JAI NewsRoom مدیریت

بیکاری 85 درصدی زنان سرپرست خانوار؛ مسئولیت‌های مراقبتی فرصت مشارکت را کاهش داد

22 مهر 1405 | 08:00 •رفاه
بیکاری 85 درصدی زنان سرپرست خانوار؛ مسئولیت‌های مراقبتی فرصت مشارکت را کاهش داد

نتایج مطالعه یک کارشناس روابط کار نشان می‌دهد که سال گذشته 85 درصد از زنان سرپرست خانوار شغل نداشتند و جنگ این بحران را تشدید کرده است.

جنگ فرصت اشتغال را برای زنان سرپرست خانوار کاهش داد؛ این اتفاقی است که پژوهش‌های کارشناسان روابط کار و اطلاعات سازمان بهزیستی آن را تایید می‌کند و نشان می‌دهد وضعیت اشتغال زنان بیش از پیش تحت تاثیر این بحران قرار گرفته است. این اتفاق در شرایطی رخ داده است که طبق یک مطالعه تازه، 85 درصد از زنان سرپرست خانوار در سال گذشته فاقد شغل بوده‌اند. 

23 شهریور امسال رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور اعلام کرد که ۶.۵ تا هفت میلیون زن سرپرست خانوار وجود دارد، اما فقط ۲۰ درصد خانواده‌های زن‌سرپرست تحت پوشش دستگاه‌های حمایتی قرار دارند؛ این آمار مربوط به زنانی است که همسرانشان فوت کرده یا ازکارافتاده شده‌اند و به‌صورت قانونی سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته‌اند. گفته‌های او نشان می‌دهد متوسط تعداد فرزندان خانواده‌های زن‌سرپرست بین دو تا سه فرزند است و با توجه به شرایط اقتصادی موجود و افزایش تورم، پیش‌بینی می‌شود که بخشی از این خانواده‌ها به‌سرعت به دهک‌های پایین‌تر سقوط کنند و دهک درآمدی آن‌ها کاهش یابد.

آمارهای سالنامه تامین اجتماعی در سال 1404 اطلاعات دیگری درباره فقر زنان سرپرست خانوار نشان می‌دهند؛ طبق بررسی‌های فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر روابط کار، سال گذشته 72 درصد از زنان سرپرست خانوار تکفل یک تا سه نفر را بر عهده داشتند، درحالی‌که در همین بازه زمانی ۸۵ درصد از سرپرستان زنِ خانوارها بیکار بوده‌اند و در ۶۵ درصد خانوارهای زن‌سرپرست، هیچ فرد شاغلی وجود نداشته‌اند.

شاخص طبقه‌بندی اقتصادی از دو هفته پیش تغییر کرد، اما برای روشن‌تر شدن وضعیت اقتصادی این گروه از زنان، همچنان می‌توان به شاخص دهک‌بندی استناد کرد؛ خانوارهای زن‌سرپرستی که تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، تا پیش از جنگ بیشتر در دهک‌های یک تا پنج اقتصادی قرار داشتند و پس از آن، شرایط برای آنها سخت‌تر شد. طبق بررسی‌های این سازمان جنگ فقط باعث از دست رفتن درآمد زنان سرپرست‌ خانوار نشده و در مواردی استمرار توانمندسازی اقتصادی را هم با مشکل روبرو کرده است.

کاهش فرصت‌های شغلی زنان و افزایش کار مراقبتی بدون دستمزد

گسترش فقر در میان زنان سرپرست خانوار موضوع تازه‌ای نیست اما هنوز ادامه دارد. سال 1403 در نشست «آینده‌پژوهی فقر و نابرابری در ایران» هشدار داده شد که فقیرترین فقرا، زنان سرپرست خانوارند و وضعیت بسیار بغرنجی در آینده خواهند داشت. بررسی‌های فرشاد اسماعیلی، کارشناس روابط کار نشان می‌داد که در دو دهه اخیر و تا پایان سال 1400 ، درصد فقر خانوارهایی با سرپرست زن، بیشتر از خانوارهایی بود که سرپرست مرد داشتند. علاوه بر این، آمار ترک‌تحصیل فرزندان زنان سرپرست خانوار بالای 35 سال که در سن کار و تحصیل هستند، بالاتر بوده است که احتمالاً برای کمک به درآمد خانواده، تحصیل را رها کردند و وارد دانشگاه نشدند. بیش از 50 درصد زنان سرپرست خانوار در طول دودهه گذشته در دهک‌های اول و دوم قرار داشتند و بسیاری از حمایت‌های رفاهی و اجتماعی هم متوجه این دهک‌ها نیست. 

