JAI NewsRoom مدیریت

آیا بازگشایی تنگه هرمز مشکل اقتصاد جهانی را حل خواهد کرد؟ انتظار بیش از حد ممنوع!

30 خرداد 1405 | 08:43 •جهان
آیا بازگشایی تنگه هرمز مشکل اقتصاد جهانی را حل خواهد کرد؟ انتظار بیش از حد ممنوع!

با پایان جنگ ایران و آمریکا، تفاهم بر بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز امضا شد. اختلال سه‌ماهه اقتصاد جهانی را آشفته کرده اما بهبود کوتاه‌مدت بعید است. کشورهای عربی دیگر نمی‌توانند مانند گذشته به تنگه ‌هرمز به عنوان مهمترین مسیر صادرات و واردات خود اعتماد کنند.

جنگ اخیر تلاش‌های کشورهای عربی خلیج فارس برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز را تسریع کرده ‌است. توانایی ایران برای ایجاد اختلال در ترافیک تجاری، که زمانی خطری فرضی محسوب می‌شد، حالا پس از این جنگ، رنگ و بوی واقعیت گرفته است. بنابراین کاملا طبیعی است که ملاحظات استراتژیک صادرکنندگان انرژی در حاشیه خلیج فارس هم تغییر کند. کشورهایی عربی حاشیه خلیج فارس، دیگر نمی‌توانند ریسک کنند و شریان‌های اقتصادی و درآمدی خود را در معرض تهدید دوباره جنگی دیگر قرار دهند، بنابراین به طور طبیعی به سمت ایجاد مسیرهای صادراتی جایگزین حرکت خواهند کرد و این اقدام زنجیره تامین و توزیع انرژی از خلیج فارس را دستخوش تغییراتی خواهد کرد. این کشورها می‌دانند که هزینه توسعه زیرساخت‌ها برای تحقق چنین هدفی بسیار زیاد است و سال‌ها زمان می‌برد تا زیرساخت‌های مورد نیاز فراهم شود، اما از سوی دیگر خوب می‌دانند که دست روی دست گذاشتن، هزینه بسیار بیشتری خواهد داشت.

این کشورها از همین حالا هم اقداماتی صورت داده‌اند. روز دوم ژوئن، روزنامه فاینانشیال تایمز گزارش داد که امارت متحده عربی در حال ساخت اولین خط لوله خود است که می‌تواند چند سوخت را منتقل کند. این نخستین اقدام امارات برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز است. «فیلیپ خوری»، معاون اجرایی رئیس امور بازرگانی شرکت ملی نفت ابوظبی، اعلام کرده که امارات به دنبال یک خط لوله جدید غرب به شرق هم هست که به سایر تولیدکنندگان در خلیج فارس این امکان را می‌دهد که تنگه هرمز را دور بزنند.

 علاوه بر این، شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) ساخت دومین خط لوله نفت خام را آغاز کرده که ظرفیت صادرات فعلی آن ۱.۵ میلیون بشکه در روز است. این خط لوله نفت را به بندر فجیره می‌رساند؛ بندری که از پیش این توانایی را داشت که تنگه هرمز را دور بزند. نکته قابل‌توجه این که همه این اقدامات درست در میانه مذاکرات صلح ایران و آمریکا رخ داده است.

این دور از درگیری‌ها میان ایران و آمریکا فروکش خواهد کرد اما بعید است که فضای تنش و درگیری به زودی به طور کامل از بین برود. اکنون محیط ژئوپلیتیکی خاورمیانه به گونه‌ای تغییر کرده است که محاسبات امنیتی منطقه‌ای را برای سال‌های آینده شکل خواهد داد.

از نظر ایران، این درگیری نه تنها سنگ‌محکی برای سنجش تاب‌آوری، بلکه زمینه‌ای برای آزمایش قابلیت‌هایی است که تاکنون هرگز در شرایط جنگی پایدار به کار گرفته نشده بودند. بیش از دو دهه بود که ایران اعلام می‌کرد، هرگونه حمله به خاکش، اقدام علیه کشورهای عربی خلیج فارس که میزبان تاسیسات نظامی ایالات متحده هستند را در پی خواهد داشت. ایران تا یک دهه گذشته فاقد تجربه عملی در ارزیابی میزان اثربخشی زرادخانه موشکی و پهپادی خود بود. اما جنگ‌های متوالی در سال گذشته، تجربه ایران را افزایش داد و مفاهیم عملیاتی را در عرصه عمل شفاف کرد. بنابراین ایران، رویه‌های هدف‌گیری را اصلاح کرد و نقاط قوت و ضعف شبکه‌های پدافند هوایی منطقه‌ را از طریق حملات مکرر سنجید. صرف‌نظر از خسارات جانی-مادی که ایران متحمل شد، این تجربه به نیروهای ایران فرصت یادگیری بی‌سابقه‌ای داد و اعتماد به نفس تازه‌ای برای اعمال قدرت در سراسر خلیج فارس بخشید.

