JAI NewsRoom مدیریت

برابری در امنیت؛ توازن میان اقتدار و حقوق شهروندی

30 تیر 1405 | 13:26 •رفاه
برابری در امنیت؛ توازن میان اقتدار و حقوق شهروندی

مفهوم امنیت همزاد شکل‌گیری نخستین تمدن‌ها و ابداع نهاد دولت است، اما پیوند مفاهیمی آن با اصل برابری، محصول دگرگونی‌های فکری عصر روشنگری و نظریات قرارداد اجتماعی است.

یکی از ملموس‌ترین تجربه‌های هر انسان در فضای عمومی، قدم زدن در خیابان‌های یک شهر در ساعات پایانی شب است. در این موقعیت، آنچه به ما آرامش می‌دهد، حضور مجریان قانون و ساختارهای مراقبتی است که وظیفه دارند امنیت محیط را تضمین کنند. اما بگذارید این تصویر عینی را با یک پرسش بنیادین به چالش بکشیم: آیا احساس آرامش و نوع برخورد نهادهای امنیتی و انتظامی در مواجهه با تمام شهروندان، فارغ از طبقه اقتصادی، تبار قومی، نوع پوشش یا دیدگاه فکری‌شان، به یک اندازه عادلانه و پیش‌بینی‌پذیر است؟ حقیقت این است که اگر چتر حمایتی امنیت تنها برای گروه‌هایی خاص گشوده باشد و یا فرآیندهای نظارتی و برخوردها به جای تکیه بر قواعد عام، دچار بازخوانی‌های سلیقه‌ای شوند، مفهوم امنیت از یک حق عمومی به یک امتیاز طبقاتی تغییر ماهیت می‌دهد. امنیت عادلانه که در ادبیات پژوهشی از آن به عنوان برابری در امنیت یاد می‌شود، نگاهی است که تاکید دارد امنیت زمانی اصالت دارد که توزیع آن فراگیر، قاعده‌مند و عاری از هرگونه تبعیض ساختاری باشد.

تعریف و تبارشناسی: از قرارداد اجتماعی تا امنیت پایدار انسانی

مفهوم امنیت همزاد شکل‌گیری نخستین تمدن‌ها و ابداع نهاد دولت است، اما پیوند مفهومی آن با اصل برابری، محصول دگرگونی‌های فکری عصر روشنگری و نظریات قرارداد اجتماعی است. پیش از آن، امنیت اصولاً به معنای حفظ بقای حاکمان و طبقات ممتاز جامعه بود و توده‌های مردم اغلب در برابر تعدی‌های ساختاری بی‌دفاع بودند. دانشنامه فلسفه استنفورد در تبارشناسی این مفهوم تبیین می‌کند که اندیشمندانی چون توماس هابز و جان لاک با طرح ایده قرارداد اجتماعی، مشروعیت دولت را مشروط به صیانت از جان، مال و آزادی تمامی شهروندان دانستند. در این چارچوب نظری، شهروندان بخشی از آزادی‌های طبیعی خود را به دولت واگذار می‌کنند تا در مقابل، از امنیتی برابر و قاعده‌مند برخوردار شوند. از این منظر، هرگونه برخورد دوگانه یا تبعیض‌آمیز نهادهای قدرتمند در تامین امنیت اقشار مختلف، نقض صریح این قرارداد بنیادین به شمار می‌رود.