او در گفت‌وگو با آتیه‌آنلاین با استناد به پژوهش‌های شخصی در حوزه زنان سرپرست خانوار، بیکاری زنان و همچنین آمارهای بیمه‌ای سال 1404، برآورد کرده است که در سال گذشته ۸۵ درصد از سرپرستان زن خانوارها بیکار بوده‌اند، اما این آمار در میان سرپرستان مرد خانوارها ۲۰ درصد است. علاوه بر این در ۶۵ درصد خانوارهای زن‌سرپرست، هیچ فرد شاغلی وجود نداشته است.

طبق بررسی‎‌های او 30 درصد از علل بیکاری زنان سرپرست خانوار سن بالا، 40 درصد نداشتن توانایی همزمان نگهداری از افراد تحت تکفل و شرایط نامناسب کار با وضعیت متقاضی کار، ۲۰ درصد بیماری و‌ از‌کار افتادگی و معلولیت و سایر عوامل است.

به گفته اسماعیلی گزارش‌های پس از جنگ از کاهش فرصت‌های شغلی زنان و افزایش کار مراقبتی بدون دستمزد در خانواده‌ها حکایت دارند و زنان در موج اخیر خروج از بازار کار سهم قابل توجهی داشته‌اند: «اعلام سهم یک‌سومی زنان از درخواست‌های بیمه بیکاری در دوره جنگ، نشانه‌ای مهم از فشار بر اشتغال زنان است؛ هرچند این رقم فقط متقاضیان بیمه بیکاری رسمی را پوشش می‌دهد و رقم‌سیاهه (تفاوت آمار ظاهری با واقعی) بالایی دارد و در صورت حساب کردن و پوشش نیروهای کار غیر رسمی و بیمه‌شدگان رسمی که شرایط ثبت نام بیمه بیکاری را نداشته‌اند، بسیار بیشتر خواهد بود.»

اسماعیلی به تفاوت جنسیتی بیمه‌شدگان مرد و زن هم اشاره می‌کند؛ به گفته او تعداد مردان بیمه‌شده اصلی تامین اجتماعی حدود ۱۲ میلیون نفر و تعداد زنان هم حدود سه میلیون نفر است. علاوه بر این 880 هزار نفر از بیمه‌شدگان اصلی حرف و مشاغل آزاد را مردان و ۶۰۷ هزار نفر را زنان تشکیل می‌دهد که نشان‌دهنده تفاوت میان آمار بیمه‌شدگان اصلی و بیمه‌شدگان حرف‌ و مشاغل آزاد است.

به گفته این پژوهشگر با توجه به اینکه حرفه‌ها و مشاغل آزاد کارفرما و کارگاه ندارند، اغلب سرپرست خانوارند و نسبت بین زن و مرد معنا دار شده است: «با نگاهی به آمارهای بیمه اجتماعی و وضعیت زنان سرپرست خانوار می‌توان درک کرد که فقر چطور زنانه شده است؛ چون نسبت مردان به زنان در برخی گروه‌ها حدود سه تا چهار برابر است، اما در بیمه مشاغل آزاد، این نسبت به یکدیگر نزدیک‌تر است و ممکن است سهم زنان حتی بیشتر باشد.»