سطح اختلالی که ایران می‌تواند ایجاد کند، ممکن است به معنای متعارف نظامی، موجودیتی نباشد، اما همین میزان خسارت برای اینکه کشورهای عربی، ایالات متحده و واردکنندگان آسیایی انرژی گروگان گرفته شوند کافی است. این مسئله به خصوص برای مصرف‌کنندگان عمده انرژی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی که امنیت ذخایر انرژی آنها به لحاظ ساختاری در معرض آسیب بی‌ثباتی در تنگه هرمز است، اهمیت دارد. در سال ۲۰۲۵، نزدیک به ۱۵ میلیون بشکه در روز نفت خام -تقریبا ۳۴ درصد از تجارت جهانی- از این تنگه عبور کرده و تخمین زده می‌شود که۸۰ تا ۹۰ درصد از جریان نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) که از هرمز خارج می‌شود، به بازارهای آسیایی می‌رود. امروز اما سیاست‌گذاران با این فرض جلو می‌روند که هیچ چیز به محیط استراتژیک قبل از جنگ با ایران بازنخواهد گشت.

عربستان سعودی و امارات رهبری طرح‌های دور زدن تنگه هرمز را بر عهده داشته‌اند. خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی به ینبع، که در شرایط اوج تنش‌ها در تنگه هرمز تا ۵ میلیون بشکه در روز به سمت دریای سرخ حمل می‌کرد، یکی از این طرح‌ها است. امارات هم به‌طور مشابه به خط لوله حبشان-فجیره برای انتقال صادرات به خلیج عمان تکیه کرده و حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز از طریق خروجی شرقی خلیج عمان منتقل کرده است. ابوظبی اکنون به دنبال دو برابر کردن ظرفیت فجیره از طریق یک خط لوله دوم نفت خام است که کل توان بالقوه امارات را به حدود ۳ میلیون بشکه در روز افزایش می‌دهد و معماری دورزدن تنگه را بیشتر تقویت می‌کند.

اما این طرح با خطرات دیگری هم مواجه است. دریای سرخ توسط حوثی‌های یمن که از نوامبر ۲۰۲۳ تا اواخر ۲۰۲۴ پس از جنگ در غزه، کشتیرانی تجاری را در آنجا مختل کردند، به مسیری پرخطر تبدیل شده است. این عرصه از آن زمان تاکنون نسبتا آرام بوده و حملات به جای فشار مداوم بر ترافیک دریایی، فقط به صورت پراکنده به سمت اسرائیل صورت گرفته است.

سوریه هم به عنوان یک کریدور جایگزین بالقوه برای صادرات انرژی، مطرح شده  که نشان‌ می‌دهد تلاش‌های گسترده‌‌ای برای شناسایی مسیرهای زمینی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز در جریان است. بر روی کاغذ، ترانزیت انرژی از طریق سوریه می‌تواند تولیدات خلیج فارس را به پایانه‌های مدیترانه متصل کرده و خروجی مستقیم‌تری به بازارهای اروپایی فراهم کند. اما در عمل چنین ایده‌هایی با خطراتی همچون ضعف حاکمیتی در سوریه، بی‌ثباتی امنیتی مداوم و زیرساخت‌های توسعه نیافته در این کشور مواجه است. در واقع سوریه کمکی به رفع وابستگی ساختاری آسیا به جریان‌های انرژی خلیج فارس نخواهد کرد. چراکه جریان انرژی همچنان باید از مسیرهای دریایی طولانی و آسیب‌پذیر از نقاط گلوگاهی مانند هرمز و باب المندب عبور کند. علاوه بر این، اگرچه اتصال محدود به خطوط لوله می‌تواند برای صادرکنندگانی مانند کویت و بحرین مزایایی داشته باشد، اما برای قطر که از نظر ساختاری به مدل LNG مبتنی بر حمل و نقل جهانی انعطاف‌پذیر وابسته است و از نظر جغرافیایی به دلیل وابستگی به مسیرهای صادراتی دریایی به جای خطوط لوله ترانزیت، محدود شده است، کاربرد چندانی ندارد.

بنابراین به‌طور کلی تنگه هرمز همچنان گلوگاه اصلی است، اما ضرورت استفاده از آن، اکنون با سرمایه‌گذاری‌های موازی در مسیرهای دریای سرخ و خلیج عمان که آسیب‌پذیری استراتژیک را کاهش می‌دهند کاهش یافته است. البته تداوم درگیری‌ها در منطقه‌ همین مسیرهای جایگزین را نیز در معرض ریسک قرار می‌گیرند. نتیجه این داینامیک یک سیستم انرژی خاورمیانه است که در آن بیشینگی در حال افزایش است، اما در عین حال عاری از قطعیت است.

