JAI NewsRoom مدیریت

دختری 15 ساله در عراق کشته شد، خانواده پایکوبی کردند

02 شهریور 1405 | 08:30 •جهان
دختری 15 ساله در عراق کشته شد، خانواده پایکوبی کردند

«کوثر بشار الحسجاوی»، دختر ۱۵ ساله عراقی، به دلیل امتناع از ازدواج با پسرعمویش، با ده گلوله و یک تبر بر سرش کشته شد. خانواده او پس از قتل در خیابان پایکوبی کردند. متن زیر ظاهرا روایت یکی از بستگان کوثر است که به صورت ناشناس در گاردین به چاپ رسیده است.

مردان طایفه من، «کوثر» ۱۵ ساله را در گودالی انداختند و روی پیکر بی‌جانش کمی خاک ریختند. این پایان کوثر بود که ساعاتی پیش، او را با ده گلوله کشته و سر کوچکش را با تبر شکافته بودند. سپس خانواده‌ام همراه با دیگران به خیابان آمدند و به شادی و پایکوبی پرداختند.

کوثر در منطقه «النهروان»، در جنوب شرقی بغداد زندگی می‌کرد. او را از مدرسه بیرون آورده بودند و در ۱۳ سالگی به عقد مردی الکلی و چند سال بزرگتر از خود درآورده بودند.

پیش از این که کوثر از خانه شوهرش به نزد خانواده فرار کند، یک سال خشونت و بدرفتاری را تحمل کرد. خانواده ابتدا او را در حبس خانگی و فشاری دائمی نگه داشت تا نزد شوهر و آزارگرش بازگردد. کوثر تهدید کرد که خودکشی می‌کند و سرانجام در اواخر سال ۲۰۲۵ به طور رسمی از او طلاق گرفت.

مدت کوتاهی بعد، پسرعمویش از زندان آزاد شد و از پدر و مادرش کوثر را خواستگاری کرد. کوثر نپذیرفت، چون همه می‌دانستند که داماد در قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی دست دارد. خانواده به حرف او اعتنا نکردند و به عقد رضایت دادند، زیرا به رسم و رسومشان «قول مرد را با حرف یک دختر نمی‌شکنند». مادر و زنان خانواده هم زورشان به همراهی با او نمی‌رسید که بگویند: «نه».

کوثر اوایل ماه می، با نزدیک شدن روز عروسی، روزی که آغاز دور تازه‌ای از تجاوز و خشونت می‌پنداشت، خانه را ترک کرد. او چیزی برای بردن نداشت و تنها لباس و روسری‌اش را با خود برداشته بود، چرا که فرصت تحصیل یا یادگیری و کسب درآمد از او گرفته شده بود.

پس از فرار، یکی از همسایه‌ها او را دید، ربود و سه روز او را نگه داشت. به گفته کوثر، در این مدت اتفاقات وحشتناکی برایش رخ داد که آنها را بازگو نکرد. اگرچه به خانواده اطمینان داد که با میل خود با آن مرد نرفته و حتی فیلم دوربین‌های مداربسته هم ادعای او را تایید می‌کرد که با زور کشیده شده، خانواده حرفش را باور نکرد.

پدر، عمو و نامزد کوثر، او را درباره آنچه در آن سه روز رخ داده بود بازجویی کردند و سپس به منطقه‌ای باز در حومه بغداد بردند. سعی می‌کنم بفهمم کوثر در آن ماشین با سه مرد از خانواده‌ای که قرار بود حلقه امنیت او باشند، به چه فکر می‌کرد؟  آیا به او گفته بودند سرنوشتش چه خواهد شد؟  آخرین التماس‌هایش چه بود؟  آیا به امید اینکه وجدانشان بیدار شود فریاد می‌زد؟ یا شگفت‌زده بود که چطور پدرش می‌تواند این کار را با دختر خود بکند؟

در شبکه‌های اجتماعی، چهره کودکانه کوثر را دیدم، آخرین باری که لباس مدرسه به تن داشت؛ عکسی قدیمی که همه زیبایی‌هایش را نشان نمی‌داد. خیلی زود، فیلم‌هایی از اعضای طایفه هم پخش شد که برای قتل کوثر شادی می‌کردند. من ندیدم کسی در خانواده برایش سوگوار باشد، برعکس، مردان جشن می‌گرفتند.