گزارش‌های مربوط به بازار کار تابستان ۱۴۰۴ نشان می‌دهند نرخ مشارکت اقتصادی زنان حدود ۱۳.۶ درصد و مردان حدود ۶۸.۱ درصد اعلام شده است. همچنین نرخ بیکاری زنان ۱۵ تا ۲۴ساله حدود ۳۱.۵ درصد و زنان ۱۸ تا ۳۵ساله حدود ۲۶ درصد گزارش شده است. طبق آمارهایی که اسماعیلی استخراج کرده، در سال 1404، 72 درصد زنان سرپرست خانوار بین یک سه نفر را تحت تکفل داشتند. علاوه بر این 82 درصد از این زنان، در یک سال منتهی به آمارهای سال گذشته فاقد فعالیت اجتماعی بودند: «محدودیت فرصت مشارکت اجتماعی با مسئولیت‌های مراقبتی زنان، از جمله نگهداری از کودکان و سالمندان، مرتبط است و در طول جنگ و شرایط بحرانی تشدید می‌شود.»

بحران‌های پی در پی زنان سرپرست خانوار بعد از جنگ

مریم خاک رنگین، سرپرست دفتر خانواده و بانوان معاونت سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی هم درباره دهک‌بندی زنان سرپرست‌خانوار به آتیه‌آنلاین توضیح می‌دهد؛ به گفته او خانوارهای زن‌سرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی، پیش از جنگ نیز بیشتر در دهک‌های یک تا پنج اقتصادی قرار داشتند و به دلیل برخورداری از منابع درآمدی محدود، در برابر شوک‌های اقتصادی و اجتماعی آسیب‌پذیر بودند. در شرایط جنگی، این خانوارها با مجموعه‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته مواجه شدند؛ افزایش هزینه‌های معیشت، اختلال در درآمدهای روزانه، محدودشدن فرصت‌های شغلی، دشواری تأمین نیازهای اولیه، نگرانی درباره امنیت و سرپناه و افزایش مسئولیت مراقبتی مادران، از جمله مهم‌ترین این چالش‌ها بود.

خاک‌رنگین اشاره می‌کند که در خانواده‌های زن‌سرپرست، مسئولیت تأمین درآمد، مراقبت از فرزندان و مدیریت امور خانه غالبا بر عهده یک نفر است؛ بنابراین زمانی که جنگ درآمد خانواده را کاهش می‌دهد یا دسترسی به خدمات و امکانات را مختل می‌کند، فشار ناشی از بحران به‌طور هم‌زمان در چند بعد اقتصادی، اجتماعی و روانی بر این زنان وارد می‌شود.

به گفته او بخش قابل توجهی از این زنان در مشاغل غیررسمی فعالیت می‌کنند و فرصت اشتغال بسیاری از آنها بعد از جنگ محدودتر شده است. چون تعداد زیادی از زنان سرپرست خانوار شاغل و تحت پوشش سازمان بهزیستی، در مشاغل خرد، خانگی، پاره‌وقت و غیررسمی مثل خیاطی، بافتنی، تولید محصولات غذایی خانگی، مشاغل خدماتی و فروش محصولات در بازارهای محلی و شبکه‌های فروش کوچک فعالیت می‌کنند؛ مشاغلی که معمولا به استمرار فعالیت، دسترسی به مواد اولیه، امکان فروش محصول و قدرت خرید مشتریان وابسته‌اند و در شرایط جنگی، اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه، تعطیلی یا محدودشدن بازارهای فروش، کاهش تقاضا و دشواری رفت‌وآمد می‌تواند درآمد این زنان را به‌شدت کاهش دهد یا فعالیت شغلی آنها را متوقف کند.

او می‌گوید تعطیلی مدارس و افزایش نیاز فرزندان به مراقبت در منزل، فرصت اشتغال را برای برخی از این مادران محدودتر کرد. در نتیجه، جنگ صرفاً موجب از دست رفتن درآمد نشد، بلکه در مواردی استمرار فرایند توانمندسازی اقتصادی را نیز با مشکل مواجه کرد: «در خصوص بازگشت به کار، نمی‌توان وضعیت همه زنان را یکسان ارزیابی کرد؛ برخی امکان ازسرگیری فعالیت خود را دارند، اما گروهی دیگر به تأمین سرمایه در گردش، تهیه مجدد مواد اولیه، بازسازی محل کار، دسترسی به بازار فروش یا دریافت آموزش‌های تکمیلی نیاز دارند. در این شرایط رویکرد سازمان بهزیستی این است که ضمن تداوم خدمات اشتغال، آموزش و کارآفرینی، شرایط هر خانوار را بررسی کند و متناسب با میزان خسارت و نیاز آن، مسیر بازگشت به فعالیت اقتصادی و ترمیم معیشت را پیگیری کند.»