دانشنامه آکسفورد نیز با ارتقای این مفهوم به لایه‌های کاربردی، امنیت را در پیوند با کلیدواژه امنیت انسانی بازخوانی می‌کند. بر این اساس، امنیت دیگر صرفاً به معنای حفظ نظم نظامی یا انتظامی کشور نیست، بلکه ابعادی وسیع‌تر شامل امنیت قضایی، اقتصادی و زیستی را در بر می‌گیرد. آکسفورد تاکید دارد که برابری در امنیت زمانی محقق می‌شود که فرآیندهای صیانت و قانون‌گذاری به گونه‌ای شفاف و پیش‌بینی‌پذیر چیده شوند که ضعیف‌ترین آحاد جامعه از نظر اقتصادی یا اقلیت‌های فکری، در مواجهه با خطرات بیرونی یا فرآیندهای اداری، از همان میزان حمایتی برخوردار باشند که طبقات متنفذ و صاحبان ثروت و نفوذ بهره می‌برند. در حقیقت، ریشه مفهومی برابری در امنیت بر این اصل استوار است که هیچ فردی نباید به دلیل ویژگی‌های هویتی یا جایگاه طبقاتی‌اش، هزینه بیشتری برای کسب آرامش بپردازد یا در برابر قانون احساس ناامنی کند.

پنج رکن اصلی امنیت برابر؛ شاخص‌های سنجش عدالت ساختاری

برای تبیین دقیق‌تر و سنجش عینی این مفهوم در بدنه بوروکراسی و جامعه، می‌توان برابری در امنیت را به پنج رکن بنیادین و مستقل تفکیک کرد که هر یک وظیفه‌ای مشخص در صیانت از حقوق عامه بر عهده دارند:

یک. امنیت قضایی و برابری حقوقی: این رکن تضمین می‌کند که تمام آحاد جامعه در برابر قانون و در پیشگاه محاکم قضایی از موقعیتی کاملاً یکسان برخوردارند. برابری قضایی بدین معناست که فرآیندهای دادرسی، حق دسترسی به وکلای مستقل و باکیفیت، و نحوه صدور احکام، عاری از هرگونه تاثیرپذیری از جایگاه طبقاتی، نفوذ سیاسی یا توان مالی افراد باشد. در این چارچوب، ضعیف‌ترین شهروند باید بتواند در صورت تعدی، علیه قدرتمندترین مناصب اداری اقامه دعوی کند، بدون آنکه از پیامدهای پسینی آن هراسی داشته باشد.

دو. امنیت انتظامی و پیش‌بینی‌پذیری رفتار کارگزاران: این رکن به حوزه رفتاری مجریان قانون و نیروهای ضابط در فضای عمومی بازمی‌گردد. برابری انتظامی یعنی معیارهای برخورد، نظارت، بازرسی و مواجهه با شهروندان در تمام جغرافیاهای شهری و سطوح اجتماعی یکسان باشد. رفتار کارگزار باید به قدری مکتوب، استاندارد و قاعده‌مند باشد که هر شهروند بتواند واکنش ساختار را در هر موقعیتی پیش‌بینی کند و هیچ‌کس بر اساس متغیرهای کیفی مانند نوع پوشش، تبار قومی یا محل سکونت، در معرض برخوردهای متمایز قرار نگیرد.

سه. امنیت مالی و صیانت از دارایی‌های خرد: این رکن به معنای حفاظت برابر قانون از حقوق مالکیت و سرمایه‌های تمام طبقات جامعه است. برابری در امنیت مالی تضمین می‌کند که دارایی‌های یک دست‌فروش، صنف خرد یا کارآفرین مستقل در برابر تصمیمات ناگهانی بوروکراتیک، رانت‌های اطلاعاتی رقبا یا انحصارهای متصل به قدرت، به همان اندازه مصون و محترم باشد که دارایی‌های بنگاه‌های کلان و نیمه‌دولتی محافظت می‌شود.

چهار. امنیت زیستی و دسترسی برابر به فضاهای عمومی: این رکن بر حق همگانی جهت بهره‌مندی از محیط‌های امن، سالم و پویای شهری تاکید دارد. برابری زیستی بدین معناست که شاخص‌های امنیت، روشنایی، مراقبت‌های انتظامی و پایش‌های محیطی نباید به نفع مناطق مرفه‌نشین انحصار یابد و مناطق حاشیه‌ای یا کم‌برخوردار از این مواهب محروم بمانند؛ چرا که هرگونه جغرافیای دوقطبی در تامین نظم، به معنای نابرابری ساختاری در توزیع آرامش است.

