبارها در استفاده از آن می‌گوید، چیزی که آنها را کلافه کرده و فشار مضاعفی در این شرایط برایشان به همراه داشته است. او هم مانند سایر مادران امیدوار است روزهای آرام برگردند و بچه‌ها بتوانند به مدرسه بروند، جایی که به آن تعلق دارند و با وجود بحران در تحصیل همچنان به آن دلبسته‌اند.

برچسب‌ها: #آموزش مجازی #جنگ
بازگشت به فهرست