زندگی بدون مستمری ماهانه

آمارهایی که مرکز پژوهش‌های مجلس مدتی پیش درباره وضعیت اقتصادی این گروه از زنان منتشر کرده، تطابق زیادی با اطلاعات سالنامه آماری تامین اجتماعی و اطلاعات سازمان بهزیستی دارد و فقر گسترده را در میان آنها نشان می‌دهد. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی که با بررسی محمدرضا عبداللهی و عطیه عرب تهیه شده، نوشته است که «بیش از ۵۸ درصد از خانوار‌های زن‌سرپرست را زنان بی‌سواد اداره می‌کنند و حدود ۴۰ درصد از خانوار‌های باقی‌مانده را زنانی با تحصیلات دیپلم و کمتر از دیپلم مدیریت می‌کنند و کمتر از سه درصد زنان سرپرست خانوار تحصیلات دانشگاهی دارند». بر مبنای این گزارش، شمار درخور توجهی از زنان سرپرست خانوار، مستمری ماهانه ندارند.

بر اساس نتایج طرح هزینه درآمد خانوار مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۰، زنان سرپرست خانوار دارای مستمری ۳۷ درصد بودند و در مقابل آن ۶۳ درصد از زنان سرپرست خانوار مستمری‌ای در ماه دریافت نمی‌کنند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره علت بالاتر‌بودن میزان فقر در جمعیت زنان توضیح داده شده: «به‌طور کلی خانوار‌های با سرپرست زن از خانوار‌های با دو سرپرست زن و مرد فقیرتر هستند؛ چرا‌که سطح درآمد این دسته خانوار کاهش داشته و گاهی باید از تعداد وابستگان بیشتری حمایت و نگهداری کنند. در این‌گونه خانوارها، زنان باید علاوه بر کسب درآمد، وظیفه سر‌و‌سامان‌دادن به امور خانواده و نگهداری از کودکان را بر عهده بگیرند و در چنین شرایطی، زنان سرپرست خانوار، از سویی وقت و انرژی کمتری برای امور خارج از خانه دارند و از سوی دیگر، نقش باز‌تولیدی زنان، آنها را به کار پاره‌وقت و انعطاف‌پذیر با اشتغال خانگی مجبور می‌کند یا اینکه زنان سرپرست خانوار را ناچار می‌کند در بخش‌های غیررسمی بازار مشغول شوند. زمانی که سرپرست خانوار به جای دو نفر، یک نفر باشد و در بخش غیررسمی بازار در شغل‌های کم‌ارزش‌تر و با دستمزد کمتر اشتغال داشته باشد، باید انتظار داشت که زنان سرپرست خانوار با فقر گسترده‌تری دست‌و‌پنجه نرم کنند». در این گزارش به مشکل فقر مسکن زنان سرپرست خانوار اشاره شده و تأکید می‌شود که اجاره خانه و هزینه تأمین مسکن بخش زیادی از دستمزد زنان سرپرست خانوار را می‌بلعد و فقر آنها را تشدید می‌کند.

حالا با وجود بحران اشتغال زنان و خروج بخش زیادی از آنها از بازار کار، فرصت باقی مانده اندک هم از زنان سرپرست خانوار به دلیل نقش‌های مراقبتی سلب شده است؛ مسیری که به یک بحران مضاعف رسیده و تاثیر مستقیمی بر تشدید نابرابری‌ها، توزیع فرصت‌ها و دسترسی کمتر فرزندانشان به امکانات دارد. 

بازگشت به فهرست