آن روز، در یک بعد از ظهر معمولی در خانه بودم که پدرم با خبر ناپدید شدن و قتل کوثر وارد شد. احتمالا اگر این داستان را از یک غریبه در پستی اینستاگرامی شنیده بودم، باور نمی‌کرد. چطور می‌شود کسی این همه زشتی را در دل داشته باشد و آن را بر دختر خود هوار کند؟ اما این اتفاق برای دختری افتاد که او را می‌شناختم و روزگاری با او هم‌نشین بودم.

سعی کردم آرام بمانم و با خود گفتم حداقل پلیس آنها را به خاطر کارشان مجازات خواهد کرد. در عوض، ظاهرا یک افسر پلیس برای اینکه بگوید کوثر کشته نشده و ربوده شده است، درخواست رشوه کرد. مردان از ترس، جسد کوثر را بیش از یک بار جابه‌جا کردند. جسدی که ده گلوله در آن بود، بدون کفن و غسل، میان چاله‌ها دست به دست شد. اگر زندگان انسانیت ندارند، پس حرمت مردگان کجاست؟

آنچه مرا به صحبت کردن واداشت، همین بود. به امید آنکه عدالت برای این کودک برقرار شود و یا حداقل با عزت دفن شود، من و دیگر زنان فامیل بدون هماهنگی با هم، (چرا که به کسی اعتماد نداشتیم) نام، عکس و تصاویر قاتلان را به رسانه‌ها و پلتفرم‌ها فرستادیم. می‌ترسیدم که داستان کوثر هم مثل صدها داستان دیگر دفن شود؛ داستان‌هایی که در آن زنان و دختران جوان تنها به خاطر تلاش برای زنده ماندن، جان می‌دهند.

چیزی که بیش از همه مرا وحشت‌زده می‌کند این است که قتل چقدر برای مردم در عراق آسان شده است. آنها دیگر از قانون یا دولت نمی‌ترسند، چرا که فساد همه‌جا هست. تمام آنچه را که رخ داده بود، پنهان کردند. از قرار معلوم وکیلی پرونده را بر عهده خواهد گرفت، جسد پیدا خواهد شد و برادر کوثر خود را به عنوان تنها عامل قتل معرفی خواهد کرد تا پرونده به عنوان «قتل ناموسی» جمع شود.

اگرچه قانون عراق مستقیما عبارت «قتل ناموسی» را ذکر نمی‌کند، اما در قانون موارد تخفیف‌دهنده‌ای برای جنایتِ ناشی از انگیزه ناموسی وجود دارد. هر کس همسر یا خویشاوند نزدیک زن خود را در حین عمل زنا بکشد، به حبس بیش از سه سال محکوم نمی‌شود. در بسیاری موارد، چنین جنایتی نه به عنوان قتل عمد مشروع، بلکه به عنوان یک حادثه خانوادگی تلقی می‌شود که از کنترل خارج شده است.

قوانین جدید عراق که ازدواج کودکان از ۹ سالگی را مجاز می‌کند، برای من وحشتناک است، زیرا کودکی که از مدرسه بیرون کشیده و به ازدواج زودهنگام وادار ‌شود، آسیب‌پذیرتر می‌شود؛ چنین کسی برای دفاع از خود یا اعتراض به خشونتی که برایش رخ می‌دهد توان کمتری خواهد داشت. کوثر هنوز به سنی نرسیده بود که زندگی را بفهمد، اما همه با او مانند زنی رفتار می‌کردند که باید مطیع و تحت نظر باشد و تنبیه شود.

بازگشت به فهرست