JAI NewsRoom مدیریت

بحران جهانی مسکن با ۳۰۰ میلیون نفر بی‌خانمان

13 مهر 1404 | 09:05 •جهان
بحران جهانی مسکن با ۳۰۰ میلیون نفر بی‌خانمان

جهان با بحران شدیدی در حوزه مسکن مواجه است؛ بحرانی که بیش از ۳۰۰ میلیون نفر را بی‌خانمان کرده و آن‌ها را وادار به زندگی در خیابان‌ها کرده است. این واقعیت نگران‌کننده، ضرورت اقدام فوری و هماهنگ جهانی برای تامین مسکن مناسب و پایدار را بیش از پیش برجسته می‌کند.

مدیر اجرایی «برنامه اسکان سازمان ملل متحد»  (UN-Habitat)اقتصاددان ۵۵ ساله «آناکلاودیا روسباخ»، اخیرا در مادرید با روزنامه ال‌پائیس دیدار کرد. او به‌تازگی از سویا و شرکت در «چهارمین کنفرانس بین‌المللی تامین مالی برای توسعه» بازگشته است.

روسباخ درباره این رویداد می‌گوید: «برداشت کلی من بسیار مثبت بود.» این کنفرانس بر بحث و بازاندیشی در مورد منابع مالی کار مشترک برای سیاره‌ای در شرایط بحرانی تمرکز داشت. مدیر «برنامه اسکان سازمان ملل» می‌گوید «روحیه‌ای برای ساختن اتحادها، اندیشیدن مشترک و کار جمعی» را هنگام بررسی نیاز به «تغییرات نظام‌مند برای دسترسی به تامین مالی» حس کرده است.

او می‌گوید: «در حوزه کاری من، وقتی صحبت از نیازهای شهری می‌شود، به یک میلیارد انسانی فکر می‌کنم که در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند یا تقریبا دو میلیارد نفر که به آب دسترسی ندارند. نیازها بسیار عظیم‌اند و ارقام مورد نیاز نیز همین‌طور.» با این حال، روسباخ در سویا «ایده‌ها و ظرفیت‌های بالقوه زیادی» می‌بیند: «برای مثال، برای گسترش سازوکارهایی که همین حالا هم می‌شناسیم، مثل مالیات بر دارایی، خلاقیت زیادی مشاهده می‌شود. به‌ویژه در شهرداری‌های آفریقایی، که به سازوکارهای مالیاتی غیرمستقیم برای جمع‌آوری منابع مالی معتقدند، اما هنوز به حمایت دولت‌های ملی خود برای افزایش خودمختاری نیاز دارند.» گفتگوی ال‌پائیس با روسباخ را در ادامه می‌خوانید.

 

در ماه می، «برنامه اسکان سازمان ملل» درباره «بحران جهانی مسکن» هشدار داد. آیا تضمین این حق انسانی هر روز سخت‌تر می‌شود؟

 ما با یک بحران جهانی مسکن مواجه‌ایم. بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در خیابان، بیش از یک میلیارد نفر در سکونت‌گاه‌های غیررسمی‌ و ۳ میلیارد نفر در خانه‌های نامناسب زندگی می‌کنند، ما با بحران استطاعت مالی روبرو هستیم. این یک مشکل ساختاری در جنوب جهانی است، جایی که بازار مسکن و املاک همواره برای درصد کمی از جمعیت قابل دسترسی بوده است. اما امروز، دشواری خرید خانه یا پرداخت اجاره در همه‌جا وجود دارد، به‌ویژه در شهرهای بزرگ. صد و پنج کشور عضو به نفع برنامه راهبردی ما رای داده‌اند و توافق دارند که تمرکز «برنامه اسکان سازمان ملل» در چهار سال آینده باید بر دسترسی به مسکن، زمین و خدمات پایه باشد.

 

۱۰۵ کشور درباره بحران مسکن نگران‌اند اما بسیاری از اجرای سیاستی دراینباره خودداری می‌کنند، حتی با مسئله کاهش مسکن عمومی مواجه‌ایم. چه اقدامات مشخصی باید انجام شود؟

در ابتدا باید به مصالح ساختمانی دسترسی داشته باشیم. بسیاری از کشورها تولید داخلی منابع لازم برای ساخت مسکن را ندارند. در برخی دیگر، شهرها سیاست‌های قوی برای زمین یا توسعه مسکن ندارند. بنابراین ممکن است اقداماتی مانند گسترش سرمایه‌گذاری یا یارانه‌ها انجام دهند، اما اگر سازوکارهایی برای تامین زمین با موقعیت مناسب وجود نداشته باشد، این اقدامات به جایی که نیاز هست نخواهد رسید و بدون عرضه زمین مناسب، خطر تکرار آنچه قبلا در سیاست‌گذاری عمومی رخ داد وجود دارد: توسعه مسکن عمومی در حاشیه‌ها و جداسازی قسمت‌های فقیر و غنی شهر. ما باید سازوکارهایی برای تامین زمین مناسب داشته باشیم و اراده سیاسی را با حمایت مردم هم‌راستا کنیم. علاوه بر این، مسکن گران است و بسیاری از کشورها ظرفیت مالی محدودی دارند. همچنین در بسیاری از مناطق برای ساخت مسکن، وابستگی به توان مالی مردم وجود دارد. سیاست مسکن یک سرمایه‌گذاری بلندمدت است. نمی‌توانیم فکر کنیم که امروز آغاز می‌کنیم و در سه ماه آینده مشکل مسکن حل خواهد شد.