پنج. امنیت اطلاعاتی و شفافیت فرآیندی: این رکن بستر سازنده بوروکراسی شیشه‌ای است. امنیت اطلاعاتی برابر یعنی تمام شهروندان به طور یکسان به اطلاعات مربوط به حقوق خود، ضوابط قانونی و فرآیندهای نظارتی دسترسی داشته باشند. در این ساختار، هیچ گروهی نباید به دلیل دسترسی به کانال‌های غیررسمی، از مصونیت‌های پنهان یا آگاهی‌های پیش‌دستانه برخوردار شود؛ بلکه سامانه‌های الکترونیک شفاف باید تمامی مراحل برخورد اداری و انتظامی را ثبت و در اختیار ذی‌نفعان قرار دهند.

تجربه روزمره و عینی: تفاوت در برخوردها و احساس ناامنی پنهان

برای درک ملموس و عینی این مفهوم در زندگی روزمره، می‌توان تفاوت تجربه دو شهروند را در مواجهه با فرآیندهای اداری، قضایی یا انتظامی بررسی کرد؛ یکی شهروندی متصل به کانون‌های نفوذ، با تمکن مالی بالا و آشنا به روابط اداری و دیگری کارگری روزمزد، مهاجری حاشیه‌نشین یا جوانی مستقل از ساختارهای رسمی قدرت. در زمان بروز یک مشکل حقوقی یا نیاز به حمایت انتظامی، فرد اول به پشتوانه ابزارهای مالی و ارتباطی خود، به سرعت از چتر حمایتی قانون بهره‌مند شده و احساس امنیت تام می‌کند. اما فرد دوم، در بسیاری از موارد به دلیل نداشتن توان مالی برای استخدام وکلای زبردست یا نبود بسترهای شفاف و برابر در برخوردهای اولیه اداری، خود را در وضعیتی شکننده و بی‌دفاع می‌یابد. این تجربه عینی به ما نشان می‌دهد که نابرابری در امنیت، چگونه می‌تواند احساس تعلق مدنی را در میان اقشار کم‌برخوردار تضعیف کرده و جای خود را به سرخوردگی ساختاری بدهد.

ابعاد بین‌المللی امنیت برابر؛ از معاهدات بنیادین تا مکانیسم‌های نوین نظارتی

بررسی برابری در امنیت در پهنه بین‌المللی نشان می‌دهد که این مفهوم دیگر یک توصیه اخلاقی یا ترجیح سیاسی نیست، بلکه به عنوان یکی از ستون‌های اساسی حقوق عامه، صیانت از کرامت انسانی و پایداری نظام‌های حکمرانی مدرن شناخته می‌شود. میثاق‌ها و معاهدات بین‌المللی ارکان این مفهوم را فراتر از امنیت قضایی توسعه داده و آن را به حوزه‌های انتظامی، اجتماعی، اطلاعاتی و حفاظت در برابر سوءاستفاده از قدرت پیوند زده‌اند. مراجع جهانی تاکید دارند که امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که تمام ابزارهای کنترلی و حمایتی دولت، قواعدی یکسان، کور و پیش‌بینی‌پذیر برای مواجهه با آحاد جامعه داشته باشند. اعلامیه جهانی حقوق بشر در مواد متعدد خود، زیربنای نظری برابری در امنیت را تبیین کرده است. ماده سوم این اعلامیه به صراحت حق هر فرد را برای زندگی، آزادی و امنیت شخصی به رسمیت می‌شناسد. این ماده با پیوند میان آزادی و امنیت، تاکید دارد که امنیت نباید به بهانه‌ای برای سلب آزادی‌های مشروع تبدیل شود و بالعکس. علاوه بر این، ماده نهم با ممنوعیت مطلق بازداشت، توقیف یا تبعید خودسرانه، دیواری دفاعی در برابر رفتارهای سلیقه‌ای کارگزاران ایجاد می‌کند. این مواد نشان می‌دهند که لایه اولیه امنیت، پیش‌بینی‌پذیری حقوقی و مصونیت در برابر تصمیمات ناگهانی و بی‌ضابطه ساختارهای قدرت است.

