JAI NewsRoom مدیریت

عکس، تهدید و وحشت سالیان؛ زنی هویت شکارچی عکس‌های خصوصی‌اش را فاش می‌کند

28 تیر 1405 | 09:40 •جهان
عکس، تهدید و وحشت سالیان؛ زنی هویت شکارچی عکس‌های خصوصی‌اش را فاش می‌کند

یک پیام ساده در شبکه اجتماعی، آغاز کابوسی ده‌ساله برای مدیسون بود؛ کابوسی که با سرقت تصاویر خصوصی، تهدید و تعقیب سایبری همراه شد و در طی آن تصاویرش برای نزدیکان و همکارانش هم فرستاده شد. این گزارش روایت یک زن از ۱۰ سال تلاش برای به دادگاه کشاندن کسی است که عکس‌های او را منتشر کرده بود.

یک روز صبح، «مدیسون کنرادیس» در حالی که بی‌هدف در تختخواب خود با تلفن همراهش فیس‌بوک را بالا و پایین می‌کرد، پیامی شوکه‌کننده دید. یکی از آشنایان قدیمی دوران دبیرستان از مدیسون پرسید که آیا می‌داند تصاویر برهنه‌ای از او در اینترنت منتشر شده است؟

مدیسون، بی‌خبر و شوکه، از دوستش خواست اطلاعات بیشتری بدهد. دوستش، شرمگین به او گفت این عکس‌ها در سایت‌هایی بی‌نظارت در حال انتشار است؛ سایت‌هایی که در آن‌ها تصاویر زنان بدون اطلاع و رضایتشان همراه با نام، محل کار و اطلاعات مربوط به محل زندگی یا رفت‌وآمدشان منتشر می‌شد.

مدیسون که در حوزه بازاریابی فعالیت می‌کند درباره این موضوع می‌گوید: «این اولین بار بود که فهمیدم اصلا چنین وب‌سایت‌هایی وجود دارند.»

او ادامه می‌دهد: «ترسناک بود. هیچ ایده‌ای نداشتم تصاویر کجا منتشر شده‌اند یا چه کسی این کار را انجام داده است. از نظر من، این حتی از سایت‌های پورنوگرافی هم بدتر بود، چون این تصاویر در کنار محتوای غیرقانونی قرار گرفته بودند؛ چیزهایی مثل پورنوگرافی بدون رضایت، تصاویر سوءاستفاده جنسی از کودکان، دعوت به آزار زنان و حتی تصاویر افراد مرده... آن موقع من انجمن‌های مربوط به انتشار تصاویر خصوصی و آزار اینترنتی را جست‌وجو می‌کردم تا عکس‌ها را پیدا کنم، اما چیزهایی دیدم که نمی‌خواهم هرگز دوباره ببینم.»

در نهایت دو تصویر پیدا کرد که از یک گالری نمونه عکس متعلق به یک عکاس برداشته شده بودند. این تصاویر مربوط به شش سال قبل‌ بود، زمانی که او ۱۹ سال داشت و در یک جلسه عکاسی مدلینگ شرکت کرده بود. تا امروز نیز نمی‌داند این عکس‌ها چگونه به دست فرد مهاجم رسیده‌اند؛ آیا هکی در کار بوده یا نقصی در یک نرم‌افزار باعث افشای آن‌ها شده است؟

او می‌گوید: «وقتی عکس‌ها را پیدا دیدم، احساس تهوع عجیبی به من دست داد، همان حس بدنی تهوع. ناشناس بودن فرد پشت این ماجرا واقعا آزاردهنده بود. اگرچه دانستن این که چه کسی این کار را کرده، به اندازه کافی وحشتناک بود، اما ندانستن این که چه کسی قصد آسیب رساندن به من دارد هم، ترسناک‌ترین بخش ماجرا بود.»

نگران‌کننده‌تر اینکه فرد منتشرکننده در کنار تصاویر نوشته بود: «این مدیسون است. این هم شبکه‌های اجتماعی، آدرس و شماره تلفنش. بروید آزارش دهید.»

پس از شوک اولیه، مدیسون که اکنون ۳۶ ساله است، با خواهر دوقلویش کریستین تماس گرفت و تصمیم گرفت آن پست را نادیده بگیرد، چون انتظار داشت به‌زودی فراموش شود و از بین برود، اما چنین نشد.

او در عرض چند ساعت شاهد انتشار چندین پست در وب‌سایت‌های مختلف و مشکوک بود؛ روندی که به‌تدریج به صدها پست در روز رسید. برخی عکس‌ها برای صفحه اینستاگرام پدرش ارسال شدند، بعضی هم به آدرس مشتریان و همکاران سابقش رفتند. اگر کسی نام مدیسون را در گوگل جست‌وجو می‌کرد، اولین تصاویری که پیدا می‌کرد همین عکس‌هایی بود که بدون رضایت از او در فضای مجازی پخش شده بود.