اگر تنگه باز شود، اقتصاد جهانی احیا می‌شود؟

پاسخ ساده این است: نه در کوتاه مدت.

همه چیز بستگی به این دارد که ترافیک کشتی‌ها در تنگه هرمز با چه سرعتی قابل بازگشت باشد. این مسئله با توجه به خطرهای مربوط به مین‌های دریایی و احتمال بروز درگیری‌های مجدد و پراکنده، اهمیت زیاد دارد.

مسائل دیگر مربوط به ساز‌و‌کارهای فنی کشتیرانی هم ممکن است باعث شود که عبور و مرور بسیار کند باشد. برای مثال نخستین اصل در کشتیرانی بین‌المللی امنیت عبور است. به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان کشتیرانی بین‌المللی معتقدند که بازگشت جریان انرژی عبوری از تنگه به حالت طبیعی ممکن است تا پایان سال جاری میلادی طول بکشد.

نکته بعد این است که بسیاری از تانکرها برای بارگیری محموله‌ها به نقاط دیگری منتقل شده‌اند و عبور از اقیانوس‌ها برای بازگشت به خاورمیانه می‌تواند هفته‌ها طول بکشد. یکی دیگر از عوامل موثر در تجارت نفت، تعداد کشتی‌هایی است که به خلیج فارس وارد و از آن خارج می‌شوند. پس از بسته شدن اولیه تنگه، تولیدکنندگان خلیج فارس نفتی را که پمپاژ می‌کردند ذخیره کردند زیرا نمی‌توانستند به اندازه کافی صادر کنند. از آنجایی که توقف طولانی مدت تولید، می‌تواند باعث آسیب دائمی به چاه‌های نفت شود، معمولا خاموش کردن آنها آخرین راه حل است. اما ظرفیت مخزن‌های ذخیره نفت به سرعت پر شد و تولیدکنندگان را مجبور به کاهش تولید کرد.

حمد حسین، کارشناس بنیاد Capital Economics، معتقد است:«البته اگر تنگه باز بماند و روند کاهش موجودی ذخایر کند شود، بازارها می‌توانند اندکی خوشبین باشند. اما خبر بد این است که بهبود اوضاع مدتی طول خواهد کشید. با توجه به همه این‌ها، اگرچه اکنون خطر سناریوهای نامطلوب کاهش یافته است، اما عرضه انرژی از خلیج فارس احتمالا برای چند ماه محدود خواهد ماند و این امر دامنه کاهش بیشتر قیمت‌ها را محدود خواهد کرد.»

 بسته‌شدن تنگه هرمز باعث شد که بسیاری از کشتی‌ها فله‌بر مسیرهای حمل‌و‌نقل خود را تغییر داده و این تغییر مسیر باعث شد مجبور شوند چند قاره را دور بزنند. در نتجیه شبکه‌های تدارکات انرژی و کالا مختل شد.

در واقع بازگشایی تنگه کمبودهای احساس شده در زنجیره تامین در طول سه ماه گذشته را کاهش می‌دهد اما بلافاصله پس از بازگشایی تنگه، حجم سفارش‌ها در سراسر زنجیره تامین افزایش می‌یابد در حالیکه عبور و مرور هنوز به مانند گذشته روان انجام نمی‌شود. نتیجه این معادله، به هم خوردن ادامه‌دار بالانس عرضه و تقاضا است.

نکته بسیار مهم دیگر این است که در طول سه ماه گذشته، به واسطه اختلال در زنجیره تامین و توزیع، برخی کالاهای حیاتی دچار کمبود عرضه شدند. برای مثال با مختل شدن صادرات گاز از خلیج فارس، تولید کود‌های شیمیایی که کمبودشان باعث افزایش قیمت مواد غذایی می‌شود، بسیار کاهش یافته و در نتیجه گران شدند. علاوه براین، با توقف صادرات گاز هلیم از خلیج فارس، بسیاری از صنایع بزرگ که از این گاز در خط تولیدشان استفاده می‌کردند دچار مشکل شدند. بنابراین طبیعی است پس از بازگشایی تنگه و کندی عبور و مرور، صرفا کالاهایی که اولویت حیاتی و استراتژیک دارند در صدر سفارش‌های صادرات و واردات قرار بگیرند. بنابراین انتظار برای آثار مثبت بازگشایی تنگه بر همه اجزای زنجیره تامین، انتظاری زیاده از حد است.

بازگشت به فهرست