در گامی تکمیلی و الزام‌آور، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی در مواد نهم و چهاردهم، استانداردهای دقیقی را برای اجرای این حق تبیین کرده است. بر اساس این میثاق، هر فردی که بازداشت می‌شود باید در موقع دستگیری از علل آن مطلع گردد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن در پیشگاه قاضی یا مقام قانونی ذی‌صلاح حاضر شود. این سند بین‌المللی با تاکید بر ضرورت برخورد یکسان مجریان قانون با تمامی افراد بدون تمایزهای نژادی، مذهبی، جنسیتی، زبانی یا فکری، تعریف امنیت را از یک مفهوم سخت انتظامی به یک بستر عادلانه اجتماعی ارتقا می‌دهد؛ بستری که در آن هیچ شهروندی به دلیل گرایش‌های فکری یا خاستگاه اجتماعی‌اش، در وضعیت شکنندگی حقوقی قرار نمی‌گیرد.

در کشورهای پیشرو برای عملیاتی کردن این اسناد و نزدیک شدن به الگوی امنیت برابر، مکانیسم‌های نهادی و فناوری‌های پیشرفته‌ای وضع شده است که فرآیند نظارت را از حالت خودکنترلی سازمان‌ها خارج کرده و به لایه‌های مستقل واگذار می‌کند. این اقدامات شامل سه محور اصلی است:

یک. نهادهای ناظر مستقل فرادستگاهی: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در تامین امنیت برابر، پدیده دفاع سازمانی از خطاهای احتمالی کارگزاران است. برای حل این چالش، ساختارهای نظارتی مستقلی تاسیس شده‌اند که خارج از بدنه نیروهای انتظامی و امنیتی فعالیت می‌کنند و بودجه و مدیریت آن‌ها مستقل از این نهادهاست. وظیفه این آژانس‌ها، بررسی شکایات شهروندان، پایش رفتار ضابطان و تضمین این نکته است که ضعیف‌ترین اقشار جامعه نیز در صورت مواجهه با رفتار نامناسب اداری یا انتظامی، بتوانند صدای خود را به یک مرجع بی‌طرف برسانند.

دو. شفافیت دیجیتال و ثبت تصویری فرآیندها: استفاده از فناوری‌های ثبت هوشمند، مانند دوربین‌های البسه کارگزاران و سامانه‌های ثبت الکترونیک و برخط بازداشت‌ها، گامی بزرگ در جهت برابری در امنیت انتظامی است. وقتی تمام مراحل مواجهه کارگزار با شهروند، از اولین لحظه توقف و بازرسی تا مراحل بازجویی و ثبت اداری به صورت تصویری و غیرقابل‌حذف ضبط شود، پتانسیل رفتارهای سلیقه‌ای، تبعیض‌آمیز یا فراتر از قانون به شدت کاهش می‌یابد. این بستر شیشه‌ای، هم از حقوق شهروندان عادی در برابر سوءاستفاده‌های احتمالی صیانت می‌کند و هم از کارگزارانی که وظایف خود را بر طبق قانون انجام می‌دهند، در برابر ادعاهای واهی حمایت می‌نماید.