 

نظرتان درباره وضعیت مسکن در اسپانیا چیست؟

وضعیت اسپانیا بسیار شبیه آن چیزی است که در دیگر کشورهای اروپایی و ایالات متحده در حال وقوع است. یکی از مسائل کلیدی، قدیمی بودن موجودی مسکن و نیاز به تطبیق آن با مقررات جدید زیست‌محیطی و اقلیمی و سایر استانداردهاست. این کار هزینه دارد؛ در شهرهای گردشگرپذیر به دلیل اجاره‌های کوتاه‌مدت، کاهش عرضه مسکن وجود دارد. همچنین احتمالا کاهش کلی تولید مسکن عمومی باعث محدود شدن این عرضه شده باشد و از سوی دیگر، شاید نبود مقررات کافی بر سرمایه مالی منجر به شیوه‌های سرمایه‌گذاری و وضعیت‌های احتکاری (speculative) شده است که بر دسترسی به مسکن تاثیر می‌گذارد.

از طرف تقاضا، با تغییرات جمعیتی و شکاف توان مالی مواجه‌ایم، که مسئله‌ای بسیار ساختاری‌تر است. همچنین نیاز است که با دیدی ساختارمندتر به توسعه شهرها بیندیشیم، اینکه زمین‌ها یا فضاهای بلااستفاده چگونه استفاده خواهند شد. برای مثال، در سائو پائولو یک سازوکار مالیاتی برای املاک خالی وجود دارد. ما باید فکر کنیم که دولت ملی چگونه می‌تواند سازوکارهایی را طراحی و اجرا کند تا عرضه مسکن افزایش یابد.

چگونه می‌توان شهرها را در برابر بحران اقلیمی مقاوم‌تر کرد؟

امروزه در شهرها بیشتر از آنکه جمعیتمان رشد کند، از نظر مساحت رشد می‌کنیم. همه آرزو دارند خانه‌ای کوچک با یک باغ داشته باشند. فکر نمی‌کنم این دیگر امکان‌پذیر باشد. ما باید به این رشد شهری فکر کنیم و آن را محدود کنیم، چرا که بر اکوسیستم، محیط زیست شهری، منابع آبی و تنوع زیستی شهر تاثیر می‌گذارد. نکته دیگر، اقدامات برای کاهش اثرات بحران اقلیمی است؛ مثلا با گسترش فضاهای سبز.

 

شهر پایدار از نظر شما چه ویژگی‌هایی دارد؟

شهری فشرده، با پوشش گیاهی چشمگیر، تنوع زیستی، جایی که بتوان صدای پرندگان را شنید. چنین شهری باید به‌صورت پایدار و با مصالح محلی مطابق با استانداردهای پایداری ساخته‌شده باشد. شهری که به فضاهای سبز احترام می‌گذارد، اما همچنین به مردم هم احترام می‌گذارد. شهر پایدار، شهری فراگیر است.

 

چگونه می‌توان از ساکنان شهرها محافظت کرد؟

از جهتی با تضمین اینکه مردم بتوانند با امنیت در شب‌ها رفت‌وآمد کنند و در وسایل حمل‌ونقل عمومی ایمن باشند. یک روند شهری بسیار جالب هم وجود دارد که به «شهر مراقبان» (city of the caregivers) شهره شده است؛ این شیوه به عنوان سیاستی در «بوگوتا» و «ایستا پالاپا» در مکزیک اجرا می‌شود. «شهر مراقبان» شهری است که زیرساخت‌هایی برای مراقبان دارد تا افراد، به‌ویژه زنان، بتوانند هنگام رفتن به سر کار، کودکان و سالمندان خود را در مکانی امن بگذارند. سیاست‌هایی برای مراقبان و نزدیکی خدمات بسیار مهم‌اند تا فراگیری اجتماعی تضمین شود.

 

مزایای سرمایه‌گذاری در چنین سیاست‌هایی چیست؟

آنچه در یک منطقه اتفاق می‌افتد، بر کل شهر تاثیر خواهد گذاشت. اما اگر واقع‌گرایانه‌تر نگاه کنیم، اگر برای زنان سازوکارهای امن و ساختار مراقبتی فراهم شود تا بتوانند سر کار بروند، این فرصت را خواهیم داشت که کل این جمعیت را وارد بازار کار کنیم و تولید ناخالص داخلی کشور را افزایش دهیم. از طرف دیگر، مسئله بهره‌وری شهر مطرح است. اگر به توسعه اقتصادی، رشد، فرصت‌ها و کسب‌وکار فکر کنیم، باید شهرهایی بهره‌ور داشته باشیم. شهرهایی که امن‌تر هستند و جابجایی در آن‌ها به‌صورت کارآمد انجام می‌شود. اگر رسیدن یک فرد از محله‌ای به محله‌ای دیگر سه ساعت طول بکشد، این بهره‌وری نیست. سه ساعت رفت، سه ساعت برگشت، و هشت ساعت کار. یک نفر تحت این شرایط تا چه اندازه می‌تواند بهره‌ور باشد؟

 

تا سال ۲۰۵۰، دو سوم جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد. آیا شهرها آماده‌اند؟

اگر به مناطقی نگاه کنیم که بیشترین رشد را تجربه خواهند کرد، یعنی آفریقا و آسیا، کارهای زیادی باید انجام شود. در قاره آفریقا، هم‌اکنون بیش از ۵۰ درصد جمعیت در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند و اگر این وضعیت را تغییر ندهیم، صدها میلیون نفر وارد شهرهایی خواهند شد که همین حالا هم با کمبود زیرساخت‌های اساسی مواجه‌اند. در آفریقا همچنین با جمعیت جوان بسیار قابل‌توجهی مواجه خواهیم بود. شهرها باید آماده باشند تا برای این همه جوانی که وارد آنها خواهند شد و به شغل نیاز خواهند داشت، مسکن، زیرساخت و فرصت فراهم کنند.

بازگشت به فهرست