او می‌گوید: «وحشتناک بود. نمی‌دانستم چه کسی این کار را می‌کند. می‌توانست هر کسی باشد: یکی از اعضای خانواده، یک دوست، فردی که پشت سرم در خیابان راه می‌رفت، یا حتی مسئول پذیرش مطب دندان‌پزشکی... هیچ چیزی نمی‌دانستم.»

مدیسون اکنون داستان خود را در پادکستی از مجموعه Novel روایت می‌کند. او در یکی از قسمت‌های پادکست به یاد می‌آورد: «کابوسی داشتم که تکرار می‌شد؛ یک فرد نقاب‌دار بالای سرم ایستاده بود، با لباسی کاملا سیاه و کلاهی که صورتش را می‌پوشاند. نمی‌توانستم چهره‌اش را ببینم. آن‌قدر واقعی بود که اغلب نیمه‌شب از خواب می‌پریدم، از تخت بیرون می‌آمدم و جیغ می‌کشیدم. دلیلش همان فردی بود که مرا آزار می‌داد، تعقیبم می‌کرد و نمی‌دانستم چه کسی است.»

مدتی بعد از انتشار اولین تصاویر از مدیسون، فرد منتشرکننده از او خواست تا تصاویر بیشتری برایش بفرستد. حتی کاربران فیس‌بوک که با نام‌های جعلی ثبت‌نام کرده بودند، برای مدیسون پیام مستقیم می‌فرستادند و از او می‌خواستند تصاویر صریح و خصوصی جدیدی ارسال کند؛ آنها تهدید می‌کردند که اگر این کار را نکند عکس‌هایی را که قبلا منتشر شده بود، بیشتر پخش خواهند کرد.

او شماره تلفن و آدرس ایمیل خود را تغییر داد، بیشتر حساب‌های شبکه‌های اجتماعی‌اش را حذف کرد. به این ترتیب برای مدتی شرایط آرام‌تر می‌شد. مدیسون می‌گوید: «برای مدتی طولانی، نسبت به همه اطرافیانم تردید داشتم. این اتفاق واقعا روی اعتماد من به دیگران تاثیر گذاشت.»

سرانجام وقتی امیدش به این که بالاخره فرد منتشرکننده خسته خواهد شد و دست از این کار خواهد کشید از بین رفت، مدیسون به پلیس مراجعه کرد. با این حال اگرچه با ورود خواهرش کریستین که وکیل بود، پرونده‌ای تشکیل شد، اما اتفاق خاصی رخ نداد.

کریستین می‌گوید: «اخاذی جنسی (Sextortion) در آن زمان جرم نسبتا جدیدی بود. آن اوایل تازه چنین چیزی در پرونده‌های پلیسی جا باز کرده بود. آموزش نیروهای پلیس در ابتدا چندان مناسب نبود. آن‌ها با پرونده‌های مهم‌تری درگیر بودند و احتمالا به همین دلیل بود که موفقیت چندانی به دست نیاوردیم.»

در سال ۲۰۱۵، کریستین هم قربانی همان فرد ناشناس شد؛ این‌بار هم تصاویر خصوصی در کنار نام او منتشر شدند. با متوقف شدن روند پرونده پلیس، آن‌ها خودشان نقش کارآگاه را بر عهده گرفتند و طی ۱۰ سال گذشته، با دقت تمام شواهد، سوابق و اطلاعات ثبت‌شده را جمع‌آوری کردند. آن‌ها یک نقشه دیجیتال از ردپاها ایجاد کردند؛ چیزی شبیه به تابلوهای تحقیقاتی پرونده‌های قتل در سریال‌های جنایی که روی آن‌ها سرنخ‌ها با سنجاق مشخص می‌شود. مدیسون و خواهرش شروع به بررسی تمام نشانه‌هایی کردند که فرد مزاحم از خود به جا گذاشته بود.

یکی از چیزهایی که توجهشان را جلب کرد، شیوه عجیب تایپ کردن او بود؛ به‌خصوص استفاده خاصش از فاصله در یک سری از کلمات مشخص. همین سرنخ آن‌ها را به قربانیان دیگری رساند؛ یکی از آن‌ها دختری زیر سن قانونی بود که در تصویر، لباس فرم مدرسه کاتولیک به تن داشت. مدیسون در پادکست می‌گوید: «پست‌هایی وجود داشت که در آن‌ها از کسی درخواست شده بود تا به او تجاوز کند. ما روی تصویر زوم کردیم و بعد کیفیت عکس را بهتر کردیم. در نهایت توانستیم محل مدرسه را از روی تصویر بخوانیم. واقعا وحشتناک بود. اگر ما می‌توانستیم او را پیدا کنیم، هر آدم منحرفی در اینترنت هم می‌توانست.»