سه. نظام‌های یکپارچه کمک‌های حقوقی رایگان: نابرابری مالی یکی از محرک‌های اصلی نابرابری در امنیت قضایی و اداری است. برای پیشگیری از این وضعیت، ساختارهای پیشرو مکلف به ارائه دفاتر وکلای عمومی و تسخیری باکیفیت و رایگان شده‌اند تا کارگران، مهاجران و دهک‌های کم‌برخوردار جامعه در تمام مراحل برخورد اولیه، بازجویی و دادخواهی، از همان سطح دانش و دفاع حقوقی برخوردار باشند که شرکت‌های بزرگ یا افراد ثروتمند به آن دسترسی دارند.

تجربه‌های جهانی؛ الگوهای عملیاتی در برابری امنیت

برای ملموس کردن این مکانیسم‌ها، می‌توان به الگوی ساختاری در کشورهای توسعه‌یافته اشاره کرد. در انگلستان و ولز، نهادی مستقل به نام «دفتر مستقل بررسی رفتار پلیس» وجود دارد که به عنوان یک آژانس اجرایی غیروزارتی فعالیت می‌کند. این نهاد وظیفه دارد به شکایات جدی شهروندان علیه نیروهای انتظامی، پرونده‌های مربوط به آسیب‌های جدی در زمان بازداشت یا مرگ‌های مشکوک پس از مواجهه با ضابطان رسیدگی کند. استقلال این مرکز به حدی است که مدیران و بازرسان آن نباید از میان اعضای فعلی یا سابق نیروهای انتظامی انتخاب شوند. این تفکیک کامل ساختاری، تضمین‌کننده آن است که پرونده‌ها دچار پدیده خودحفاظتی سازمانی نمی‌شوند و هر شهروند، فارغ از میزان نفوذش، اطمینان دارد که شکایت او با خط‌کشی بی‌طرفانه سنجیده خواهد شد.

وضعیت ایران؛ تنوع رویکردها در ارتقای امنیت شهروندی و فرآیندهای صیانت

بررسی فرآیندهای مرتبط با تامین امنیت و صیانت از حقوق عامه در ایران، موضوع مباحثات کارشناسی فراوانی در میان حقوق‌دانان، پژوهشگران اجتماعی و مدیران بوروکراسی اداری بوده است. در مبانی قانونی کشور، از جمله در اصول متعدد قانون اساسی، بر مصونیت جان، مال، حقوق و مسکن شهروندان از هرگونه تعرض غیرقانونی تاکید ویژه‌ای شده و قوه قضائیه به عنوان پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی معرفی گردیده است. مدافعان ساختارهای موجود بر این باورند که این چارچوب‌های قانونی و تکالیف دستگاه‌های نظارتی و انتظامی، گامی ضروری برای صیانت از نظم عمومی، پیشگیری از وقوع جرم و تضمین ثبات و آرامش پایدار در سراسر کشور است که در شرایط گوناگون توانسته امنیت محیطی جامعه را حفظ کند.

با این حال، در حوزه پژوهش‌های مدیریت بوروکراسی و حقوق عامه، نکاتی پیرامون فرآیندهای اجرایی و لزوم پایداری معیارهای سنجش رفتاری مطرح می‌شود. برخی کارشناسان استدلال می‌کنند که هرچه رویه‌ها، تعاریف قانونی پیرامون فرآیندهای صیانت و ضوابط اجرایی کارگزاران به سمت معیارهای عینی‌تر، مکتوب و سنجش‌پذیر حرکت کنند، پتانسیل اعمال تفاسیر گوناگون کاهش یافته و پیش‌بینی‌پذیری حقوقی برای آحاد جامعه هموارتر می‌شود. از سوی دیگر، توسعه الگوهای نوین نظارتی، مانند استقرار کامل نظام‌های یکپارچه و الکترونیک برای ثبت شفاف  فرآیندهای اداری و انتظامی، از دیگر موضوع‌هایی است که کارشناسان بر آن تاکید دارند؛ اقدامی فرآیندی که می‌تواند ثبات رویه‌ها را تقویت کرده و فرصت‌های برابر بهره‌مندی از آرامش عادلانه را برای تمامی شهروندان، فارغ از دسترسی‌های اداری آن‌ها، به یک ضرورت ملموس پژوهشی و اجرایی تبدیل کند.