در طی این تحقیقات به یک ارتباط مشترک رسیدند؛ همه این زنان یک دوست مشترک در فیس‌بوک داشتند: کریس بونکوره، یکی از دوستان سابق دوران دانشگاه همسر کریستین. شواهد بیشتر زمانی به دست آمد که مدیسون در سال ۲۰۱۶ برای تعطیلات به فلوریدا کیز رفته بود و تصویری از منظره غروب خورشید در کنار ساحل در اسنپ‌چت منتشر کرد.

او می‌گوید تقریبا بلافاصله در پایین صفحه یک پیام ناشناس دیدم که نوشته بود: «چه غروب زیبایی را دیدی. می‌دانستم تنها جایی که این تصویر را منتشر کرده بودم اسنپ‌چت بود؛ فقط ۳۹ نفر آن را دیده بودند.»

آخرین فردی که این پست را دیده بود، کریس بونکوره بود؛ همان کسی که از اعضای انجمن برادری دانشگاهی همسر کریستین بود و در مراسم عروسی آن‌ها هم حضور داشت.

پس از نزدیک به یک دهه ترس، سوءظن و اخاذی، آن‌ها بالاخره عامل این آزارها را پیدا کرده بودند. کریستین می‌گوید: «واقعا شوکه‌کننده بود، اما در نهایت منطقی به نظر می‌رسید. او فردی منزوی، کمی عجیب و ترسناک بود.»

مدیسون اضافه می‌کند: «اینکه بالاخره توانستیم یک چهره و یک نام برای او داشته باشیم، آرامش‌بخش بود. انگار بار بزرگی از روی شانه‌هایم برداشته شد. دوباره توانستم به آدم‌ها اعتماد کنم و به شکلی عجیب، هیجان‌زده هم بودم؛ ما برای رسیدن به این نقطه خیلی سخت تلاش کرده بودیم. شب‌های بی‌شماری را تا ساعت سه صبح بیدار مانده بودیم و روی این موضوع کار کرده بودیم.»

آن‌ها به اندازه کافی مدرک جمع کرده بودند تا او را به دادگاه بکشانند و علیه او اعلام جرم کنند. در دادگاه، اسناد نشان داد که بونکوره طی یک دوره هفت‌ساله، با استفاده از شماره‌ تلفن‌های جعلی، پیامک‌ها و حساب‌های کاربری ساختگی در شبکه‌های اجتماعی، ۶ زن (از جمله یک فرد زیر سن قانونی) را مورد آزار، تهدید، تعقیب سایبری و تلاش برای اخاذی قرار داده است.

مدیسون می‌گوید: «احساسات شدیدی داشتم. اینکه قرار بود در دادگاه درباره تاثیر کارهای او بر زندگی‌ام صحبت کنم، برایم ترسناک بود؛ اینکه فکر کنید یک قاضی می‌تواند درباره سرنوشت چیزی تصمیم بگیرد که شما برای رسیدن به آن این‌همه تلاش کرده‌اید؛ اینکه آیا او به زندان می‌رود یا نه.»

قاضی با آن‌ها همراه شد و بونکوره را به ۱۵ سال زندان فدرال محکوم کرد.

بونکوره عامل انتشار هزاران تصویر برهنه و جنسی قربانیان در اینترنت بود؛ همچنین او اطلاعات هویتی شخصی آن‌ها مانند شماره تلفن، آدرس و شناسه‌های حساب‌های شبکه‌های اجتماعی‌شان را هم منتشر کرده بود. بونکوره همچنین از طریق اینترنت از افراد دیگر می‌خواست با قربانیان تماس بگیرند و آن‌ها را آزار دهند. در برخی موارد، بونکوره از این افراد برای گرفتن تصاویر جنسی بیشتر از قربانیان آن هم با تهدید و اخاذی استفاده می‌کرد و در مواردی دیگر، آن‌ها را به تجاوز به از قربانیان تشویق می‌کرد.

برای مدیسون، دیدن زندانی شدن فردی که او را تعقیب می‌کرد، پایان سال‌ها فشار روانی بود؛ فشاری که بر شغل، روابط و سلامت جسمی و روحی او تاثیر گذاشته بود.

مدیسون توضیح می‌دهد: «آن وقت‌ها با دوره‌هایی از افسردگی درگیر بودم و از نظر جسمی هم با سطح بالای کورتیزول، یعنی هورمون استرس، مشکلات جدی سلامتی پیدا کردم. خواب خوبی نداشتم، دائما تحت فشار بودم، فرسوده شده بودم و برای مدت طولانی کابوس می‌دیدم.»

با این حال، مدیسون هنوز هم نمی‌تواند بفهمد چه چیزی باعث شد بونکوره دست به چنین جرم فجیعی بزند: «بعضی آدم‌ها واقعا از نظر ذهنی مشکل دارند. به هر حال فکر می‌کنم مجرم، مجرم است.»

منبع: metro.co.uk

بازگشت به فهرست