نسبت امنیت برابر با رفاه اجتماعی و سرمایه اجتماعی

استقرار امنیت عادلانه و برابر، یکی از اصلی‌ترین ستون‌های پایدارکننده نظام رفاهی و بازتولید سرمایه اجتماعی در جامعه است. این پیوند را می‌توان در دو محور حیاتی تبیین کرد:

توسعه اقتصادی و کاهش فقر: امنیت مالی و قضایی برابر، پیش‌شرط جذب سرمایه‌گذاری‌ها و رونق کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. وقتی یک کارآفرین مستقل یا اصناف خرد اطمینان داشته باشند که دارایی‌ها و حقوق قانونی آن‌ها در برابر هرگونه تصمیم ناگهانی یا نفوذ رقبای متصل به قدرت، به طور برابر محافظت می‌شود، انگیزه فعالیت مولد افزایش می‌یابد. بهبود این وضعیت به رشد اقتصادی پایدار و اشتغال‌زایی برای طبقات ضعیف منجر می‌شود.

احیای اعتماد عمومی و همبستگی مدنی: هنگامی که آحاد جامعه در مواجهه با نهادهای انتظامی و قضایی، رفتاری مبتنی بر احترام، کرامت انسانی و قانون‌مداری مطلق را لمس کنند، حس مالکیت و دغدغه‌مندی نسبت به سرنوشت کشور تقویت می‌شود. این حسِ برابری در صیانت، سرمایه اجتماعی را ارتقا داده، مانع از شکل‌گیری احساس ناامنی پنهان شده و پیوند میان جامعه و کارگزاران را تحکیم می‌کند.

نتیجه‌گیری و افق‌های پیش‌رو

برابری در امنیت، مبنای اصلی عقلانیت و پایداری حکمرانی عادلانه است. جامعه زمانی به آرامش واقعی دست می‌یابد که چتر حمایتی قانون بدون لکنت و تبعیض بر سر همگان گشوده باشد. تحقق این افق در ایران نیازمند اصلاح فرآیندهای اجرایی، تقویت استقلال نهادهای ناظر، مکتوب و سنجش‌پذیر کردن معیارهای برخورد اداری و توسعه فناوری‌های نظارت شیشه‌ای بر رفتار کارگزاران است. با این حال، حرکت به سمت این افق، نیازمند هوشیاری و توازن دیالکتیکی است تا این رویکرد ساختاری در مسیر اجرا دچار تقلیل‌گرایی و انحراف نشود. یکی از ظرافت‌های مهم این مسیر، حفظ تعادل میان حفظ اقتدار قانونی برای تامین نظم عمومی و صیانت از آزادی‌های فردی و حقوق شهروندی است؛ چرا که تاکید مفرط بر روندهای بوروکراتیک نباید به قیمت کاهش کارآمدی عملیاتی نهادهای مسئول در برابر تهدیدات واقعی و جرایم سازمان‌یافته تمام شود. نظام‌های امنیتی و انتظامی علاوه بر قواعد سخت‌گیرانه، نیازمند آموزش‌های مستمر پیرامون حقوق عامه، روان‌شناسی اجتماعی و مدیریت بحران هستند تا بتوانند توازن میان اجرای قانون و حفظ کرامت انسانی را برقرار سازند. توازن واقعی زمانی رخ می‌دهد که ساختارهای صیانت نه به عنوان یک ابزار سلیقه‌ای، بلکه به عنوان بستری منصفانه، پویا و پیش‌بینی‌پذیر برای آرامش تمام آحاد جامعه عمل کنند؛ فرآیندی که در آن هر شهروند عادی اطمینان دارد حقوق و امنیت او، خط قرمز غیرقابل‌عبور بوروکراسی کشور خواهد بود.

بازگشت به فهرست